Outbound Links (106)
- www.blogfa.com
- www.mohakeme.com
- www.tebyan.net
- www.fetyan.net
- www.shafaqna.com
- www.rajanews.com
- www.tabnak.ir
- www.khabaronline.ir
- www.mashreghnews.ir
- www.farsnews.com
- shahidshahbazi.ir
- hrsz.blogfa.com
- shohada-velayat.blogfa.com
- asemanabridel.blogfa.com
- www.adrekni-yamahdi.blogfa.com
- www.sarallah-z.blogfa.com
- shohadaye-laylatolghadr.mihanblog.com
- www.seratenoor-f.blogfa.com
- www.asrz-11.blogfa.com
- sepidedameshgh.blogfa.com
- avayesahra63.blogfa.com
- shahidalia.blogfa.com
- mardanbig.blogfa.com
- www.tamanayeshahadat.blogfa.com
- yahassan.blogfa.com
- www.nardebameasman.ir
- ghararebighararan.blogfa.com
- ashegh-hmp.mihanblog.com
- ammar-e-rahbar.blogfa.com
- www.tousheh.blogfa.com
- dokuhee.blogfa.com
- doghasedak.blogfa.com
- www.nedaye-hemmat.blogfa.com
- www.radekhoun.blogfa.com
- fanuskhe.blogfa.com
- zarin-shahr.blogfa.com
- www.sarafrazan2.blogfa.com
- www.daricheh89.mihanblog.com
- www.jamtohi.blogfa.com
- mihman133.blogfa.com
- www.khakryz.blogfa.com
- ltifrasti.mihanblog.com
- www.hozeemammahdi.blogfa.com
- hezbolah110.blogfa.com
- amir0parsa.blogfa.com
- maostovarim.persianblog.ir
- khakian-khatshekan.blogfa.com
- fav90.blogfa.com
- arezoy-man.blogfa.com
- www.pm-sh.blogfa.com
- shahidbabay.blogfa.com
- darkooyeniknami.blogfa.com
- www.takavar90.blogfa.com
- noorashohada.blogfa.com
- www.moslemon313.blogfa.com
- www.pelakyar.blogfa.com
- iranmarivan.blogfa.com
- www.shariff1.blogfa.com
- martyrbaghai.blogfa.com
- www.delavargroup.blogfa.com
- sky74.blogfa.com
- m-jahandideh.blogfa.com
- www.atrekhoda.ir
- bicimchi.blogfa.com
- ashuraeiyan-241.blogfa.com
- rahrovaneaseman.blogfa.com
- farzandanfatemeh.blogfa.com
- javad9000azad.blogfa.com
- bitabehoseynam.blogfa.com
- razeparwaz.blogfa.com
- polsefidirika.blogfa.com
- lashgarianeshgh.blogfa.com
- amarha91.blogfa.com
- 2069.blogfa.com
- golzareshahadat.blogfa.com
- www.nashre-farhang.blogfa.com
- boie-sib.persianblog.ir
- kissmoon.blogfa.com
- shatekhoon.blogfa.com
- www.majnoon8.blogfa.com
- basirateshohada.blogfa.com
- jangenarm1432.mihanblog.com
- m-emamreza.blogfa.com
- montazeran-s.blogfa.com
- www.komaleh1917.blogfa.com
- hoze-fa.blogfa.com
- mazang.blogfa.com
- shahidfajr.blogfa.com
- ghannaseh.blogfa.com
- www.hanobakht.blogfa.com
- www.yadoyar.mihanblog.com
- www.ashkeaseman63.blogfa.com
- bachehayebipelak.blogfa.com
- www.ammaroon.blogfa.com
- shohadaybabolsar.blogfa.com
- www.behzad89.blogfa.com
- www.andeshevabedare.blogfa.com
- www.khakrize90.blogfa.com
- gordanetakhreb.blogfa.com
- www.hajiahmad.blogfa.com
- www.sobhsefid.blogfa.com
- bineshan1982.blogfa.com
- www.takafsar.blogfa.com
- s1.picofile.com
- s3.picofile.com
- >>show all
Widget:
sardar.blogfa.com 
sardar.blogfa.com is ranked 7,120,677 in the world (among the 30 million domains), and this website gets very low of visitors.It has 180 backlinks,and Reach rank is about 6,816,555 .Web Server Software use Microsoft-IIS/7.5 , Site IP is 38.74.1.53 and page download cost 0.817694s,speed is about 126Kb/s.This site is estimated worth about $2,937 USD.Webpage charset is utf-8 and last updated on Jun 19 2013 02:31:12 GMT.
Site Seo Analytics
-
1.Title (length:60)
سردار سپاه اسلام شهید حسین قجه ای -
2.<meta> Keywords (0)
Keyword Times found Keyword Density Google Position -
3.<meta> Description (length:0)
-
4.<h1> tag (0)
-
5.<h2> tag (0)
-
6.<strong> tag (16)
بخشی از آخرین مکالمه شهید حسین قجه ای با حاج محمد ابراهیم همت : , نقاشي آبرنگ اثری از استاد مصطفي شعرباف , برگی از دفتر محاسبه نفس سردار شهید حسین قجه ای , کسی می تواند از سیم خاردار دشمن عبور کند که در سیم خاردارهای نفس خویش گیر نکرده باشد. , شیر مردان روز و زاهدان شب , روایت سید ابوالفضل کاظمی در کوچه نقاش ها , به بهانه تقریظ رهبرمعظم انقلاب بر کتاب کارنامه عملیاتی لشگر محمد رسول الله (ص) , دانلود , روایت طاهر موذن از لحظات آخر : , ادامه مصاحبه در ادامه مطلب , مروری بر دفترچه زیبای این شهید خالی از لطف نیست: , چهارشنبه , دوشنبه , شنبه , پنجشنبه , شنبه >>show all
-
7.<b> tag (12)
تماس باما , پست الکترونيک , آرشيو وبلاگ , زندگينامه شهيد قجه اي , صفحه نخست , درباره وبلاگ , پيوند هاي روزانه , پيوند ها , عنوان منو , آرشيو موضوعي , آرشيو مطالب , امکانات >>show all
-
8.Nofollow Links (0)
This page has no nofllow links -
9.images (17)
http://www.blogfa.com/ads/banner2/5010361896891.gif(no alt tags)
http://www.blogfa.com/photo/s/sardar.jpg(no alt tags)
http://s4.picofile.com/file/7752701177/11.jpg(no alt tags)
http://s2.picofile.com/file/7349296555/777.jpg(no alt tags)
http://s4.picofile.com/file/7749873010/03.jpg(no alt tags)
http://s3.picofile.com/file/7667890642/020.jpg(no alt tags)
http://s2.picofile.com/file/7631590963/abi_rang.jpg(no alt tags)
http://s1.picofile.com/file/7567870963/IMAGE634522956450468750_copy.jpg(no alt tags)
http://s3.picofile.com/file/7448181933/shahed_yaran.jpg(no alt tags)
http://s3.picofile.com/file/7414719137/kazemi.jpg(no alt tags)
http://s3.picofile.com/file/7390199458/hampa.jpg(no alt tags)
http://s3.picofile.com/file/7390219244/smps.jpg(no alt tags)
http://s3.picofile.com/file/7371364515/10sardar.jpg(no alt tags)
http://s2.picofile.com/file/7348023652/maj.jpg(no alt tags)
http://s2.picofile.com/file/7349302896/kiani.jpg(no alt tags)
http://s1.picofile.com/file/7335770963/multipage.gif(no alt tags)
http://s1.picofile.com/file/7308369886/naghash.jpg(no alt tags)
>>show all
-
10.Traffic
11.HTTP Header Analysis
HTTP header is messages header of requests and responses in the Hypertext Transfer Protocol (HTTP). HTTP Status Code of sardar.blogfa.com is 200
HTTP/1.1 200 OK
Content-Type: text/html; charset=utf-8
Server: Microsoft-IIS/7.5
X-Powered-By: ASP.NET
Date: Wed, 19 Jun 2013 01:58:20 GMT
Connection: close
Content-Length: 10574912.Domain Name Analysis
Host Type Target / IP TTL Other A sardar.blogfa.com 38.74.1.53 1799 class:IN 13.Search Engine Spider Simulator
X تبلیغات سردار سپاه اسلام شهید حسین قجه ای تماس باما پست الکترونيک آرشيو وبلاگ زندگينامه شهيد قجه اي صفحه نخست درباره وبلاگ اویی که دشمن کمین کرده را وقتی به دام انداخت همچون مولا و مقتدایش بخشید و کاری کرد که او و دوستانش مرید اخلاق و منش اش شوند . سردار شهیدی که دشمن را عاجز کرد. نه تنها دشمن که خواب و آرامش را نیز عاصی کرده بود . پيوند هاي روزانه محاکمهتبیانفتیانشفقنارجانیوزتابناکخبرآنلاینمشرقفارس تمام پيوندها پيوند ها سردارشهید حاج محمود شهبازیهیئت رهروان شهدا حوزه علمیهشهدا و ولایت / دل نوشتهدیدگاه های یک بسیجیمنتظران مهدي (عج)قطعه اصحاب شهداشهدای لیلة القدربا ولایت تا شهادتتاشقایق هست..سپیده دم عشقبچه های آسمانشهید مجید آلیامردان بی ادعاتمنای شهادتحصان الحصیننردبام آسمانعاشق شهداعاشق همتنردبام آسمانسنگر عشقحجره مجازیخادم شهدانفس عشق ندای همتردی از خونفــانوسخـهزرین شهرسرافرازاندریـــچـــهجام تهیمیهمانخـــــــــــاکریــــز های خط مقدمسرزمین مجاهدتهای خاموشحوزه علمیه امام مهدی (عج)مجمع بسیجیان غرب تهرانافضلالاعمال انتظارالفرجمااستواریم - با شهادتفرماندهان جنگ نرمسفر نامه ی عشقآرزوی من شهادتخاکیان آسمانیخاکریز سایبریجزیره مجنونطوفان سرخنورالشهداهم سنگرپلاک یارسردار شهید کاک جلال بارنامه سردارشهید شريفالحسيني وبلاگ فرهنگی شهید بقائیفرهنگی شهید دلاور اومالیفقط آسمان و آسمانی ها...شهید مصطفی جهاندیدهپایگاه جنگ نرم عطر خدا پایگاه خبری بیسیم چیمنطقه عملیاتی بصیرتپرسش و پاسخ دينيهیئت شهدای گمنامپسری ازجنس خاکموقعیت فرشته هاراز پـــــــــــــــروازپسر پل سفیدیلشگریان عشققرارگاه عمارهاغروب طلائیهگلزار شهادتنشرفرهنگبوی سیببوسه ماهشط خوننوا.....شهدای بسیج مهندسین کرمانشاهجنگ نرم (سربازان امام خامنه ای)کانون تخصصی شهید فرشیدبشیریهیئت منتظران جوانان شهر سرکانسیاسی افشاگری کومله 1917بسیج دانش آموزی فراشبند پایگاه مقاومت بسیج مزنگشهید بی بی شهربانوییعشق یعنی یه پلاک....موج بلند دریای غیرتبه یادش و به یاریشتنهایی.......عشقبچه های بی پلاکلبیک یاسید علیشهدای بابلسرستارگان خاکیاندیشه وبیداریخاکریز خاطراتگردان تخريبانتهای افقصبح سپیدبی نشانجنگ نرم عنوان منو محل کد سالروز ولادت ابدی سردار ... 92/02/16: تاريخ امروز 16 اردیبهشته ، سالروز ولادت ابدی سردار شهید حسین قجه ای امروز بچه های گردان سلمان تیپ 27 حضرت محمد (ص) مردونه ایستادند و نگذاشتند یورش های پی درپی دو تیپ زرهی عراق به جاده اهواز – خرمشهر عراق کارساز بشه . اما می دونی به چه قیمتی ؟ به قیمت قطره های خون شیر بچه هایی که بهترین های روی زمین بودند . امروز گردان سلمان یتیم شد .... امروز علمدار حیدر رزمندگان اسلام حاج احمد متوسلیان کربلایی شد . امروز شاگرد تیز هوش مکتب رزمی حاج احمد در نبردهای کردستان و فرمانده ریز نقش و خجالتی گردان سلمان فارسی آسمانی شد. امروز سی و یک سال از آن روز میگذره و گردان سلمان همچنان یتیمه ........بخشی از آخرین مکالمه شهید حسین قجه ای با حاج محمد ابراهیم همت : حاجی من ديگه هيچ كس را غير خدا ندارم، شما مي گوييد به عقب برگرد! بهتر است بدانيد من نه قادرم به عقب برگردم نه مي توانم به جلو بروم اما به خواست خدا مقاومت مي كنم. نمي گذارم عراقي ها حلقه محاصره را تنگ تر كنند. داغ اسير شدنمان را به دلشان مي گذاريم و به اذن خدا بنا داريم كه تا پاي جان مقاومت كنيم. نوشته شده در 92/02/16ساعت 14:38  توسط محمد سردار در قاب تصویر 92/02/14: تاريخ گالری تصاویر در ادامه مطلب ادامه مطلب نوشته شده در 92/02/14ساعت 9:39  توسط محمد تمثال شهید در قالب نقاشی 91/12/05: تاريخ نقاشي آبرنگ اثری از استاد مصطفي شعرباف برای دریافت سایز اصلی روی تصویر کلیک کنید نوشته شده در 91/12/05ساعت 15:50  توسط محمد برگی از دفترچه آبی رنگ 91/11/05: تاريخ برگی از دفتر محاسبه نفس سردار شهید حسین قجه ایو چه زیبا گفت سردار شهید علی چیت سازان : کسی می تواند از سیم خاردار دشمن عبور کند که در سیم خاردارهای نفس خویش گیر نکرده باشد. برچسبها: محاسبه نفس, نماز بی روح, روزه دوشنبه, مطالعه, اوقات تلف شده نوشته شده در 91/11/05ساعت 13:39  توسط محمد شیر مردان روز و زاهدان شب 91/09/08: تاريخ برگی از دفتر خاطرات( حجت الاسلام رضوانی پور،مدیرمدرسه امام حسن عسکری) یکی از روحانیون رزمی تبلیغی : سال 60 بود که در جبهه مریوان بودم. ابتدای امر در روابط عمومی سپاه مستقر شدیم. مدتی در همان جا مشغول امر تبلیغ در شهر مریوان و روستاهای اطرافش که پاکسازی کرده بودند شدم. بالاخره پس از مدتی دیگر طاقت ماندن در روابط عمومی نداشتم . با کسب اجازه از برادر قجه ای به سوی سختترین سنگرهای اسلام روانه شدم. شنیده بودم که دکل و کوه تخت از سختترین سنگرهای منطقه به شمار میروند. و لذا رهسپار آن منطقه شدم. این در حالی است که برف سنگینی روی زمین بود هوا بسیار سرد بود ، راه بسیار دور بود و ساعتها طول میکشید و هیچ وسیله نقلیه ای هم توان رفتن به آنجا را نداشت. با زحمت بسیار زیادی خود را به محل استقرار رساندیم ،حدود ساعت 9 شب است هوا بسیار سرد، چادر بسیار کوچک ، درون چادر خیس. نیروها آماده تعویض و برگشتن ، منطقه نا آشنا ، صدای غرش آسمان و رعد و برق شدید چه بگویم تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. حدود سه روز مدام یکبار هم آفتاب ندیدیم و کولاک و سرما آنقدر فشار میآورد که حتی نگهبان هم بیرون نمیماند درون چادر میآمد اما چادر هم بهتر از بیرون نبود گاهی روی سرمان میخوابید. گاهی درب چادر پر از برف و کولاک میشد و کسی نمیتوانست بیرون رود دیگر اینکه در چادر شش نفری حدود دوازده نفر بودیم جای خواب که نبود هیچ جای نشستن ساده هم نبود. از طرفی مهمات کم بود مواد غذائی تمام میشد چراغمان دیگر نفت نداشت کسی جرأت رفتن به دکل را در سرمای شدید نداشت بچهها حالت خستگی پیدا کرده بودند حالت کدورت پیش میآمد. مسئول ما یک فرد پاسدار اهل قم بود و اخلاق بسیار تندی داشت . به برادران گفتم دعوا نکنید و دعا کنید که هوا قدری خوب شود تا بتوانیم برویم و تدارکات بیاوریم . شیر مردان روز و زاهدان شب لازم به تذکر است که در نیمه های شب در سختترین شرایط ناگهان میدیدیم برادر قجه ای جهت سرکشی آمده است.او مؤمن به تمام معنا بود همراه برادر و پدرش در آن جبهه بود اهل زرین شهراصفهان بود از شیر مردان روز و زاهدان شب بود من هم که یک طلبه بودم اسلام را در او میدیدم و به حقانیت اسلام بیشتر یقین میکردم.او نه یک انسان ساده بود اگرچه لباسهایش از سادهترین لباسها بود، بلکه یک فرشته صفت بود و بسیار ساده و آسان میتوانم بگویم که مالک اشتر خمینی بود چقدر با بچهها مهربان بود. نیمه های شب دیدم آمد گفت برادر رضوانی سلام خسته نباشی مواظب باشید اینجا را به سختی از دست دشمن گرفتیم ما برای تصرف اینجا چند شهید دادیم نترسید به یاد خدا باشید در نماز شب دعا کنید مشکل ها را میدانم ،چه کنیم باید صبر کرد و دهها کلمات آرام بخش دیگر.... اما او بالاخره به هدفش رسید و در عملیات بیت المقدس بخیل عظیم شهدا پیوست. و آسمانی شد نوشته شده در 91/09/08ساعت 13:22  توسط محمد شاهد یاران 91/05/04: تاريخ یادمان سردار جاویدان اثر حاج احمد متوسلیان با گفتگوهایی متنوع و خواندنیدر این مجله آثار و گفتوگوهایی از محسن رضایی، اسماعیل کوثری، محسن رفیقدوست، امیر سیدحسام هاشمی، جواد اکبری، مجتبی عسکری، مهندس سعید قاسمی، محمد متوسلیان، سید ابوالفضل کاظمی، نصرت الله قریب، هاشم فراهانی، گلعلی بابایی، حمید داوود آبادی و ... منتشر شده است.فرمانده وقت سپاه در بخشی از خاطراتش درباره حاج احمد متوسلیان عنوان میکند: در حقیقت، روی جاده اهواز خرمشهر جنگ تن با تانک صورت گرفت که متاسفانه در بیان این واقعیات، تاریخ ما عاجز و ضعیف است که بگوید بر این مملکت چه گذشت. در جنگ چه گذشت. در کنار جاده اهواز- خرمشهر چه گذشت. در کنار همین جاده اهواز- خرمشهر باید تابلوهایی نصب کنند و حاج احمد و تیپ 27 محمد رسول الله(ص) را به مردم نشان بدهند که چگونه یک بار دیگر اینها لبخند پیروزی را بر لبان ایران نشاندند.دانلود ویژه نامه شاهد یاران نوشته شده در 91/05/04ساعت 13:56  توسط محمد به روایت کوچه نقاش ها 91/04/01: تاريخ روایت سید ابوالفضل کاظمی در کوچه نقاش ها مدتی از شروع درگیری در جریان عملیات بیت المقدس می گذشت که روی بیسیم فهمیدم سلمان کارش گیر است . فرمانده گردان ، حسین قجه ای بود که تا حدی می شناختمش . بچه ی اصفهان بود ؛ کشتی گیر ، پهلوان و مشتی . از آن آدم ها که هم فرماندهی اش عالی و هم شجاعتش بی نظیر بود. وقتی برگشتم به قرار گاه تاکتیکی . تو قرار گاه هنوز قصه ی در گیری گردان سلمان وحسین قجه ای سر زبان ها بود . حاج احمد متوسلیان با بیسیم حرف می زد. از قیافه اش پیدا بود خیلی ناراحت است . داشت به یک نفر می گفت که : حسین و بجه هاش در محاصره هستند.... تا مرا دید ، گفت : سید ، خدا خیرت بده ، برو سراغ حسین . چند نفر را بردار برو ، حسین را بیار عقب. معطلش نکردم با موتور رفتم سمت محور گردان سلمان. گردان سلمان ، روی محور نعل اسبی موضع گرفته بود و بچه هاش از شدت آتش روی یال خاکریز جمع شده بودند و دو طرف ، خالی بود . کار بدجوری گره خورده بود . وقتی درگیری طولانی شود ، اعصاب نیرو تلیت می شود و به هم می ریزد . آن جا فقط حسین را دیدم که عین کوه ایستاده بود . خدا وکیلی ذره ای ترس در صورتش ندیدم .آن قدر زخمی زیاد بود که امداد گر به همه شان نمی رسید . محشری دیگر بود .همه چیز می دیدی ؛ دست و پای قطعی و رفیق بی سر و دست . یک چیز اما نمی دیدی ؛ آن هم ترس از مردن بود. همه یک دل بودند . این طرف ، قشون حق بود . آن طرف ، قشون باطل . می بایست می جنگیدیم. هر کس یک گوشه ی کار را چسبیده ، و حسین هدایت گر بود . خدا وکیلی خوب هدایت می کرد . کشتی گیری پهلوان و دلاور بود . سکوتش بجا بود و عربده اش بجا. تو گیر و دار آتش و خون ، حاج همت و علی میرکیانی آمدند . قصه ، همان قصه ی برگشتن حسین و اصرار به حسین و انکار از حسین بود. حسین پیکر بچه ها را نشان می داد و می گفت : چطور بچه هام رو بگذارم و بیام ؟ بعد از یک ساعت ، حاج همت و میرکیانی برگشتند عقب. حسین در یک دست ، قبضه آرپی جی و در دست دیگرش بیسیم داشت.پشت بیسیم می گفت : اگه می تونستم بیام عقب و محاصره رو بشکنم ، خوب ، می رفتم جلو . .. مرا که دید ، گفت : سید ، تو نیروی آزادی . هر کس را می تونی ، بردار و برو عقب . .. گفتم : عشق است ، داش حسین . من رفیق نیمه راه نیستم . فعلا که جفت یک شده برای ما . اما لات ها می گن گر جهنم می روی مردانه رو . من به هر کی یا علی گفتم ، تا ته خط باهاش هستم . دم دمای ظهر ، آب جیره بندی شد . قمقمه های هم دیگر را گرفتیم و لبی تر کردیم . حسین می رفت روی خاکریز ، یک آرپی جی می زد و دوباره می پرید پشت خاکریز . بعد از ظهر ، تو دل آتش و خون ، حسین رفت بالای خاکریز . گلوله آرپی جی را نشانه گرفت طرف تانک ها ؛ اما هنوز شلیک نکرده بود که یک گلوله خورد و حسین مزدش را گرفت . افتاد روی خاکریز ، غلت خورد و آمد توی سینه ی خاکریز و شهید شد . بعد از مدتی بچه ها حلقه محاصره را شکستند و آمدند تو دل محاصره . و بعد از مدتی حاج احمد آمد . من روی شانه خاکریز نشسته بودم ؛ خسته و خاک آلود . نای بلند شدن نداشتم . حاج احمد رفت بالای سر حسین نشست و گریه کرد. بعد از چند روز خبر آزادی خرمشهر را که شنیدم . با چند تا از بچه ها رفتم دم مسجد جامع خرمشهر خیلی شلوغ بود . حاج احمد آمد . یک عصا زیر بغلش بود و می لنگید . جمع شدیم دورش حاج احمد گفت : از همه تشکر می کنم . یاد بچه های لب تشنه که تو بیابون جون دادند ، به خیر باشد . آن ها خرمشهر را آزاد کردند . محسن وزوایی ، حسین قجه ای ، مردانه جنگیدند . باید قدر شجاعت آن ها را بدانیم . نوشته شده در 91/04/01ساعت 10:36  توسط محمد مستند صوتی همپای صاعقه 91/03/04: تاريخ به بهانه تقریظ رهبرمعظم انقلاب بر کتاب کارنامه عملیاتی لشگر محمد رسول الله (ص)«همپای صاعقه» كارنامهای تاریخی و مستند از شكلگیری لشكر 27 محمد رسول الله(ص) است. روایتی از یك مقطع زمانی شش ماهه از جنگ تحمیلی. از ابتدای دی ماه 1360 تا اواخر تیر ماه گرم سال 61. موضوع اصلی كتاب شرح مستند مراحل آغازین تاسیس تیپ نظامی محمد رسول الله است و نقش این تیپ را در دو عملیات بزرگ فتحالمبین، بیتالمقدس و لبنان بیان میكند.همزمان با سالروز فتح خرمشهر و در آستانه روز مقاومت و پایداری، مستند صوتی «همپای صاعقه» تقدیم میگردد. این برنامه مستند به معرفی كتاب «همپای صاعقه» میپردازد و شامل گفتگو با نویسندگان و صاحبنظران در حوزه ادبیات پایداری و نیز خوانش بخشی از متن كتاب است.دانلودمنبع : پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای نوشته شده در 91/03/04ساعت 19:39  توسط محمد فاتح خرمشهر 91/02/10: تاريخ شانزدهم اردیبهشت ماه ، سی امین سالگرد شهادت سردار عاشورائی شهید حسین قجه ای که در جاده اهواز-- خرمشهر آسمانی شد........................... پس از پایان عملیات سال 61 نیروهای گردان سلمان فارسی برای عملیات الی بیت المقدس آماده می شدند. ازآنجایی که شهید قجه ای برای آمادگی نیروها اهمیت خاصی قائل بود ، گردان سلمان را از اهواز تا اردوگاه گردان سلمان در نزدیکی خرمشهر ( انرژی اتمی ) به مدت 3 شبانه روز پیاده برد تا اینکه روز نهم اردیبهشت ماه سال 61 عملیات الی بیت المقدس آغاز شد. هدف گردان سلمان در این عملیات عبور از رودخانه کارون و طی یک مسیر 18 کیلومتری بود تا به جاده آسفالته اهواز – خرمشهر برسند ، بالاخره دهم اردیبهشت ماه نیروها رسیدند . کار اصلی گردان سلمان از وقتی شروع شد که دشمن بعثی متوجه حضور نیروهای ایرانی در مواضع خود در حاشیه جاده ی اهواز – خرمشهر شد به دنبال آن دست به پاتک شدید زد. گردان سلمان با مقاومت و پایداری در مقابل دشمن سعی می کرد هیچ گونه جناحی به دشمن ندهدو نیروهای باقیمانده این گردان به رغم این که در حلقه ی محاصره واحدهای تانک تیپ 10 زرهی عراق گرفتار بودند ، اما سرسختانه مقاومت می کردند...... یکی از نیروهای گردان سلمان فارسی روایت می کند : دشمن از طریق شمال خرّمشهر، تانک های مدرن تی - 72 خودش را به میدان آورد؛ تانک هایی که به دلیل زره بندی زاویه دار بدنه، گلوله ی آر.پی. جی به سختی قادر به انهدام آنها بود. این تانک ها، جمعی تیپ مستقل 10 زرهی ارتش عراق بودند. با این حساب معلوم بود که عراقی ها قدرترین یگان های خودشان را برای پس زدن گردان سلمان از غرب جاده به میدان آورده اند. ما به روش مقابله با این نوع از تانک ها آشنایی نداشتیم. هرچه گلوله به طرف آنها شلیک می کردیم، به محض برخورد با بدنه ی تانک کمانه می کرد. آنها با اطمینان خاطر جلو می آمدند و پیاده های ما را هدف قرار می دادند. به یاد دارم. حسین قجه ای، قبضه ی آر.پی. جی را از دست یکی از بچّه ها گرفت، آن را مسلّح کرد، از خاکریز بالارفت و یکی از تی - 72ها را نشانه گرفت؛ آن هم در شرایطی که لوله ی کریه تانک به طرف حسین نشانه رفته بود. حسین که شلیک کرد، گلوله مثل شهابی از دهانه ی قبضه خارج شد و در مقابل چشم های منتظر ده - دوازده نفر نیروی باقیمانده ی گروهان یکم گردان، مثل صاعقه بر فرق برجک تانک تی - 72 فرود آمد و آن را به آتش کشید. حسين قجهاي و معدود نيروهاي قادر به رزم او توانسته بودند به مقاومت مؤمنانه و نابرابر خويش در مقابل يورشهاي پيدرپي دو تيپ دشمن ادامه دهند. باور كردني نبود. شاگرد تيزهوش مكتب رزمي حاج احمد در نبردهاي "کردستان " و فرمانده ريزنقش و خجالتي گردان سلمان فارسي، به همراه جمعي بسجي كم ساز و برگ، اينك وارد هفتاد و سومين ساعت مقاومت عاشورايي خويش ميشد.... روایت طاهر موذن از لحظات آخر : حسین در حالی در خاکریز باقی ماند که فقط چند نفر نیروی قادر به رزم برای او باقی مانده بود . جلو رفتم و به او گفتم : برادر قجه ای ، سه روز تمام است که نخوابیده ای ؛ لااقل کمی استراحت کن . حسین از جا بلند شد و گفت : الان وقت استراحت نیست . اگر آن لامذهب ها از این خاکریز بگذرند ، چه بسا تا خود اهواز هم کسی نتواند جلوی آن ها را بگیرد . حسین یک بار دیگر آر.پی. جی را مسلّح کرد و از خاکریز بالا رفت. هنوز درست نشانه گیری نکرده بود که با اصابت گلوله ی عراقی ها از بالای خاکریز پرت شد. من که متوجه این موضوع بودم، به سرعت خودم را به حسین رساندم. دیدم هنوز گلوله ی آر.پی. جی او سوار است و انگشتان بی جان حسین، دور قبضه ی موشک انداز قفل شده اند. گلوله ی دشمن درست به وسط سر حسین اصابت کرده و جمجمه ای را که حسین به خدا عاریتش داده بود، خرد کرده و صورت زیبای او غرق خون بود. پلک هایش بسته شدند. انگار چشم های حسین هم فهمیده بودند که فرمانده مقتدر گردان سلمان فارسی، بعد از شش شبانه روز بیداری ممتد و نبرد بی امان، حالا دیگر به آنها رخصت پلک بر هم نهادن را داده است. حسین قجهای و همرزمان دریادل او در گردان سلمان، با پایداری حماسی خویش، پیروزمندانه به شهادت رسیدند؛ چرا كه دشمن، علیرغم آن همه پاتك پیدرپی نتوانست حلقه محاصره را بر گرد رزمندگان گردان سلمان تنگتر كند. اگر چنین میشد، علاوه بر اسارت شهیدقجهای و باقی مانده نیروهای گردان سلمان، سر پل آزاد شدهای هم كه در كرانه غربی رود كارون به تصرف سپاه اسلام درآمده بود، در معرض خط قطعی قرار میگرفت و در چنین صورتی، شاید سرنوشت كل عملیات «الی بیتالمقدس» و آزادسازی «خرمشهر»، به گونهای دیگر رقم میخورد. در ادامه مطلب :آخرین دیدار پدر وحضور حاج احمد متوسلیان ادامه مطلب نوشته شده در 91/02/10ساعت 17:4  توسط محمد همپای مجنون 91/01/17: تاريخ از علی میركیانی همین رو بدونین كه از شاگردهای حاج احمد متوسلیانه و كسیه كه از آغاز تشكیل تیپ حضرت رسول(ص) و قبل از اون در كردستان كنار حاج احمد بوده و مسئولیتهای زیادی هم از جمله مسئولیت لجستیك تیپ و فرماندهی گردانهای سلمان و حمزه و... رو تو كارنامهاش داره. *سوال: اصليترين و معروفترين سئوال، از كجا و به چه شكل با حسين قجهاي آشنا شديد؟ *مير كياني: آشنايي من با حسين برميگرده به زماني كه مريوان بوديم. اون زمان قرار بود يك سري پدافند 23 ميليمتري بدن به سپاه مريوان. آقاي حسن رستگار كه اون موقع تو سنندج بود، پدافند 23 ميليمتري رو با نفرش فرستاد و حسين شد مسئول اون. در واقع حسين توپچي بود. جالبترين قسمت تو آموزش به نيروها، تامين جاده بود. بچهها اين قسمت رو دوست داشتن. به خاطر اينكه درگير ميشدن، براشون جذابيت داشت. يه روز من و رضا چراغي وايستاده بوديم، يه بنده خدا - كه بعدتر فهميدم حسين قجهايه - با قد كوتاهي اومد سمت ما و گفت: برادر ميشه منم بيام تامين جاده؛ من توپچيام. در واقع آشنايي ما از او جا شروع شد. همين قدر بگم حسين طوري درخشيد كه حاج احمد[متوسليان] براي عمليات دزلي گذاشتش مسئول عمليات. حتي يادمه خود حاج احمد تو ستون وايستاد و گفت حسين ستون رو هدايت كنه. حاج احمد روحيه خاصي داشت. كسي بود كه وقتي اومد غرب همه جور آدمي كنارش بود. از لر و كرد گرفته تا اصفهاني و ترك ... كسي اگر چهار روز كنارش كار ميكرد، وقتي ميخواست ازش جدا بشه احمد اونو تو بغلش حسابي ميگرفت و گريه ميكرد. حسين خودش قابليتهاي زيادي داشت. اما حاج احمد، حسين رو ساخت. اون شب رو خوب يادمه. شبي كه ميخواستيم عمليات « دزلي» را انجام بديم. حسين كه از كنار حاج احمد رد ميشد حاجي تو گوشش يه چيزهايي ميگفت. حاج احمد اين طوري بود با نيروهاش. و بعد هم كه دزلي رو گرفتيم، حاجاحمد، حسين رو گذاشت مسئول سپاه دزلي يا حالا منطقه دزلي و به من كه او موقع مسئول لجستيك سپاه مريوان بودم گفت: علي پيش حسين بمون و در واقع رفاقت اصلي ما از اون جا شروع شد. *سوال: تو اين مدت كه كنار هم بودين، حسين قجهاي رو چه جوري شناختيد؟ از خصوصيات اخلاقياش برامون بگين. *مير كياني:حسين خصلتهاي خاصي داشت. اولا كه 24 ساعته كار ميكرد. البته اين موضوع غريبي نيست. مثلا روي اتفاعات ملخخور ميخواستند نفت ببرن؛ حسين قجهاي بشكه 220 ليتري خالي رو ، روي دوشش ميگذاشت، ميبرد بالاي كوه. زورش هم زياد بود. اما كارهاي خاصي ميكرد. مثلا يه نقل قول كنم از سردار تميزي - البته تو پرانتز بگم كه ا هل نقل قول گويي نيستم و هميشه چيزي رو ميگم كه براي خودم اتفاق افتاده، اما ميخوام روحيه حسين قجهاي براتون واضحتر بشه - ايشون ميگفتن تو اصفهان ما با هم آموزش ديديم. اين جريان قبل از اين كه حسين بياد منطقه، ميگفت: آموزش كه تموم شد گفتن برين سپاه شهرتون و خودتون رو معرفي كنين. با بچهها اومديم ماشين بگيريم براي زرينشهر. حسين دراومد گفت: من با شما نمييام. شما بريد. من خودم از تو ارتفاعات مييام. يعني از همون اول خودش رو جدا كرد. روحيهاي خاص داشت البته «كشتيگير» هم بود. اما يه همچين روحيهاي داشت. ادامه مصاحبه در ادامه مطلب ادامه مطلب نوشته شده در 91/01/17ساعت 18:35  توسط محمد دفترچه ای با رنگ آبی 90/12/01: تاريخ *دفترچه ای با رنگ آبی* رسول خدا (ص) فرمودند : حاسِبُوا اَنْفُسَکُم قَبْلَ اَنْ تُحاسَبُوا وَ زِنُوها قَبْلَ اَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الاَکْبَرِ. پیش از آنکه به حسابتان برسند، خود را ارزیابی کنید و در میزان قرار دهید و برای حسابرسی بزرگتری آماده شوید.پیامبر میداند که شیطان و نفس وسوسهگر از یک سو و عوامل و آسیبهای آشکار و نهان از سوی دیگر، مؤمن را به وادی غفلت میکشاند و از اندیشیدن در فرجام خویش بازمیدارد. از این رو چون فرماندهی دلسوز و هشیار آماده باش میدهد " تجهّزوا ". مسلمان در همة عمر و در همة عرصههای زندگی باید آماده باشد و به سود و زیان خویش رسیدگی کند تا ورشکسته نشود. این کار از ایمان و زیرکی مؤمن سرچشمه میگیرد و دستکم باید در شبانهروز یک بار انجام شود. امام صادق به عبدالله پسر جندب فرمود: ای پسر جندب! بر هر مسلمانی که ما را میشناسد لازم است که در هر شب و روز، عملش را بر خود عرضه کند و حسابگر خویش باشد؛ پس اگر عمل خوبی یافت بر آن بیفزاید و اگر عمل بدی یافت از آن استغفار نماید تا در رستاخیر خوار نگردد. در این حدیث شریف به دو نکتة اساسی تصریح شده است: نخست اینکه ضرورت محاسبه بر اساس شناخت اهل بیت(ع) است. دوم اینکه غفلت از خود ارزیابی، فرجامی بس خطرناک دارد و آن، خواری و زبونی در رستاخیز است. شهیدان گرانقدر راه خدا بر این نکته آگاهی کامل داشتند. سردار شهید حسین قجه ای هر روز کارهای خود را بررسی میکرد و از نفس خویش حساب میکشید. به محض اینکه بحثی پیش میآمد فوراً آن را داخل دفترچه آبی رنگش مینوشت و شب آنها را بررسی میکرد و در روزهای بعد سعی میکرد میزان حسناتش را بالا ببرد. مروری بر دفترچه زیبای این شهید خالی از لطف نیست: ـ چهارشنبه ، نماز بدون وقت : ظهر چون سرپرست نگهبانی بودم نتوانستم سر وقت نماز بخوانم. ـ دوشنبه : با مادرم ... ناراحتی کردم و بعد از یکی دو ساعت معذرت خواستم و با برادرم هم تند صحبت کردم. باید سعی کنم تکرار نشود. ـ شنبه : به هیچ وجه کار فکری پیش نیا مد و دلیل آن این است که نظم ، در کارم نبود. ـ پنجشنبه : بیهوده گویی: طی روز چند مورد تقریباً سخنان کوتاه و بیهودهای به زبان آوردم. ـ شنبه : امروز ورزش نکردم ، دلیلش هم تنبلی است! به راستی اگر دفتر دل ما نیز همانند دفتر این شهید به حسابرسی نفس بپردازد جایی برای غفلت باقی خواهد ماند؟! میتوان گفت، خود ارزیابی از ویژگیهای خواص شیعه و نزدیکان به اهل بیت است؛ چنانکه امام موسی بن جعفر(ع) به هشام بن حکم فرمود: لَیْسَ مِنََّا مَنْ لَمْ یُحََاسِبْ نَفْسَهُ فیِِ کُلِّ یَوْمٍ. از [خاصان] ما نیست کسی که روزانه به حساب خود رسیدگی نکند.************كاش از اخلاصتان یك جرعه بر می داشتم بی ریاتر رنگی از جنس سحر می داشتم كاش مانند شما ای رهگذاران غریب از درون خویشتن بهتر خبر می داشتم كاش مانند شما در عرصه ی خون و خطر عافیت نه عاقبت را در نظر می داشتم كاش می ماندم كنار سنگر اشك شما وز برای آبرو چشمان تر می داشتم كاش در سوز و گداز جبهه ی ایمان و عشق سینه ای از آتش دل شعله ور می داشتم كاش می شد می گشودم معبری سمت افق از شما یك تن در این ره همسفر می داشتم كاش در كانال ها آن سوی خط ـ آن سوی دل در عبور از خویشتن شوق خطر می داشتم كاش می شد انتهای خاكریز عاشقی سایه ی لطف شهیدان را به سر می داشتم بال و پر یعنی شهادت ـ آه ـ ماندم بی نصیب می رسیدم تا خدا ؛ گر بال و پر می داشتم نوشته شده در 90/12/01ساعت 14:8  توسط محمد آرشيو موضوعي گالری تصاویرزندگی نامهوصیتنامهنامه هاخاطراتنوا و نمامتون ادبییادواره هاکتاب شناسیدفترچه آبی رنگگردان سلمانشهید همت و شهید قجه ایروایت سردارحسین همدانیروایت سردار علی میرکیانیروایت سردار جهروتی زاده آرشيو مطالب اردیبهشت 1392اسفند 1391بهمن 1391آذر 1391مرداد 1391تیر 1391خرداد 1391اردیبهشت 1391فروردین 1391اسفند 1390بهمن 1390دی 1390آذر 1390مهر 1390شهریور 1390مرداد 1390تیر 1390خرداد 1390اردیبهشت 1390فروردین 1390اردیبهشت 1389بهمن 1387دی 1387آبان 1387اردیبهشت 1387اسفند 1386بهمن 1386آبان 1386 امکانات کليه حقوق اين وبلاگ متعلق به وبلاگ سردار شهید حسین قجه ای مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
