Outbound Links (48)

  • Title Length:24

    عشق+مرگ+زندگي
  • <meta> Keywords Count:10

    عشق+مرگ+زندگي,seavash0091, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs
  • <meta> DescriptionLength:150

    عشق+مرگ+زندگي - فریاد که در رهگذره ادم خاکی@امشب منتظراینم که بیاد تو بوسه زنم برخاک
  • <h1> tag

    عشق+مرگ+زندگي
    نمیدانم کجای راه عشق را بیــراهه رفتم که زمانی به خود آمـدم تو رفته بودی نه دیگراز نگاهت اثری بود و نه از دستان مهربانت . من در این راه تنها مانده ام با جادهای بی انتها و آسمانی بی ستاره، در این بی کسی و سکوت مرگبار دیگر صدایت را نمیشنوم صدایی که اکنون باور دارم دروغ نبود . بودن تورا کم دارم و نوازش دست هایدوست داشتنیت که قرار بود خیال مرهمی بر روی زخم هایم باشنــد، و همان چشمانی کهبه من باور بودن بدهند.
    مندر این جاده خواهم رفت تا به بی نهایت ، از سکوت نمی ترسم که از تنهایی بی تو وحشتدارم، دلم می لرزد زمانی که نیستی پا در راه می روم شاید در بیکران غربت من باشـمو ماه رفته ام ، که در آنجا بنشینم و با ستـارگـان از عشق مان بگویم ، می دانم درآن شهر خیال نیازی به پنهانی عشق نیست ، آنجا دشتی از بنفشه است و یاد تو بوی عطر گلیاس می دهد ، آنجا دلم پر می کشد برای لطافت باران و پاییز برایم غم گرفته نخواهدبود وقتی از عشق تو می گویم ، وقتی از مهر تو می گویم . می روم و در هر گامی که برمی دارم خواهم گفت دوستت دارم .
    About
    Menu
    Archives
    Links
    Servis
    Design
    Other
  • <h2> tag

    سلام بعلت جابجایی خونه تاوصل کردن نت نیستم هرکسی دوست داشت منتظرم بمونه یاعلی
    خواهش میکنم تبرک عید نگید ممنون
    تقدیم به نفسم زندگیم عزیزم جونم چه باشی وچه نباشی شدی همه کسم سرورم داروی گریه های شبانه ام
    میخام بنویسم برو خداحافظ ولی دلم نمیزاره...پس با عشقت میمیرم
    عشق یعنی تو ووقتی تویی نیستءعشق یعنی محبت دوستام که هیچوقت تنهام نزاشتنءفداتون
    بخدا دیگه طاقت نارم@خدا میدونه خسته شدم@کاش تموم شه
    فقط برای خودم مینویسم نه تو
    احتیاجی به حضورت نیست بیادت عاشق میمونم تا مرگم بیادتا بدونی که چه کسی عهد شکنه
    دارم عاشقت میشم خودت کمکم کن میدونی که شروع دوباره چکارم میکنه{التماست میکنم}نمیتونم
    این برف هم مثل برف دل من کم کم اب میشه ومیره {بیاد بیماران قلبی که از پیش ما دارن میرن}
    فقط وفقط تو میمانی برایم وبس.هیچکس منو بخاطر خودم نخواست ونمیخاهد
    زندگی من باعشق خودش شروع شد با عشق خودش هم تمومش میکنم
    عاشق ومعشوق واقعی را دیگه نمیتوان پیدا کرد هرکسی برای هدفی عاشقت میشه/
    منم سیاوش تنهای تنهای تنها{تازنده ام ونفس دارم فقط وفقط بخاطر تو که نگی مرد نیستی}مردم
    خواهش میکنم دنیال عشق نگردین اینجا در این خانه عاشقی خفته است از عشق گزیده شده
    خیلی زود دیر میشه کاش....{بیاد ان شب که صبح نمیشد}
    داستان کوتاه عشقم
    برای هیچکس نمینویسم فقط وفقط برای دل خودم وبه هیچکس هم ربطی نداره که چی میگم
    متنفرم از انتظار از تنهایی از غم از گریه از زندگی از خودم از دنیا ................ای خداتاکی ؟؟؟؟؟
    امروز دلم گرفته بود همینجوری نشسته بودم ومینوشتم کسی به دل نگیره@
  • <strong> tag

    دلم میخواست امسال عید را خوش باشم مثل اینکه
                                                تقدیر من همش باید تو بیمارستان رقم بخوره شب عید
                                                        مهمونی بودم وای که چقدر خوش گذشت
    روزهای خوب باهمبودنمان گذشت
    ...
    روزهایی که با چندخاطره تلخ و شیرین به سر رسید و
    تنها یادگار از آنروزها یک قلب شکسته برجا ماند
    .
    روزهای شیرین عاشقیگذشت و امروز من تنهای تنهایم ، گذشت
    و اینک دلم هوای تورا کرده است
    ...
    دلم تنگ است برای آنلحظه های شیرین با هم بودنمان
    !
    دلم برای گرفتن آندستان مهربانت ، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است
    ...
    کاش دوباره آن روزهایشیرین عاشقی مان تکرار می شد ، کاش دوباره
    می توانستم آن صداییکه شب و روز به من آرامش میداد را بشنوم
    ...
    دلم برای آن خنده هایقشنگت تنگ شده است عزیزم
    ...
    تو رفتی و تنها چندخاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی
    ...
    خاطره هایی که یاد آناین دل عاشقم را می سوزاند
    ....
    دلم بدجور برای توتنگ است عزیزم
    ....
    برگرد! بیا تا فصهنیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیم
    ...
    برگرد تا قصه من و توپایانش تلخ و غم انگیز نباشد
    !
    دلم برای لحظه هایدیدار با تو تنگ شده است
    ...
    چه عاشقانه دستانم رامی گرفتی و در کنارم قدم میزدی ، چه
    عاشقانه مرا در آغوشخود می فشردی و به من می گفتی که مرا دوست می داری
    !
    چرا رفتی از کنارم؟تو رفتی و من تنهای تنها در این دنیای
    بی محبت با چند خاطرهتلخ مانده ام
    ...
    برگرد تا دوباره آنخاطره های شیرین با هم بودنمان تکرار شود
    ....
    دلم بدجور برای تو ،برای حرفهایت ، درد دلهایت ، صدای گریه هایت تنگ شده است
    ..
    عزیزم برگرد تادوباره جان بگیرم و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم
    ....
    با آمدنت مرا دوبارهزنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن
    تا عاشقانه تر ازهمیشه از تو و آن عشق پاکت بنویسم
    ...
    عزیزم برگرد تادوباره جان بگیرم
    و منی که اینک خستهاز زندگی ام نفس بگیرم
    به نام تو که برایمبهترینی عزیزم
    ..
    تو آمدی و بهار زندگیام فرا رسید
    ...
    تو آمدی و کویر دلم ،تبدیل به دریایی از عشق و محبت شد
    ....
    آمدی و خوشبختی را باخود بهمراه آوردی
    ...
    تو همانی که منمیخواستم ، تو همان آرزوی منی ای آرزوی من
    ...
    با ورود تو به قلبمخوشبختی در زندگی ام تضمین شد و فرداها را
    در کنار تو زیبا میبینم و می دانم با تو زندگی ام پر از
    خاطره های شیرین وماندگار خواهد بود
    .
    دستان گرمت را به منبده ، سرت را بر روی شانه هایم بگذار
    و درد دلهای عاشقانهات رادر گوشم زمزمه کن ای عشق من
    ...
    می خواهم با تو همانمرد خوشبخت باشم ، همانی که برای
    رسیدن به تو خودش رابه آب و آتش زده
    ...
    اینک که تو را یافتمدیگر به جز خوشبختی مان هیچ آرزویی
    را از خدای خویشندارم
    ای تک ستارهآسمان تاریک قلبم خیلی دوستت دارم و
    میخواهم تا آخرینلحظه نفسهایم تو راعاشقانه دوست داشته باشم
    و به تو عشق بورزم وبا عشق تو زندگی کنم
    ...
    تو آمدی و به مننیروی عشق دادی تا با این نیرویی که
    در وجودم است عاشقانهبا تو زندگی کنم و به عشق تو در مقابل
    سختی ها و مشکلاتزندگی بایستم
    ....
    دوستت دارم ای تو کهخزان سرد و بی روح دلم را تبدیل
    به بهار سبز عاشقیکردی عزیزم
    ازمجنون قصه ها نیزدیوانه ترم
    .....
    این قلب کوچک و پر ازدرد من فدای تو ، این قلب من بی ارزش است جانم فدایت
    ...
    می خواهم با گرمی آنقلب عاشقت در این دنیای سرد زندگی کنم و به تو و عشق تو
    افتخار کنم ...خوشبختم چون در کنار تو هستم ، امیدوارم به فرداها چون در قلب مهربان
    تو هستم و زندگی امرا بیشتر از همیشه زیبا می بینم
    چون تو همان زندگیمنی ای بهترینم
    .
    بیشتر از همه چیز وهمه کس دوستت دارم و بعد از
    خدای خویش تو را میپرستم و عاشقانه از ته قلبم ، با صداقت
    و یکرنگی و یکدلی فریادمیزنم
    :
    ای بهترینم خیلیدوستت دارم
    و تا ابد و تا زمانی که خون در رگهایم جاری است با تو می مانم
    ..
    درد من عاشقیست
    درد من عاشقیست ، احساسم در این روزهادلتنگیست!
    دردی در سینه ام دارم که تنها قلبم میداند !
    احساسی در قلبم دارم که تنها خدا میداند !
    این روزها دلم بدجور هوایت را کرده است ، دلمبرایت تنگ شده است!
    خیلی برایم عزیزی عزیزم ، تا تو را دارم هیچغمی جز غم دوری ات در دل ندارم!
    کاش در کنارم بودی ، کاش بودی تا دیگر هیچ غمیدر دل نداشتم !
    نیاز من در کنار تو بودن است ، آرزوی من همیشهبا تو بودن است !
    خسته نمی شوم از دلتنگی اما شاید لحظه ای تنهادلشکسته شوم!
    می سازم با این لحظه های دور از تو بودن ومیگذرانم این لحظه های نفسگیر را!
    از من خواسته بودی هیچگاه اشک نریزم ، راستشرا بخواهی اینک چشمانم پر از اشک
    است !چشمم مثل قلبم صبور نیست! زود می شکند وزود دلش هوای دیدن تو را میکند!
    درد من ، درد تو است ، درد ما درد عشق است !
    با درد عشق سوختم ، با لحظه های دلتنگی ساختم، عاشق ماندم و عاشقانه با یادت
    زندگی میکنم !
    در لحظه های دلتنگی در گوشه ای مینشینم و بهتو می اندیشم ...
    دلم بدجور بهانه میگیرد ، تو مال منی اما درکنارم نیستی !
    درد من عاشقیست ، دردی که دوای آن فقط تویی !
    بیا و با حضورت در کنارم مرا درمان کن!
    در این لحظه هایی که در کنارم نیستی دلم تنهاتو را میخواهد !
    تنها تو میتوانی درد دلم را درمان کنی !
    عشق یعنی : تویی که زیر و رو کردی دنیای مرا
    به اوج رساندی آن قلب تنهای مرا
    عشق یعنی : تویی که مرا عاشق خودت کردی
    تویی که مرا محو چشمهای ناز خودت کردی
    عشق یعنی وفاداریت ، محبتهایت ، آن قلب پاک و مهربانت
    عشق یعنی تو ، تویی که به من یاد دادی رسم عاشق بودن را
    عشق یعنی چشمانت ، چشمانی که مرا دیوانه میکنند
    وقتی خیره میشوم درونش،انگار دنیایی را میبینم کهعاشقانه میپرستمش
    عشق یعنی : اشکهایم ، اشکهایی که از دلتنگی تو میریزنداز گونه هایم
    عشق یعنی : انتظارم ، انتظاری که سالهاست برای رسیدن بهتو میکشم
    عشق یعنی : منی که قلبم را جز تو به کسی ندادم
    و از آن زمان که آمدی نگاهم به هیچ نگاهی دوخته نشد
    آتش قلبم برای هیچکس جز تو شعله ور نشد
    عشق یعنی : زیر باران آنقدر دلم هوایت کرده بود که اشکمیریختم
    در میان همه میرفتم ، همه نگاه میکردند مرا ،
    میگفتند این دیوانه چرا به بیراهه میرود؟
    عشق یعنی : لحظه به لحظه به یادت بودن و همه زندگی رافدایت کردن
    عشق یعنی : به  عشقت تک تک ستاره ها را شمردن ،
    شبها را تا صبح، نام تو را زیر لب زمزمه کردن
    عشق یعنی : تویی که مثل و مانندی برایم نداری ،
    تویی که همه جا و همیشه از فکرم بیرون نمیروی
    عشق یعنی ، منی که عاشق توام و تا ابد مال تو
    ...
    عشق یعنی ، هیچگاه حرفهای روز اولم را زیر پا نگذاشتم ،
    عهدم را نشکستم و به انتظار هیچکس جز تو ننشستم
    !
    عشق یعنی : تویی که وقتی گفتی مال منی ،
    در میان همه فریاد زدی مال منی، مرا هیچگاه پنهان نکردیاز دیگران
    ....
    عشق یعنی در میان غمهایت برای من شاد بودی و
    در میان شادی هایت همیشه با من بودی
    ...
    عشق یعنی آرامش به قلب من دادی ،
    به من همیشه نفس دادی حتی در هوای گرفته نفسهایت
    ...
    عشق یعنی ، هوای با تو بودن ، فصل ها را به انتظارت باعشق پشت سرگذاشتن
    عشق یعنی تو ، تویی که قلبم تنها برای تو میتپد
    ...
    عشق یعنی ، برای تو نوشتن ، احساسم را برای تو ابرازکردن
    عشق یعنی یک دنیا ، دوستت دارم به خدا
    !
    قلبت را لمس میکنم ، تو را حس میکنم ، همه وجودمی
    ...
    آرامم میکنی ، مرا درگیر نگاهت میکنی ، تو آخر مرا دیوانهخودت میکنی
    دوست داشتنم تمامی ندارد ، هیچ کس جز تو در قلبم جایی ندارد
    قلبم جز تو سرپناهی ندارد ، تو مال منی ، این با تو بودنهاحدی ندارد
    و تکرار میشود ، در هر تکرار حسی تازه پیدا میشود
    هر حسی به وسعت عشقمان ، هر عشقی برای قلبمان
    تمام لحظاتم شده ای ، منی که تمام زندگی ام را به پای توریخته ام
    کاش زودتر تو را میدیدم که اینگونه زندگی ام تا به اینجابیهوده هدر نرود
    و حالا میفهمم زندگی چیست ، حالا که با توام میفهمم عشقچیست
    قبل از آمدنت نه حسی بود ، نه حوصله ای ، من بودم و تنهاییو روزهای بی عاطفه
    حالا پر از احساسم ، لبریز از تو و غرق در عشق
    هیچکس نمیرسد به ما ، آنقدر ها دور شده ایم که هیچکسنمیبیند ما را
    رفته ایم به جایی که تنهاییم
    در آغوش هم آرامیم ، و اینجاست که فقط تنها صدا ، صداینفسهای ماست
    اگر تپشهای قلبمان بگذارند ، تنها صدا ، صدای زمزمه دوستتدارمهای ماست
    کاش میشد همیشه همینجا من و تو تنها بمانیم
    همینجا برای هم قصه عشق را بخوانیم
     
    با صدای لالایی هم درگیر در آغوش هم آرام تا ابد بخوابیم
    ....
    تا عشقمان ابدی شود ، و این عشق برای کسی هیچگاه تکرار نشود
    خیلی وقت است دارم با تو زندگی میکنم
    تو خودت هم نمیدانستی ، نمیدانستی که با عشق تو لحظههایم را سر میکردم
    اگر نیامدم به تو بگویم راز عشقم را ، میخواستم که باعشق تو خوش باشم
    میخواستم که همیشه عشقت واقعی بماند در دلم
    چون فکر میکردم شاید تو بی وفا از آب درآیی ، فکرمیکردم شاید تو مرا نخواهی
    میخواستم عشقم یکطرفه باشد ، تنها من تو را بخواهم وتنها من بدون تو بمیرم
    بی آنکه با تو باشم ، و بی آنکه تو در کنارم باشی
    بگذار همینگونه بماند، بگذار از عشقت لذت ببرم
    گرچه دلتنگی سخت است ، در حسرت آغوشت ماندن زجر است امامن به عشق بودنت
    در قلبم خوشم
    بگذار خوش باشم مثل گذشته ها، مثل همیشه عاشقت باشم
    تو نباشی بهتر است ، عشقت برایم یک خیال عاشقانه است
    !
    میخواهم در همین توهم عاشقانه بمانم
    نه روزی می آید که خیانت کنی ، نه روزی می آید که رهایمکنی
    تو نیستی ، اما عشقت اینجاست ، همینجا، در قلبم
    تا آخرین نفسمیخواهمت ، تو نمی دانی که چقدر دوستت دارم
    نمیدانی ، نمیدانی ،تو نمیدانی
    دلی که میتپد ، چشمیکه منتظر است
    صدای قدمهایم ، رفتنبه رویاهایم ، سکوت دلم ، یک نفس عمیق از ته دلم
    یک حس عمیقتر از آننفس ،به دور از هوس
    لحظه ای می اندیشم بهدور از همه چیز ، به تو و خودم
    با تمام وجود حسمیکنم دوستت دارم، میروم به سر خط
    .
    این خط به احترام اینکلام  مقدس بسته میشود
    نمیدانی ، نمیدانی ،تو نمیدانی که اینک من چه حالی ام
    از همه چیز جز عشق توخالی ام
    لبریزم از تو و غرقدر بودنت ، تمام احساس من بر میگردد به در لحظه در آغوش کشیدنت
    تو می آیی ، همه چیزدر تو خلاصه میشود
    رفته ام در حسی کهبیرون آمدن از آن محال است
    نمیخواهم فکر کنماینها همه خیال است
    یک چیزی مرا دیوانهکرده اینجا ، بوی عطر تو پیچیده اینجا
    مینشینی در کنارم ،خیره میشوی به چشمانم
     
    از حال میرود این دلسر به هوایم
    دلم تسلیم چشمهایتشده ، یک لحظه از تپش افتاده و به حال خودش رها شده
    دنیایی در عمق چشمانم، باور ندارم که میبینم همه ی دنیا را در یک جا
    میخواهم زندگی کنم ،نفس بکشم ، باشم ، اما تنها با تو ، فقط در کنار تو
    این خط را به عشقبودنت نمیبندم، چون که تو برای من بی انتهایی
    ...
    آرام می بارد، بی صدا مینشیند ، با خود سکوت را به همراه می آورد
    بی صدا و آرام رنگ دنیا را سفید میکند
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، تا دیگر نبینم سیاهی های اینزندگی را
    تا ببینم همه چیز به رنگ سفید است ، آرامش من در همین است
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، تا وقتی قدم میزنم
     
    زیر پاهایم نرمی زمین را حس کنم
    حس کنم سبک شده ام ، انگار که در حال پروازم
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد
    تا نبینم سیاهی ها را ، نبینم بی وفایی ها را
    ...
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد تا به جای آدمهای بی وفا
    آدم برفی ها را ببینم چون که دلهایشان پاک است
    مثل ما از جنس خاک نیستند ، بی مرام نیستند
    قلبشان یکرنگ به رنگ سفید است ، مثل ما آدمها هزار رنگنیستند
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، تا برف ها بپوشانند درختانرا
    تا نبینم دیگر شاخه های خشکیده را، من که تحمل ندارم ببینمگل های پژمرده را
    آرام می بارد ، بی صدا مینشیند ، همه ی زشتی ها را در زیرخود پنهان میکند
    تا دنیا رنگ تازه ای را به خود بگیرد
    تا حس کنم دنیای دیگری است ، اینجا جای دیگریست
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، تا در دلم تنها حرفی باشد
    که در سکوت بارش آرام برف در کوچه باغها قدم بزنم و زمزمهکنم کلام آرامش را
    تا از همه چیز و همه کس دور باشم ، تنها خودم باشم و سکوت وسکوت
    کاش همیشه روزهایم برفی باشد ، کاش همیشه همنشین من یک آدمبرفی باشد
    با اینکه خیلی سرد است مثل یخ ، اما دلش گرم گرم است
    بر عکس ما آدمها که تنمان داغ است و دلهایمان سرد
    .....
    به این باور رسیده ام که بی تو زندگی نمیشود
    نمیتوانم ، بی تو این دنیا را نمیخواهم
    تویی همه کسم ، همه ی قلبم در تو خلاصه میشود
    بی تو روزم شب نمیشود
    به این باور رسیده ام ، کسی جز تو لایق من نیست
    کسی جز تو محرم دلم نیست
    تویی از نفس بالاتر ، تو عشقمی و جانمی و همه وجودم
    بی تو اینجا سوت و کورم
    و من از قلب تو به اوج عشق رسیدم
    من از تو به همه جا رسیدم ، چه سختی هایی کشیدم تا بهتو رسیدم
    ...
    وقتی تو را دارم از این زندگی هیچ نمیخواهم دیگر ، تورا میخواستم ، که دارمت
    برای همیشه میخواهمت و من میخوانمت
    همچو نماز عشق ، به سوی تویی که قبله راز و نیازهای منی
    ...
    راز قلب تو و تمام احساسات قلبهایمان ، نیاز من به تو ولحظه های عاشقی مان
    از آن لحظه که آمدی به قلبم ، عشق من به تو تمام قلبمرا فرا گرفته
    نگونه کسی که دیگر به سراغ دلم نمی آید چون خودش میداند
    که من مال تویی هستم که عاشقانه میپرستمت
    از تمام زندگی تو را دارم
    من این اراده را دارم که فریاد بزنم و همه دنیا را ازخواب بیدار کنم
    و بگویم عشقم را خیلی دوست دارم
    ...
    به این باور رسیده ام که تو اولین و آخرین همسفر زندگیام هستی
    که با تو تا هر جا بخواهی می آیم ، من با تو هم قسم شدهام تا وقتی زنده ام با تو میمانم
    چشمهایم را بر روی همه میبندم
    و تنها کسی را میبینم که نگاهش خیره به چشمان من است
    تو را حس میکنم ، می آیم به سویت ، تو را در آغوش میکشم
    و  موهایت را نوازش میکنم ، لبهایت را میبوسم و باتمام وجود در گوشت
    زمزمه میکنم کلام مقدس دوستت دارم را
    ....
    آنقدر میگویم دوستت دارم تا مرا بفشاری در آغوشت
    آنقدر بفشاری مرا ، که با هم یکی شویم
    تا من تو شوم و تو همانی که عاشقش هستم
    ....
    مرا ببخش اگر نتوانستم احساسم را زیباتر از این برایتابراز کنم
    ...
    دوستت دارم
    در عشق هر چه لذت بردم و به آسمانها رفتم
    آخرش به غم رسیدم و بالم شکست و بر زمین افتادم
    عشق بی مرام است ، با دل ها ناسازگار است
    اولش دنیایی است و آخرش مثل یک غده سرطان است
    قلبم را به چه کسی بسپارم که درک داشته باشد؟
    قلبم را به چه کسی بسپارم که قدرش را بداند
    هر چه ایمان آوردم به این و آن ، آنها میشدند بلای جان
    قلبم را به چه کسی بسپارم که وفادار بماند
    تنها به خاطر خودم با من بماند
    نه اینکه امروز را بگوید دوستم دارد و فردا شعر رفتن رابرایم بخواند
    در عشق هر چه سوختم و نشستم و به انتظار ماندم
    آخرش به کویری رسیدم که باز هم در حسرت باران محبتماندم
    عشق بی وفا است ، اولش پر از شور و شوق ،
    آخرش مثل قلب من آرام و بی صدا مرد
    ....
    کار من و دلم از عاشقی گذشته ، آنقدر این دنیا بی وفاست
    که تمام پل ها را در بین ما شکسته
    قلبم را به چه کسی بسپارم تا به من آرامش دهد ؟
    من و تنهایی و عالمی که دارم در این دنیا ،
    صد ها برابر ارزش دارد نسبت به این عشق ها در این دنیا
    و آن عشقی که ما به دنبال آن میگردیم ،
    رفت و تمام شد و افسانه ای شد و اینک ما از آن میخندیم
    نه نمیخواهم بشنوم که تو با بقیه فرق داری
    نه میخواهم بشنوم که همیشه با دلم میمانی
    تو هم مثل قصه خیالی عشق را میخوانی ، که فکر میکنیمیتوانی عاشقم بمانی
    بیخیال شو ، من کتاب عشق را برای همیشه بسته ام ،
    چون از این شکستن ها خیلی خسته ام
    ...
    در آغوش این و آن بوده ای حالا مرا میخواهی؟
    بگذریم از این ویرانه ، تو با خودت هم نمیمانی
    آمده ای که احساس مرا به بازی بگیری ، یا به قول خودتبرایم بمیری
    اسیرت نمیشوم تا عذابم دهی ، اگر میگویی تنها مال منی
    پس چرا آغوشت بر روی همه باز است چرا چهره ات برای همهناز است
    من سرگرمی تو نیستم ، دلی دارم که تنهاست ، تو هم نباشیهمیشه با خداست
    فکر نکن در دام تو می افتم ، اگر اینگونه بود تا بهامروز میسوختم
    میسوختم و فردا خاکستری از قلبم میماند که حتی کسی بهسویش هم نمی آمد
    خودم را برای تو نمیدانم ، تویی که برای همه هستی
    لبانت هزار طعم میدهد، آغوشت بوی عطر همه را میدهد !مرا برای چه میخواهی؟
    منی که از عشق فراری ام ، تویی که عشق را با هوس اشتباهگرفته ای
    تو نمیخواهی تنها با عشق باشی ، تو میخواهی در حال عشقباشی

    در مرام ما نیست این بازی ها ، تو آمده ای راهی را کهراه من از آن جداست
    مرام و معرفتت برای آنهایی که همیشه در بسترشان هستی
    وفایت برای آنهایی که نمیگویند بی وفایی
    چون دائما در حال بوسه دادن و گرفتن از آنهایی
    من و دلم هم عالمی دارند در همین دنیای تو
    نه بی وفا هستیم و نه می افتیم به دست و پای امثال تو
    در آغوش این و آن بوده ای و مرا برای چه میخواهی
     
    یک بار هم نگفتی تو تنها برای دلم میمانی
    ما نشدیم مثل دیگران ، دنیا همین است ، دلم هم شاهد اینحیله گران
    کمی فکر کن ، شاید مرا بشناسی ، فکر کن ببین مرا جایی ندیده ای
    شاید برایت آشنا باشم ، منی که روزی همه زندگی ات بوده ام
    کمی فکر کن ببین چشمهایم آشنا نیست، همین چشمهایی که لحظهبه لحظه پر از اشک میشد
    این دل شکسته را ببین ، جایی ندیده ای این دل را؟ باور کنتو خودت بودی که شکستی دلم را
    باور کن این خود خودت بودی که این دل را گذاشتی زیر پا
    شاید مرا میشناسی و برایت مهم نیستم ، شاید مرا نمیشناسی ونمیدانی من کیستم
    من همانم که با التماس میگفتم تنهایم نگذار ، تو رفتی وحتینگفتی خدانگهدار

    کمی فکر کن ، شاید نگاهم برایت آشنا باشد ، همان نگاهی کهتو مرا به سوی خودت کشاندی
    کشاندی و کشاندی و آخر هم مرا به گل نشاندی
    همه چیز را به خاک سپردم و هر کاری کردم یادت باز هم در دلمماند
    آنقدر ماند تا پوسید ، مثل تارهای عنکبوت یادت همه قلبم رافرا گرفته
    هر کسی مرا میبیند میگوید چه پیر شده ای ، چرا اینقدر دلگیرشده ای
    موهایم سفید است و هنوز دلم مثل بچه ها ، میدانستم روزی میپیوندی به خاطره ها
    نمیگویم دیگر برایم مهم نیستی ، مگر میشود کسی که روزی همهزندگی ام بود اینک برایم بی ارزش باشد؟
     
    مثل همان روزها ، همان لحظه ها برایم با ارزشی ، اما چهفایده
    چه فایده که تو هنوز هم بی وفایی ، هنوز هم مثل همان روزهابی خیالی
    انگار که مرا دیگر نمیشناسی ، منی که روزی همه زندگی اتبوده ام
    ….
    کمی فکر کن !!! من همانی ام که دلش را شکستی و به دلشخندیدی و رفتی
    ….
    تو از حالم خبر داری ، میدانی دلم برایت تنگ شده و خودت نیز یکعالمه درد دل داری
    این دلتنگی و این هوا و حال روز و من ، برای تو میتپد هر لحظه قلبمن
    این شعر و حس و روح لطیف تو ، همه با هم غزلیست عاشقانهبرای تو
    تو از حالم خبر داری ، میدانی چقدر دوستت دارم ،که توهم مرا یک دنیا دوست داری
    دلم برایت بوسیدنت ، بوییدنت ، آن نگاه مهربانت تنگ شده
    پنجره را باز میکنم ، دلم هوایت میکند و به خیالت درآسمان دلتنگی ها پرواز میکنم ، در خیالم با توام و همراه تو
    این قلب من است که لحظه به لحظه میگیرد بهانه ی تو ،توبگو که از چه بنویسم برای تو
    این قلب من و آن قلب تو ، این عشق بی پایانمان ، ایناحساس من و آن انتظار تو و هوای نفسهایمان
    تو از حالم خبر داری ، تو عشق مرا باور داری، مرامیفهمی که میخواهمت ، مرا میخواهی که میمیرم برایت
    و این نهایت عشق است و یک حس ماندگار ، تو مثل بارانباش و همیشه بر روی من ببار
    تا احساس کنم سرپناهم تویی که باران منی، تو همان هواینفسهای منی
    که بی تو شوم ، میمیرم ، من نبض خودم را میگیرم که از حال تو همخبر دارم
    به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند
    .
     
    به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند
    :
    "
    روز خوبی داشته باشی"، وهرگز روزشان شب نشد
    .
     
    به بچه هایی فکر کن که گفتند
    :
    "
    مامان زود برگرد"، و اکنوننشسته اند و هنوز انتظار می کشند
    .
     
    به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
    و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند
    .
     
    به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم میایستند
    و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
    و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد
    .
     
    من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
    ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،
    سوگواری می کنم
    .
     
    من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که
    :
    آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
    و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
    گریه می کنم
    .
     
    به افراد دور و بر خود فکر کنید
    ...
     
    کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
    فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
    در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید
    .
     
    قدر لحظات خود را بدانید
    .
     
    حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند ازدست ندهید؛
    زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
    برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود
    !
     
    "
    دیروز
    "
    گذشته است؛
     
    و
     
    "
    آینده
    "
    ممکن است هرگز وجود نداشته باشد
    .
     
    لحظه
     "
    حال

    را دریاب
    چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری
    .
     
    اندکی فکر کن
    ...
     
    -------
     
    ياد خنده هاشون
    ياد گريه هاشون
    ياد تيكه كلاماشون
    ياد بوي عطرشون
    ياد نوع نگاهشون
    ياد گرمي دستاشون
    ياد بانمكياشون
    ياد
    ..........
    بياييد نذاريم دير بشه
    گاهي خيلي زود دير ميشه
    من و تو و باران با هم و طلوع یک لحظه عاشقانه
    صدای نم نم باران و صدای تپشهای قلبمان همه با هم نواییعاشقانه
    دستت در دستان من و گرمی دستانت یک حس عاشقانه
    صحنه باران و خیسی گونه هایمان
    از ته دل لبخند بر روی لبانمان،یک خاطره عاشقانه
    گرمی نفسهایت، راز قدمهایمان، حال و هوای هر دویمان
    همه با هم در یک هوای عاشقانه
    و در یک لحظه در نوایی که احساس مرا به تو بیشتر میکند
    در این هوای عاشقانه خاطره ای همیشه ماندگار را دردلهایمان برجا میگذارد
    غرق میشوم در قطره های باران
     
    و همراه میشوم با اشکهایی که بر گونه هایت نشسته
    حس میکنم احساس تو را ، میپرستم تمام اشکهای شوق تو را
    ...
    میبوسمت تا لبهای خیسم طعم شیرین اشکهایت را بچشد
    تا به این باور برسم که در کنار تو بودن برایم به معنایزیباترین حس دنیاست
    حالا اشکهای تو و باران و اشکهای من همه
    با هم قطره قطره بر روی زمین میریزند
    تا خیس کند زمینی را که تشنه باران عشق است
    من و تو و باران ، با هم یکی شدیم و دنیا را عاشق کردیم
    در این سرمای بی محبت ، گرمای پر از محبت قلبت
    تنها نقطه آرامش من است که مرا بیش از همیشه عاشق کردهاست
    ببار ای باران عشق من ، ببار و پر از طراوت کن سرزمینقلبم را
    اینک باران تمام شده و تو در کنارمی، غرق در شعر بارانی منی
    نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن
    ...
    ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد
    ...
    کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد
    ...
    کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
    و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
    میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم
    ...
    کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم
    ...
    میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذابمیشود
    میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگیجزانتظار آمدنت
    ...
    انتـــــــــــــــــــــــــــــظار
    ...
    شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طولبکشه تا بفهمی
    !
    تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دلشیر می خواد
    !
    تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی، صبوری ، اشک بیصدا ؛
    هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و
    .... !
    برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد
    و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
    تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد
    !!!
    متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه یاینها متنفرم
    از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار
    کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت،من در اوج قصه گم شده ام
    ….!
    ...
    این روزها بُرد با کسی ست که بیرحم باشداز دلتــــ که مایه بگذاریســوخـــــته ای
    . . ....
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    زن که بـاشـے …عـاشـق شـوے “چـشـم سـفـیـد” خـطـابـَت مـے کـنـنـد!راسـت مـے گـویـنـد
    . .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    چـشـمـانـَم سـفـیـد شـد بـه جـاده هـایـے کـه..“تـو” ..مـُسـافـرهـیـچـکـدام نـبـودے
    ...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    توی مارپله ی زندگی ، مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه
    …!
    تاس باش که هر چی گفتی بگن باشه
    !...
    کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین می‌خوردی
    و از درد به خودت می‌پیچیدی یه داور می‌اومد از آدم می‌پرسید:می‌تونیادامه بدی؟!تو هم میگفتی نه ، باید
    برم بیرون
    . . ....
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    بـــــرای کـــسی کــه رفــــتـنـی اســـت ، راه بــــازکــــنـیدایــــستادن و مــنـتظر مـانـدن ابـــلـهانه تـرین کـار دل اســت
    ...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نگـــــــران نباش،حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام…دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــومآمـوختــه ام،که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”آمــوختــه ام که دیگــردلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ میگویــــم…” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب
    …...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت!اما من از روزها و روزگار گذشتم ،بگذرید از من
    !...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    تاب ندارم سخت است با تو هستند جلوتـــربا دیگری یا جور دیگری . !سختاست چه رنگین کمان نحســـــی
    ...
    درغروب سخت دنیا یاد یاران میکنم درکویر خشک و سوزان رقص باران میکنمزندگی مرگ است و مرگ هم زندگی پس درود برمرگ و مرگ بر زندگی
    . . ....
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    گاهی اوقات بی قانونی ؛عجیب بیداد می کند در عاشقی ….یکی دور می زند…اما …. دیگری جریمه میشودو تاوان میپردازد
    …...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    درد دارد …وقتی همه چیز را می دانی …و فکر می کنند نمی دانی …و غصه میخوری که می دانی …و می خندند که نمی دانی
    …...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    برهنه می آئیم برهنه می بوسیم برهنه می میریم با این همه عریانی هنوزقلب هیچکس پیدا نیست
    . . ....
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه‌هامون می‌کنیم این است که:نیمهمی‌شنویم ؛یک چهارم می‌فهمیم ،هیچی فکر نمی‌کنیم !و دوبرابر واکنش نشون می دهیم
    . . ....
    وقتی که گوش ها زنگ زده اندعاقلانه ترین کار ، سکوت است
    …...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    میان ابرها سیر می‌کنم هر کدام را به شکلی می‌بینم که دوست دارم . ..می‌گردم و دلخواهم را پیدا می‌کنم میان آدم‌ها اما . . .کاری از دست من ساختهنیست خودشان شکل عوض می‌کنندبـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد …بـرای دستـی کـهنـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــودبـرای دوسـتـتدارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــدبــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت...چشمبَـــــسته از فرسنگ ها می شناسمت…!این تَـــــلاشت برای گم شُــدن مَــرا میخنداند
    …!...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟اینکه هر کاری در توانِت هستبراش انجام بدی،بعد برگرده بگه :مگه من ازت خواستم
    …..!...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوابپرم زمین را از زیر پاییم بکشند
    …...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ﮔﺎﻫـﮯﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢﺟـﺎﻡﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟
    ...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهندوقتی بودن ها طعم نیاز دارندوقتی تنهاییها بی هیچ یادی از یار با هر کسی پر میشودوقتی نگاه ها هرزه به هر سو روانه میشودوقتیغریزه احساس را پوشش میدهدوقتی انسان بودن آرزویی دست نیافتنی میشوددیگر نمی خواهمتنه تو را و نه هیچ کس دیگر را
    . . ....
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانندو زنان شوکت زن بودنشان را؛کاشمردان همیشه مرد باشندو زنان همیشه زن!آنگاه هر روز نه روز “زن”،نه روز “مرد

    بلکه روز “انسان” است…...عمریستــ خـ‗__‗ــودم را به خریتـــــــ زدهام
    ….
    دلــم برای آن روی سگــ‗__‗ـــم تنگــــــــ شده…...چه اســــارت بی افتخــــاریاست در بنــــد حــــرف این و آن بــــودن
    . . ....
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    به چه میخندی تو ؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟به چه چیز؟ به شکست دل منیا به پیروزی خویش ؟به چه میخندی تو ؟ نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟یا به افسونگریچشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد ؟به چه میخندی تو ؟ به دل ساده من میخندی که دگرتا به ابد نیز به فکر خود نیست ؟خنده دار است بخند
    . . ....
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی ….وقتی می مانی و تحمل می کنی ،از خودت یک احمق می سازی...صبر کن سهراب ! قایقت جا دارد؟آب را گل کردند چشم ها رابستند و چه با دل کردند …وای سهراب کجایی آخر ؟ … زخم ها بر دل عاشق کردن ، خون بهچشمان شقایق کردند…ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش سیری چند ؟صبـــــــــــــــــر کن سهــــــــ ـــــــراب …!قایقت جا دارد؟ من را نیز با خود ببر ،اینجا عاشقی بین مردم مرده است
    . . ....
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم،اما می شود کمی کمکم کنید!آیجماعت…شماها دقیقا چه رنگی هستید؟
    ...
    شهر من اینجا نیست !اینجا…آدم که نه!آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگیاند!و جالب تر !اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکندتا میزبان سیاهی دیگری باشد!.شهرمن اینجا نیست!اینجا…همه قار قار چهلمین کلاغ رادوست می دارند!و آبرو چون پنیریدزدیده خواهد شد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…سبدهاشان پر است ازتخم های تهمتی کهغالبا “دو زرده” اند!.من به دنبال دیارم هستم,شهر من اینجا نیست…شهر من گم شدهاست!...آدمــیزاد در حرف زدن هایش بی ملاحظه است
    … !
    وقتی میخواهد با منطق حرف بزند ؛ احساساتی میشود …وقتی ازاحساسش میگوید ؛ آرزوهایش لو میرود …وقتی از آرزوهایش یاد میکند ؛ حسرتش رو میشود…وقتی حسرتهایش را روشن میکند ؛ منطق میتراشد …و اینگونه گند میزند به همه ی روابطش
    …...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند !حیف از عشقکه زیر دست و پاست
    …...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    گــــفته باشــــم !.!.!مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛تــــو امــــا…. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی
    … !...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندامیه باشگاه زیبایی افکار همداشتیم مشکل امروز ما اندام ها نیستن ، افکارها هستن
    !...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اگر روزی عاشق شدی …قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن …این روزها چشمحسودان به دود اسپند عادت کرده
    ……!...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    هم قــــــــــد شدیم …خدا میداند چه چیزهایی را زیر پاهایم گذاشتم
    …...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    روزگاریست همه عرض بدن می خواهندهمه از دوست فقط چشم و دهن میخواهنددیو هستند ولی مثل پری می پوشندگرگ هایی که لباس پدری می پوشندآنچه دیدند بهمقیاس نظر می سنجندعشق ها را همه با دور کمر می سنجندخوب طبیعیست که یکروزه بهپایان برسدعشق هایی که سر پیچ خیابان برسد
  • <b> tag

    صفحه اصلی|عناوین مطالب |تماس با من|پروفایل |قالب وبلاگ
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
    مطالبقدیمی‌تر >>
  • Images without Alt Tag

    http://www.blogfa.com/ads/banner2/5319683244846.gif
    http://www.blogfa.com/photo/s/seavash0091.jpg
    http://www.bia2skin.ir/theme/logo-theme.jpg
  • Traffic

    This report show rough estimate of seavash0091.blogfa.com's popularity
    See the traffic for sputnik20.deviantart.com
  • HTTP Header Analysis

    HTTP/1.1 200 OK
    Content-Type: text/html; charset=utf-8
    Content-Encoding: gzip
    Vary: Accept-Encoding
    Server: Microsoft-IIS/7.5
    X-Powered-By: ASP.NET
    Date: Sun, 20 Apr 2014 03:06:08 GMT
    Content-Length: 43624
  • Dns Recode

    HostTypeTarget / IP(ipv6)TTLOther
    seavash0091.blogfa.comA38.74.1.531799class:IN
  • Whois