Outbound Links (52)

  • Title Length:24

    عشق+مرگ+زندگي
  • <meta> Keywords Count:10

    عشق+مرگ+زندگي,seavash0091, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs
  • <meta> DescriptionLength:150

    عشق+مرگ+زندگي - فریاد که در رهگذره ادم خاکی@امشب منتظراینم که بیاد تو بوسه زنم برخاک
  • <h1> tag

    عشق+مرگ+زندگي
    نمیدانم کجای راه عشق را بیــراهه رفتم که زمانی به خود آمـدم تو رفته بودی نه دیگراز نگاهت اثری بود و نه از دستان مهربانت . من در این راه تنها مانده ام با جادهای بی انتها و آسمانی بی ستاره، در این بی کسی و سکوت مرگبار دیگر صدایت را نمیشنوم صدایی که اکنون باور دارم دروغ نبود . بودن تورا کم دارم و نوازش دست هایدوست داشتنیت که قرار بود خیال مرهمی بر روی زخم هایم باشنــد، و همان چشمانی کهبه من باور بودن بدهند.
    مندر این جاده خواهم رفت تا به بی نهایت ، از سکوت نمی ترسم که از تنهایی بی تو وحشتدارم، دلم می لرزد زمانی که نیستی پا در راه می روم شاید در بیکران غربت من باشـمو ماه رفته ام ، که در آنجا بنشینم و با ستـارگـان از عشق مان بگویم ، می دانم درآن شهر خیال نیازی به پنهانی عشق نیست ، آنجا دشتی از بنفشه است و یاد تو بوی عطر گلیاس می دهد ، آنجا دلم پر می کشد برای لطافت باران و پاییز برایم غم گرفته نخواهدبود وقتی از عشق تو می گویم ، وقتی از مهر تو می گویم . می روم و در هر گامی که برمی دارم خواهم گفت دوستت دارم .
    About
    Menu
    Archives
    Links
    Servis
    Design
    Other
  • <h2> tag

    عشقت در قلبم است ، تو مال منی و باور نداری که تنها امیدم به تو است
    آغوشت ، آخرین سرپناهم ، در لحظه ای که تنها به تو نیاز دارم @میخواهمت با تمام وجود
    تنهای تنهای برای من وقلب منی>فدات
    چه اشتباهی کردم چه گناهی کردم که اینگونه در دادگاه خودت منو محکوم کردی هان چی؟؟؟؟
    عزیزم جونم نفسم عشقم زندگیم همه کسم تو را خدا منو از یاد خودت نبر من بدون یاد تو مرده ای بیش نیستم
    از دلم برای دلم
    سلام سلام سلام
    سلام بعلت جابجایی خونه تاوصل کردن نت نیستم هرکسی دوست داشت منتظرم بمونه یاعلی
    خواهش میکنم تبرک عید نگید ممنون
    تقدیم به نفسم زندگیم عزیزم جونم چه باشی وچه نباشی شدی همه کسم سرورم داروی گریه های شبانه ام
    میخام بنویسم برو خداحافظ ولی دلم نمیزاره...پس با عشقت میمیرم
    عشق یعنی تو ووقتی تویی نیستءعشق یعنی محبت دوستام که هیچوقت تنهام نزاشتنءفداتون
    بخدا دیگه طاقت نارم@خدا میدونه خسته شدم@کاش تموم شه
    فقط برای خودم مینویسم نه تو
    احتیاجی به حضورت نیست بیادت عاشق میمونم تا مرگم بیادتا بدونی که چه کسی عهد شکنه
    دارم عاشقت میشم خودت کمکم کن میدونی که شروع دوباره چکارم میکنه{التماست میکنم}نمیتونم
    این برف هم مثل برف دل من کم کم اب میشه ومیره {بیاد بیماران قلبی که از پیش ما دارن میرن}
    فقط وفقط تو میمانی برایم وبس.هیچکس منو بخاطر خودم نخواست ونمیخاهد
    زندگی من باعشق خودش شروع شد با عشق خودش هم تمومش میکنم
    عاشق ومعشوق واقعی را دیگه نمیتوان پیدا کرد هرکسی برای هدفی عاشقت میشه/
  • <strong> tag

    تمام زندگی ام هستی و خبر نداری که بی تو میمیرم

    باور نداری که در قلبم جز تو و عشقت کسی جایی ندارد ، کسی از حالم خبر ندارد
    نمیدانی که با وجودت به من نفس میدهی
    نمیدانی که با نفسهایت به من جان میدهی
    و ای همیشه ماندگارم ، ای عزیزتر از جانم
    با تو همیشه در اوج آسمانم ، با تو آرام ، حالم خوب خوب، همیشه شادم

    از عشق نمی هراسم آنگاه که تو عشق منی
    نمیترسم از رفتنت آنگاه که تو هم عاشق منی

    تنها باور داشته باش عشق مرا ، غرق شو در وجودم و
    ببین که لحظه به لحظه نفسهایم تو را میخواهند
    ..
    با تو همیشه مستم ، مست چشمهایت ، با تو همیشه هستم ، هستم تا ابد در دل مهربانت
    هیچکس نمیتواند مرا از تو بگیرد،آنگاه که من با تو یکی شده ام ، با تو همیشگی شده ام
    و من مال تویی هستم که خیلی وقت است مال منی
     
    من عاشق تویی هستم که خیلی وقت است به دنبال توام
    ….
    و باز شعری دیگر برای تو ، احساسی دیگر در وصف تو ، تا زنده ام مینویسم برای تو

    آغوشت ، آخرین سرپناهم ، در لحظه ای که تنها به تو نیاز دارم
    آغوشت ، تنها راه آرامش ، در لحظه ای که دلم گرفته و میخواهمت

    آغوشت ، یک جای گرم ، جایگاهی امن ، تنها برای من
    در آغوش توام و سرم بر روی سینه هایت تا با شنیدن
    تپشهای قلبت بشنوم زمزمه ی دوستت دارم هایت را

    در آغوش توام و به حسی رسیده ام که با تمام وجودم میفهمم چقدر زندگی با توزیباست
    و من اینجا را با هیچ چیز عوض نمیکنم ، وقتی تو در کنارمی احساس آرامش میکنم
    یک احساس پاک ، به دور از هوس ، تنها تو را میخواهم ای همنفس
    می بوسمت ، تو را در میان خودم میگیرم و در آن لحظه آرزو میکنم
    لحظه رفتنم از این دنیا ، در آغوش تو بمیرم
    در نهایت دوست داشتن ، زیباترین حس دنیا ، این لحظه را نگیر از من ای خدا
    و آنگاه که ستاره ها میدرخشند در آسمان عشقمان
    تو هستی در آغوشم و تکرار میشوی هر لحظه برایم تا لحظه طلوع

    آغوشت ، تنها جایگاه من ، تو هستی تا ابد برای من

    در میان گرفته ام تو را ، میخواهمت تا ابد ، این لحظه همیشه در خاطرت بماند

    مانده ام به پای تو که دوستت دارم ، خسته نیستم ، چون که تو را دارمو روزی لحظه ای آمد که دیدم با تو چه دنیایی دارم ، مثل بهشتوجودت ، نگاهت ، حرفهایت ، چه زیبا می تابند بر تن منو بازتابش عشقی است که مرا لحظه به لحظه دگرگون میکندساده تر مینویسم، دوستت دارم ! ساده است ، به سادگی یک قلب، اما پر از غوغاو من زمانی در هیاهوی قلب خویش ، زمانی که همه از عشق فراری بودند با شنیدنش پر از گریه و زاری بودند ، عاشقت شدم و هر چه خواستیدر راه داشتنت قدم برداشتم و امروز رسیده ام به عمق قلبت، جایی پر از آرامش حالا از این سرزمین تنها ، من مانده ام و تو و خدا پس به آن کسی که جز من و تو در بین ماست دوستت دارمنمیخواستم تنهایی را ، اما تنها تو را میخواستمنمیخواستم بی کسی را ، اما دلم میخواست تو باشی همه کسمشدی تنها بهانه ، برای هر دلیل عاشقانه تنهایی بود در بینمان ، اما جزئی از عشقمان مثل اینکه من تنهایی در قلب توام ، مثل تو که تنهایی مال منی
    به آسانی دل داد و به آسانی دل برید ، او حتی در لحظه آخر اشکهای مرا ندید
    مثل یک پرنده از قفس دلم پرید ، حتی صدای آخرین فریادم را نشنید
    چه بچه گانه برایش گریه میکردم ، اینک از حال و روز خودم میخندم
    رفت و مرا جا گذاشت ، دستم را درون دستهای غم گذاشت
    من مانده ام و تنهایی و یک حسرت
    تو بودی که مرا به سوی خودت کشاندی با آن چشمان مستت
    او رفت و من رفتم به دنبالش، رسیدم به رد پاهایش
    رفتم در کنارش ، خیره شدم به چشمانش
    او دیگر مرا نمیشناخت ، او دیگر نگاهم را نمیخواست
    دلم با این حال و هوا نمیساخت ، دلم همانجا بود که خودش را باخت
    باورم نمیکرد ، باور نمیکردم که دیگر نبود
    مرا نمیخواست ، نمیتوانستم بدون او باشم
    دل به دل راه نداشت ، او دیگر در دلش برایم هیچ جایی نداشت
    از چشمش افتاده بودم ، من قبل از رفتنش خودم راهش را رفته بودم
    میدانستم به کجا میرود ، میدانستم به جایی میرود که فراموشم کند
    برای همیشه در قلبش خاموشم کن
    او میدانست خیلی دوستش دارم و باز هم رفت
    میدانست برایش میمیرم و لحظه ای برنگشت
    برنگشت که بببیند دارم از غم رفتنش پرپر میزنم ، عشقش را با خودم به گور میبرم
    تحمل دلتنگی ، درد نبودنت ، من که تحمل ندارم دوری ات
    عشق من هر جا هستی بیا که میخواهمت
    میدانم تو نیز حال مرا داری ، تو نیز از دلتنگی احساس مرا داری
    روزها چه زود میگذرد ، زندگی با یک چشم به هم زدن میرود
    اما نمیگذرد، نمیرود این لحظه های انتظار و دلتنگی

    عزیز من ، نمیدانی که دلم چقدر برای چشمانت تنگ شده
    نمیدانی که دلم چقدر برای آن آغوش گرمت پر میزند

    و قلبم اینجاست که تند تند میزند
    بیقرارم ، و همچنان به عشق تو عاشق این انتظارم

    تا پایان این انتظار ، دلتنگی هایم بر روی هم انباشته میشود
    تا جایی که قلبم لبریز از دلتنگیست ، لبریز از عشقیست که بیش از همیشه است

    تا پایان انتظار اشکی نمیریزم ، تا لحظه ای که تو را ببینم
    و دریایی از اشک بر گونه ام جاری شود
    تا اشکهای شوق جای غم دوری ات را بگیرد

    خیره به عکسهایت ، تحمل ندارم ببینم نیستی در کنارم
    گرچه همیشه به تو میگویم که مهم در قلب هم بودن است ، همیشه به یاد هم بودن است
    و من عشق بی قانون میخواهم ،من لحظه های آرام در کنار تو را میخواهم
    و می آید لحظه ای که می آیی ، به عشق آن هست که این شعر مرا میخوانی

    لذت با تو بودن
    وقتی تو عشقمی ، وقتی تو را دارم ، دیگر نیاز به هیچکس ندارم
    نیاز من تویی و بودنت، چه لذتی دارد بوییدنت ، بوسیدنت
    چه لذتی دارد وقتی خیره به چشمان توام ، به خدا من فقط مالتوام
    کاش میشد لحظات دور از تو بودن تمام شود، سرنوشت ما به جاییختم شود
    که سالهاست آرزوی آن را میکشیم
    عشق من ، قلب من فقط تو را میتواند دوست داشته باشد ، انگاراز آغاز تو در قلب من بوده ای
    تو مثل نفس در سینه ی من بوده ای
    هیچگاه کسی به دلم ننشست
    تا تو آمدی و شدی همان دلم ، با تمام وجودم دوستت دارم گلم
    از تو دل نمیکنم ، وقتی مثل تو در این دنیا دلی با وفا نیست
    وقتی به پاکی تو در دنیای اطرافم نیست دیگر نمیگردم
    وقتی تو را دارم چشمهایم را بر روی همه میبندم
    تو را میبینم که مال منی ، تو فرشته نجات قلب منی
    برای من تنها تو ارزش داری ، چون به قلبم ارزش دادی که اینکدوستش داری
    و من بیشتر نفس میگیرم وقتی میبینم تو اینقدر عاشقانه مرادوست داری

    من بیشتر عاشقت میشوم وقتی مبینم تو مرا برای همیشه میخواهی

    احساسم همیشه تکرار میشود ، حرفهایم هر روز تکرار میشود
    اما این تکرار برای قلبم تازگی دارد
    حس من به تو بوی عطر عاشقی دارد ، قلبم هیچکس جز تو را به این اندازه ،دوست ندارد
    دلم میخواست امسال عید را خوش باشم مثل اینکه
                                                تقدیر من همش باید تو بیمارستان رقم بخوره شب عید
                                                        مهمونی بودم وای که چقدر خوش گذشت
    روزهای خوب باهمبودنمان گذشت
    ...
    روزهایی که با چندخاطره تلخ و شیرین به سر رسید و
    تنها یادگار از آنروزها یک قلب شکسته برجا ماند
    .
    روزهای شیرین عاشقیگذشت و امروز من تنهای تنهایم ، گذشت
    و اینک دلم هوای تورا کرده است
    ...
    دلم تنگ است برای آنلحظه های شیرین با هم بودنمان
    !
    دلم برای گرفتن آندستان مهربانت ، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است
    ...
    کاش دوباره آن روزهایشیرین عاشقی مان تکرار می شد ، کاش دوباره
    می توانستم آن صداییکه شب و روز به من آرامش میداد را بشنوم
    ...
    دلم برای آن خنده هایقشنگت تنگ شده است عزیزم
    ...
    تو رفتی و تنها چندخاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی
    ...
    خاطره هایی که یاد آناین دل عاشقم را می سوزاند
    ....
    دلم بدجور برای توتنگ است عزیزم
    ....
    برگرد! بیا تا فصهنیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیم
    ...
    برگرد تا قصه من و توپایانش تلخ و غم انگیز نباشد
    !
    دلم برای لحظه هایدیدار با تو تنگ شده است
    ...
    چه عاشقانه دستانم رامی گرفتی و در کنارم قدم میزدی ، چه
    عاشقانه مرا در آغوشخود می فشردی و به من می گفتی که مرا دوست می داری
    !
    چرا رفتی از کنارم؟تو رفتی و من تنهای تنها در این دنیای
    بی محبت با چند خاطرهتلخ مانده ام
    ...
    برگرد تا دوباره آنخاطره های شیرین با هم بودنمان تکرار شود
    ....
    دلم بدجور برای تو ،برای حرفهایت ، درد دلهایت ، صدای گریه هایت تنگ شده است
    ..
    عزیزم برگرد تادوباره جان بگیرم و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم
    ....
    با آمدنت مرا دوبارهزنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن
    تا عاشقانه تر ازهمیشه از تو و آن عشق پاکت بنویسم
    ...
    عزیزم برگرد تادوباره جان بگیرم
    و منی که اینک خستهاز زندگی ام نفس بگیرم
    به نام تو که برایمبهترینی عزیزم
    ..
    تو آمدی و بهار زندگیام فرا رسید
    ...
    تو آمدی و کویر دلم ،تبدیل به دریایی از عشق و محبت شد
    ....
    آمدی و خوشبختی را باخود بهمراه آوردی
    ...
    تو همانی که منمیخواستم ، تو همان آرزوی منی ای آرزوی من
    ...
    با ورود تو به قلبمخوشبختی در زندگی ام تضمین شد و فرداها را
    در کنار تو زیبا میبینم و می دانم با تو زندگی ام پر از
    خاطره های شیرین وماندگار خواهد بود
    .
    دستان گرمت را به منبده ، سرت را بر روی شانه هایم بگذار
    و درد دلهای عاشقانهات رادر گوشم زمزمه کن ای عشق من
    ...
    می خواهم با تو همانمرد خوشبخت باشم ، همانی که برای
    رسیدن به تو خودش رابه آب و آتش زده
    ...
    اینک که تو را یافتمدیگر به جز خوشبختی مان هیچ آرزویی
    را از خدای خویشندارم
    ای تک ستارهآسمان تاریک قلبم خیلی دوستت دارم و
    میخواهم تا آخرینلحظه نفسهایم تو راعاشقانه دوست داشته باشم
    و به تو عشق بورزم وبا عشق تو زندگی کنم
    ...
    تو آمدی و به مننیروی عشق دادی تا با این نیرویی که
    در وجودم است عاشقانهبا تو زندگی کنم و به عشق تو در مقابل
    سختی ها و مشکلاتزندگی بایستم
    ....
    دوستت دارم ای تو کهخزان سرد و بی روح دلم را تبدیل
    به بهار سبز عاشقیکردی عزیزم
    ازمجنون قصه ها نیزدیوانه ترم
    .....
    این قلب کوچک و پر ازدرد من فدای تو ، این قلب من بی ارزش است جانم فدایت
    ...
    می خواهم با گرمی آنقلب عاشقت در این دنیای سرد زندگی کنم و به تو و عشق تو
    افتخار کنم ...خوشبختم چون در کنار تو هستم ، امیدوارم به فرداها چون در قلب مهربان
    تو هستم و زندگی امرا بیشتر از همیشه زیبا می بینم
    چون تو همان زندگیمنی ای بهترینم
    .
    بیشتر از همه چیز وهمه کس دوستت دارم و بعد از
    خدای خویش تو را میپرستم و عاشقانه از ته قلبم ، با صداقت
    و یکرنگی و یکدلی فریادمیزنم
    :
    ای بهترینم خیلیدوستت دارم
    و تا ابد و تا زمانی که خون در رگهایم جاری است با تو می مانم
    ..
    درد من عاشقیست
    درد من عاشقیست ، احساسم در این روزهادلتنگیست!
    دردی در سینه ام دارم که تنها قلبم میداند !
    احساسی در قلبم دارم که تنها خدا میداند !
    این روزها دلم بدجور هوایت را کرده است ، دلمبرایت تنگ شده است!
    خیلی برایم عزیزی عزیزم ، تا تو را دارم هیچغمی جز غم دوری ات در دل ندارم!
    کاش در کنارم بودی ، کاش بودی تا دیگر هیچ غمیدر دل نداشتم !
    نیاز من در کنار تو بودن است ، آرزوی من همیشهبا تو بودن است !
    خسته نمی شوم از دلتنگی اما شاید لحظه ای تنهادلشکسته شوم!
    می سازم با این لحظه های دور از تو بودن ومیگذرانم این لحظه های نفسگیر را!
    از من خواسته بودی هیچگاه اشک نریزم ، راستشرا بخواهی اینک چشمانم پر از اشک
    است !چشمم مثل قلبم صبور نیست! زود می شکند وزود دلش هوای دیدن تو را میکند!
    درد من ، درد تو است ، درد ما درد عشق است !
    با درد عشق سوختم ، با لحظه های دلتنگی ساختم، عاشق ماندم و عاشقانه با یادت
    زندگی میکنم !
    در لحظه های دلتنگی در گوشه ای مینشینم و بهتو می اندیشم ...
    دلم بدجور بهانه میگیرد ، تو مال منی اما درکنارم نیستی !
    درد من عاشقیست ، دردی که دوای آن فقط تویی !
    بیا و با حضورت در کنارم مرا درمان کن!
    در این لحظه هایی که در کنارم نیستی دلم تنهاتو را میخواهد !
    تنها تو میتوانی درد دلم را درمان کنی !
    عشق یعنی : تویی که زیر و رو کردی دنیای مرا
    به اوج رساندی آن قلب تنهای مرا
    عشق یعنی : تویی که مرا عاشق خودت کردی
    تویی که مرا محو چشمهای ناز خودت کردی
    عشق یعنی وفاداریت ، محبتهایت ، آن قلب پاک و مهربانت
    عشق یعنی تو ، تویی که به من یاد دادی رسم عاشق بودن را
    عشق یعنی چشمانت ، چشمانی که مرا دیوانه میکنند
    وقتی خیره میشوم درونش،انگار دنیایی را میبینم کهعاشقانه میپرستمش
    عشق یعنی : اشکهایم ، اشکهایی که از دلتنگی تو میریزنداز گونه هایم
    عشق یعنی : انتظارم ، انتظاری که سالهاست برای رسیدن بهتو میکشم
    عشق یعنی : منی که قلبم را جز تو به کسی ندادم
    و از آن زمان که آمدی نگاهم به هیچ نگاهی دوخته نشد
    آتش قلبم برای هیچکس جز تو شعله ور نشد
    عشق یعنی : زیر باران آنقدر دلم هوایت کرده بود که اشکمیریختم
    در میان همه میرفتم ، همه نگاه میکردند مرا ،
    میگفتند این دیوانه چرا به بیراهه میرود؟
    عشق یعنی : لحظه به لحظه به یادت بودن و همه زندگی رافدایت کردن
    عشق یعنی : به  عشقت تک تک ستاره ها را شمردن ،
    شبها را تا صبح، نام تو را زیر لب زمزمه کردن
    عشق یعنی : تویی که مثل و مانندی برایم نداری ،
    تویی که همه جا و همیشه از فکرم بیرون نمیروی
    عشق یعنی ، منی که عاشق توام و تا ابد مال تو
    ...
    عشق یعنی ، هیچگاه حرفهای روز اولم را زیر پا نگذاشتم ،
    عهدم را نشکستم و به انتظار هیچکس جز تو ننشستم
    !
    عشق یعنی : تویی که وقتی گفتی مال منی ،
    در میان همه فریاد زدی مال منی، مرا هیچگاه پنهان نکردیاز دیگران
    ....
    عشق یعنی در میان غمهایت برای من شاد بودی و
    در میان شادی هایت همیشه با من بودی
    ...
    عشق یعنی آرامش به قلب من دادی ،
    به من همیشه نفس دادی حتی در هوای گرفته نفسهایت
    ...
    عشق یعنی ، هوای با تو بودن ، فصل ها را به انتظارت باعشق پشت سرگذاشتن
    عشق یعنی تو ، تویی که قلبم تنها برای تو میتپد
    ...
    عشق یعنی ، برای تو نوشتن ، احساسم را برای تو ابرازکردن
    عشق یعنی یک دنیا ، دوستت دارم به خدا
    !
    قلبت را لمس میکنم ، تو را حس میکنم ، همه وجودمی
    ...
    آرامم میکنی ، مرا درگیر نگاهت میکنی ، تو آخر مرا دیوانهخودت میکنی
    دوست داشتنم تمامی ندارد ، هیچ کس جز تو در قلبم جایی ندارد
    قلبم جز تو سرپناهی ندارد ، تو مال منی ، این با تو بودنهاحدی ندارد
    و تکرار میشود ، در هر تکرار حسی تازه پیدا میشود
    هر حسی به وسعت عشقمان ، هر عشقی برای قلبمان
    تمام لحظاتم شده ای ، منی که تمام زندگی ام را به پای توریخته ام
    کاش زودتر تو را میدیدم که اینگونه زندگی ام تا به اینجابیهوده هدر نرود
    و حالا میفهمم زندگی چیست ، حالا که با توام میفهمم عشقچیست
    قبل از آمدنت نه حسی بود ، نه حوصله ای ، من بودم و تنهاییو روزهای بی عاطفه
    حالا پر از احساسم ، لبریز از تو و غرق در عشق
    هیچکس نمیرسد به ما ، آنقدر ها دور شده ایم که هیچکسنمیبیند ما را
    رفته ایم به جایی که تنهاییم
    در آغوش هم آرامیم ، و اینجاست که فقط تنها صدا ، صداینفسهای ماست
    اگر تپشهای قلبمان بگذارند ، تنها صدا ، صدای زمزمه دوستتدارمهای ماست
    کاش میشد همیشه همینجا من و تو تنها بمانیم
    همینجا برای هم قصه عشق را بخوانیم
     
    با صدای لالایی هم درگیر در آغوش هم آرام تا ابد بخوابیم
    ....
    تا عشقمان ابدی شود ، و این عشق برای کسی هیچگاه تکرار نشود
    خیلی وقت است دارم با تو زندگی میکنم
    تو خودت هم نمیدانستی ، نمیدانستی که با عشق تو لحظههایم را سر میکردم
    اگر نیامدم به تو بگویم راز عشقم را ، میخواستم که باعشق تو خوش باشم
    میخواستم که همیشه عشقت واقعی بماند در دلم
    چون فکر میکردم شاید تو بی وفا از آب درآیی ، فکرمیکردم شاید تو مرا نخواهی
    میخواستم عشقم یکطرفه باشد ، تنها من تو را بخواهم وتنها من بدون تو بمیرم
    بی آنکه با تو باشم ، و بی آنکه تو در کنارم باشی
    بگذار همینگونه بماند، بگذار از عشقت لذت ببرم
    گرچه دلتنگی سخت است ، در حسرت آغوشت ماندن زجر است امامن به عشق بودنت
    در قلبم خوشم
    بگذار خوش باشم مثل گذشته ها، مثل همیشه عاشقت باشم
    تو نباشی بهتر است ، عشقت برایم یک خیال عاشقانه است
    !
    میخواهم در همین توهم عاشقانه بمانم
    نه روزی می آید که خیانت کنی ، نه روزی می آید که رهایمکنی
    تو نیستی ، اما عشقت اینجاست ، همینجا، در قلبم
    تا آخرین نفسمیخواهمت ، تو نمی دانی که چقدر دوستت دارم
    نمیدانی ، نمیدانی ،تو نمیدانی
    دلی که میتپد ، چشمیکه منتظر است
    صدای قدمهایم ، رفتنبه رویاهایم ، سکوت دلم ، یک نفس عمیق از ته دلم
    یک حس عمیقتر از آننفس ،به دور از هوس
    لحظه ای می اندیشم بهدور از همه چیز ، به تو و خودم
    با تمام وجود حسمیکنم دوستت دارم، میروم به سر خط
    .
    این خط به احترام اینکلام  مقدس بسته میشود
    نمیدانی ، نمیدانی ،تو نمیدانی که اینک من چه حالی ام
    از همه چیز جز عشق توخالی ام
    لبریزم از تو و غرقدر بودنت ، تمام احساس من بر میگردد به در لحظه در آغوش کشیدنت
    تو می آیی ، همه چیزدر تو خلاصه میشود
    رفته ام در حسی کهبیرون آمدن از آن محال است
    نمیخواهم فکر کنماینها همه خیال است
    یک چیزی مرا دیوانهکرده اینجا ، بوی عطر تو پیچیده اینجا
    مینشینی در کنارم ،خیره میشوی به چشمانم
     
    از حال میرود این دلسر به هوایم
    دلم تسلیم چشمهایتشده ، یک لحظه از تپش افتاده و به حال خودش رها شده
    دنیایی در عمق چشمانم، باور ندارم که میبینم همه ی دنیا را در یک جا
    میخواهم زندگی کنم ،نفس بکشم ، باشم ، اما تنها با تو ، فقط در کنار تو
    این خط را به عشقبودنت نمیبندم، چون که تو برای من بی انتهایی
    ...
    آرام می بارد، بی صدا مینشیند ، با خود سکوت را به همراه می آورد
    بی صدا و آرام رنگ دنیا را سفید میکند
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، تا دیگر نبینم سیاهی های اینزندگی را
    تا ببینم همه چیز به رنگ سفید است ، آرامش من در همین است
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، تا وقتی قدم میزنم
     
    زیر پاهایم نرمی زمین را حس کنم
    حس کنم سبک شده ام ، انگار که در حال پروازم
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد
    تا نبینم سیاهی ها را ، نبینم بی وفایی ها را
    ...
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد تا به جای آدمهای بی وفا
    آدم برفی ها را ببینم چون که دلهایشان پاک است
    مثل ما از جنس خاک نیستند ، بی مرام نیستند
    قلبشان یکرنگ به رنگ سفید است ، مثل ما آدمها هزار رنگنیستند
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، تا برف ها بپوشانند درختانرا
    تا نبینم دیگر شاخه های خشکیده را، من که تحمل ندارم ببینمگل های پژمرده را
    آرام می بارد ، بی صدا مینشیند ، همه ی زشتی ها را در زیرخود پنهان میکند
    تا دنیا رنگ تازه ای را به خود بگیرد
    تا حس کنم دنیای دیگری است ، اینجا جای دیگریست
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، تا در دلم تنها حرفی باشد
    که در سکوت بارش آرام برف در کوچه باغها قدم بزنم و زمزمهکنم کلام آرامش را
    تا از همه چیز و همه کس دور باشم ، تنها خودم باشم و سکوت وسکوت
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، کاش همیشه همنشین من یک آدمبرفی باشد
    با اینکه خیلی سرد است مثل یخ ، اما دلش گرم گرم است
    بر عکس ما آدمها که تنمان داغ است و دلهایمان سرد
    .....
    به این باور رسیده ام که بی تو زندگی نمیشود
    نمیتوانم ، بی تو این دنیا را نمیخواهم
    تویی همه کسم ، همه ی قلبم در تو خلاصه میشود
    بی تو روزم شب نمیشود
    به این باور رسیده ام ، کسی جز تو لایق من نیست
    کسی جز تو محرم دلم نیست
    تویی از نفس بالاتر ، تو عشقمی و جانمی و همه وجودم
    بی تو اینجا سوت و کورم
    و من از قلب تو به اوج عشق رسیدم
    من از تو به همه جا رسیدم ، چه سختی هایی کشیدم تا بهتو رسیدم
    ...
    وقتی تو را دارم از این زندگی هیچ نمیخواهم دیگر ، تورا میخواستم ، که دارمت
    برای همیشه میخواهمت و من میخوانمت
    همچو نماز عشق ، به سوی تویی که قبله راز و نیازهای منی
    ...
    راز قلب تو و تمام احساسات قلبهایمان ، نیاز من به تو ولحظه های عاشقی مان
    از آن لحظه که آمدی به قلبم ، عشق من به تو تمام قلبمرا فرا گرفته
    نگونه کسی که دیگر به سراغ دلم نمی آید چون خودش میداند
    که من مال تویی هستم که عاشقانه میپرستمت
    از تمام زندگی تو را دارم
    من این اراده را دارم که فریاد بزنم و همه دنیا را ازخواب بیدار کنم
    و بگویم عشقم را خیلی دوست دارم
    ...
    به این باور رسیده ام که تو اولین و آخرین همسفر زندگیام هستی
    که با تو تا هر جا بخواهی می آیم ، من با تو هم قسم شدهام تا وقتی زنده ام با تو میمانم
    چشمهایم را بر روی همه میبندم
    و تنها کسی را میبینم که نگاهش خیره به چشمان من است
    تو را حس میکنم ، می آیم به سویت ، تو را در آغوش میکشم
    و  موهایت را نوازش میکنم ، لبهایت را میبوسم و باتمام وجود در گوشت
    زمزمه میکنم کلام مقدس دوستت دارم را
    ....
    آنقدر میگویم دوستت دارم تا مرا بفشاری در آغوشت
    آنقدر بفشاری مرا ، که با هم یکی شویم
    تا من تو شوم و تو همانی که عاشقش هستم
    ....
    مرا ببخش اگر نتوانستم احساسم را زیباتر از این برایتابراز کنم
    ...
    دوستت دارم
    در عشق هر چه لذت بردم و به آسمانها رفتم
    آخرش به غم رسیدم و بالم شکست و بر زمین افتادم
    عشق بی مرام است ، با دل ها ناسازگار است
    اولش دنیایی است و آخرش مثل یک غده سرطان است
    قلبم را به چه کسی بسپارم که درک داشته باشد؟
    قلبم را به چه کسی بسپارم که قدرش را بداند
    هر چه ایمان آوردم به این و آن ، آنها میشدند بلای جان
    قلبم را به چه کسی بسپارم که وفادار بماند
    تنها به خاطر خودم با من بماند
    نه اینکه امروز را بگوید دوستم دارد و فردا شعر رفتن رابرایم بخواند
    در عشق هر چه سوختم و نشستم و به انتظار ماندم
    آخرش به کویری رسیدم که باز هم در حسرت باران محبتماندم
    عشق بی وفا است ، اولش پر از شور و شوق ،
    آخرش مثل قلب من آرام و بی صدا مرد
    ....
    کار من و دلم از عاشقی گذشته ، آنقدر این دنیا بی وفاست
    که تمام پل ها را در بین ما شکسته
    قلبم را به چه کسی بسپارم تا به من آرامش دهد ؟
    من و تنهایی و عالمی که دارم در این دنیا ،
    صد ها برابر ارزش دارد نسبت به این عشق ها در این دنیا
    و آن عشقی که ما به دنبال آن میگردیم ،
    رفت و تمام شد و افسانه ای شد و اینک ما از آن میخندیم
    نه نمیخواهم بشنوم که تو با بقیه فرق داری
    نه میخواهم بشنوم که همیشه با دلم میمانی
    تو هم مثل قصه خیالی عشق را میخوانی ، که فکر میکنیمیتوانی عاشقم بمانی
    بیخیال شو ، من کتاب عشق را برای همیشه بسته ام ،
    چون از این شکستن ها خیلی خسته ام
    ...
    در آغوش این و آن بوده ای حالا مرا میخواهی؟
    بگذریم از این ویرانه ، تو با خودت هم نمیمانی
    آمده ای که احساس مرا به بازی بگیری ، یا به قول خودتبرایم بمیری
    اسیرت نمیشوم تا عذابم دهی ، اگر میگویی تنها مال منی
    پس چرا آغوشت بر روی همه باز است چرا چهره ات برای همهناز است
    من سرگرمی تو نیستم ، دلی دارم که تنهاست ، تو هم نباشیهمیشه با خداست
    فکر نکن در دام تو می افتم ، اگر اینگونه بود تا بهامروز میسوختم
    میسوختم و فردا خاکستری از قلبم میماند که حتی کسی بهسویش هم نمی آمد
    خودم را برای تو نمیدانم ، تویی که برای همه هستی
    لبانت هزار طعم میدهد، آغوشت بوی عطر همه را میدهد !مرا برای چه میخواهی؟
    منی که از عشق فراری ام ، تویی که عشق را با هوس اشتباهگرفته ای
    تو نمیخواهی تنها با عشق باشی ، تو میخواهی در حال عشقباشی

    در مرام ما نیست این بازی ها ، تو آمده ای راهی را کهراه من از آن جداست
    مرام و معرفتت برای آنهایی که همیشه در بسترشان هستی
    وفایت برای آنهایی که نمیگویند بی وفایی
    چون دائما در حال بوسه دادن و گرفتن از آنهایی
    من و دلم هم عالمی دارند در همین دنیای تو
    نه بی وفا هستیم و نه می افتیم به دست و پای امثال تو
    در آغوش این و آن بوده ای و مرا برای چه میخواهی
     
    یک بار هم نگفتی تو تنها برای دلم میمانی
    ما نشدیم مثل دیگران ، دنیا همین است ، دلم هم شاهد اینحیله گران
  • <b> tag

    صفحه اصلی|عناوین مطالب |تماس با من|پروفایل |قالب وبلاگ
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
  • Images without Alt Tag

    http://www.blogfa.com/photo/s/seavash0091.jpg
    http://www.bia2skin.ir/theme/logo-theme.jpg
  • Traffic

    This report show rough estimate of seavash0091.blogfa.com's popularity
    See the traffic for sputnik20.deviantart.com
  • HTTP Header Analysis

    HTTP/1.1 200 OK
    Content-Type: text/html; charset=utf-8
    Content-Encoding: gzip
    Vary: Accept-Encoding
    Server: Microsoft-IIS/7.5
    X-Powered-By: ASP.NET
    Date: Sat, 14 Jun 2014 21:41:59 GMT
    Content-Length: 33959
  • Dns Recode

    HostTypeTarget / IP(ipv6)TTLOther
    seavash0091.blogfa.comA38.74.1.531799class:IN
  • Whois