Outbound Links (146)

  • Title Length:18

    تلاجن-Talajen
  • <meta> Keywords Count:9

    تلاجن-Talajen,noori-shivan, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs
  • <meta> DescriptionLength:89

    تلاجن-Talajen - شعر ،نقد و مقالات ادبی و ... - تلاجن-Talajen
  • <h1> tag

    Warning:No <h1> tag
  • <h2> tag

    Warning:No <h2> tag
  • <strong> tag

     
        
     در مقدم بهار و درختانی که به هزار زبان در سخنند.
    ای غریب آشنای دشت و کوه
    ای شکیبای همیشه باشکوه
     
    یادگار سال­ های تلخ و شور
    می­ بری دل را به رویاهای دور
     
    برگ برگ قصه­ هایت خواندنی
    رقص تو در باد و باران دیدنی
     
    گر چه هر فصلی تماشایی­ ترین                                     
    عشوه هایت جان فریب ودلنشین،
     
    در بهاران دل ربا­تر می­ شوی
    می­ روی بالا کبوتر می­ شوی
     
    شهر در زیبایی­ات گم می­ شود
    کوچه سرشار تبسم می­ شود
     
    گر چه بی­ هنگام و دیر آید بهار
    لال و لنگ و سر به زیر آید بهار،
     
    گر چه باشد سال، سال داس­ ها
    خشک گردد چشمه­ ی احساس ­ها،
     
    باز با لبخند می­ خوانی سرود
    بی حضور حضرت باران و رود
     
    با سبدهایی پر از گل می رسی
    دست در آواز بلبل می رسی
     
    درد قُمری راتسلّا می­ دهی
    سار را در قلب خود جا می ­دهی
     
    شعر می­ جوشد زسر تا پای تو
    مثنوی ساز است مولانای تو
     
    ای حیات تو شگفت انگیزتر
    ریشه هایت از تبر هم تیزتر
     
    کاشکی چشمی به تو می دوختیم!
    زندگی را از تو می آموختیم.
     
    با سلام فصلی از کتاب ( از بلده چه می دانیم ) به ادبیات و شاعران منطقه اختصاص یافته است که چکیده ی آن در ادامه می آیید.
    در محضر شاعران منطقه ی بلده
     وطن من
     داروگ / « نیما یوشیج »
    مادر  /  « مرتضی توکلی »
    که شکست؟ /  « بیژن خسروی »
    ای که...  «  محمد رضا عمید نوری »
    امیدی که داشتم  «  محمد تقی رفیعی نوری »
     دل / « مشرق نوری »
     با تو سر مستم / « علی بن ولی »
    مظهر ذات الهی / « شیخ محمد باقر سلطان احمدی»
    بی وفایی / « نیّر نوری »
    در ثنای علی/ جعفر محدّث
    به دنبال زندگی / « جمال شهران »
    آشفته بازار دنیا« علی برزگر»
    شعر تازه / « دکترعبد الله بهزادی»
    امام حسین(ع) / « دکتر عبد الله بهزادی»
    وصیّت/ «   گزیده ای از وصیت نامه ی منظوم«عاجز»
    باد صبا/ «  رضا بهزادی» 
     شناخت نامه/  « عباس حسن پور، شیون نوری»
    بانوی بارانی/ « عباس حسن پور»
    در سوگ مادر«  افشین اعلا» 
    منابع :
    1- ایرج اصغری، سبوی سخن،چاپ اول،رسانش، تهران،1390
    2 - رضا قلی هدایت، مجمع الفصحا، چاپ اول، امیر کبیر، تهران،1342
    3 - سیروس طاهباز، مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج، چاپ دوم، انتشارات نگاه، 1371
    4 - عباس حسن پور ( شیون نوری)، پایان نامه ی دانشگاهی،  شاعران سرزمین نور،1375
    5 - عباس یزدی نژاد و دیگران، دیار فرزانگان، چاپ اول، سبزآرنگ، تهران، 1386
    6 - علی زمانی شهمیرزادی، شعرای گرگان و مازندران، چاپ اول،انتشارات جام ،1371
    7 - محمد طاهری شهاب، تاریخ ادبیات مازندران، به کوشش دکتر زین العابدین درگاهی، چاپ اول،  رسانش ، تهران ،1388
    8- نقی رضایی، مشاهیر نور، چاپ اول، هم آوا ، تهران 1385 
    با سلام و ارادت خدمت دوستان عزیز
          اولین کتاب تک نگاری در مورد منطقه ی بلده که محصول کار گروهی است با عنوان « از بلده چه می دانیم» چاپ و منتشر شده است .
        این اثر  که به نوعی به تمامی آبادی های منطقه پرداخته و از تنوع موضوعی و تصویری متناسبی برخوردار است برای دوستانی که اهل منطقه ی بلده اند و یا علاقه ای به این سرزمین کهن و تاریخی دارند مفید می باشد.
     تهیه ومطالعه ی این کتاب را به دوستان عزیز توصیه می کنم 
    آدرس محل پخش: مازندران، شهربلده ، مطبوعات نیما، 01144613820
    دیباچه ای برادبیّات عاشورایی[1]
     
          کنار پنجره
     
    هر چند پایانی ندارد انتظارم
    هی لحظه لحظه، لحظه ها را می شمارم
     
    بودایم و تا نیروانای حضورت
    دست از تلاش عاشقانه بر ندارم
     
    از دست های بسته ی من می نوازد
    تار تنیده بر گلوگاه سه تارم
     
    در باطل السّحری به نام قرن غربت
    جادوی چشمت هم نمی آید به کارم
     
    می سوزد این جا کاروانی از سیاووش
    در آتش سودابه های روزگارم
    تکثیر سیمرغ است و زال و چوبه ی گز
    در خود چگونه نشکند اسفندیارم
     
    شعری شبیه تیر آرش تا رهایی
    می جویم امّا می گریزد از مدارم
     
    جز تلخی پاییز پی در پی چه مانده
    درکام سرگردانی ایل و تبارم
     
    در جبر بودن های بی تو، چاره ای نیست
    امروز هایم را به فردا می سپارم
     
    با خطّ میخی، نازنین یا هر چه امّا
    این بیت را بنویس بر سنگ مزارم
     
    در فصل داغ رویش دیوار و آهن
    خود رابه جای پنجره جا می گذارم
     
     
    سیمای علی (ع)   در آثا ر نیما یوشیج
     این مطلب با همین عنوان در شماره ی 6223 روزنامه ی« قدس خراسان » در شهریور 1388 چاپ
     شد
    آن کس که نه با علی
    (
    ع
    )
    دل خویش بباخت
    چیزی نشناخت  گر چه بسی چیز شناخت
    در ساخت دلم به هر بدی ،  لیک  دلم
    با آن که بد علی به لب داشت، نساخت
     
    با دانش هر کس از رهی کار بساخت
    در دایره ی سرگشته چو پرگار بتاخت
    رانی اگرم و گر که خواهی بنواخت
    نشناخته رفت آن که علی را نشناخت.
    (
    دیوان،ص524
    )
     
    محمود علی
    (
    ع
    )
    عابد و معبود علیست
    وز جمله ی آفریده مقصود علیست
    گفتی که علی که بود؟ فاشت گویم
    بودی به میان نبود ور بود علیست
    صد بار شکست و بست و درهم پیوست
    تا نام علی مرا در آیینه ییست
    من بگسلم از تو با جفای تو و لیک
    از مهر علی دلم نخواهد بگسست
    گفتی  ثنای  شاه   ولایت  نکرده ام
    بیرون ز هر ستایش و حد وثنا علیست
    چونش ثنا کنم که ثنا کرده ی خداست
    هر  چند چون  غلات  نگویم ، خدا علیست
    شاهان بسی به حوصله دارند مرتبت
    لیکن چو نیک در نگری، پادشاه علیست
    گر  بگذری  ز مرتبه ی  کبریای حق
    بر صدر دور  زودگذر،  کبریا  علیست
    بسیار حکم ها به خطامان  رود ، ولی
    در حقّ آن که حکم رود بی خطا، علیست
    گر بی خود و گر بخود، اینم  ثناش بس
    در  هر  مقام  بر لبم آوای  یا علیست
    آمد سحرو مراست مصحف در پیش
    آن گاه چراغی چو چراغ دل خویش
    ورد سحر اهل دلش همره باد
    یارب تو بپرهیزش از هر کم وبیش
     
    آمد سحر و نوای ماذن برخاست
    افزوده به هر فزوده ور کاسته کاست
    یک سوی چراغ و مصحف و سویی دوست
    بنگر چه قیامت و چه توفیق آراست
    منابع محفوظ
    سرودم تو را عاشقانه ترین یاعلی
    وآغوش باز خدا در زمین یا علی
     
    صمیمانه تر  از  تو آیا کسی دل سپرد
    به قانون ایمان و عشق و یقین یا علی؟
     
    تو نسل نخستین اَضدادی وغیرتو
    ندیدم امیری خرابه نشین یا علی
     
    سکوت تو گویا تر از ذوالفقار تو بود
    وهمبوی صد خطبه ی آتشین یا علی
     
    سحر گاه« ُفزتُ  وربِ...» چه دیدی مگر؟
    که جاری شده رودهایی چنین یاعلی
     
    نگین جهان بودی امّا در آن صبح کینه
    جهان گشته انگشتری بی نگین یا علی
     کلاف کلام شما راکسی وا نکرد
    بگو آن چه گفتی به چاه امین یا علی
     
    همان کودک کوچه های شب کوفه ام
    و  محتاج  لطف تو ای نازنین یا علی
     
    و ای  کاشکی  مثل آن کودکان کویر
    شوم لحظه ای با شما  همنشین یا علی
     
     هنوز ازتو چیزی نمی داند این جاکسی
    به جز چاه و خرما و نان جوین یا علی
     
    چه  بغض  غریبی گلوی قلم را گرفت
    توانی ندارد غزل بیش از  این یا علی 
    ای مانده روی دست هایت رنج شالی
    آهوی دریا چشم چالاک شمالی
     
    دریای چشمان تو ، اقیانوس آرام
    آواز تو تندیس زیبای زلالی
     
    لبخند تو رشک هوای بعدِ باران
    « بادا تمام لحظه هایت پرتقالی»
     
    بوی بهار دامنت را منتشر کن
    در رقص با پروانه های این حوالی
     
    تقویم و تکرارش دروغ تازه ای نیست
    باور مکن مرگ خدای خشکسالی
     
    ای کاش می دیدی که پامال چه رقصی است
    رنجی که می بردی به پای دار قالی
    در این هوای ابری افراسیابی
    توران سرای قطعی قحط الرّجالی،
    گُردآفریدی های تو ، بانوی باران
    هرگز نمی گنجد در این قاب خیالی
     
    سال هزار و سیصد و... ویروس تردید
    سال هزار و سیصد و... از عشق خالی
    ای کاش
         یک بار
             فقط یک بار
    کمان را بر می داشتید و
                                   کمین می کردید
    تا مزارع روستایمان دوباره بخندند
    در رقص نازکانه ی عروس گندم زار
    و دست افشانی مستانه ی اوجاها
    و آواز صوفیانه ی بلدرچین
    و خوک های تا دندان مسلح گورشان را گم می کردند
    ای کاش
    یک بار دیگر جمع می شدیم
    در کلبه ی مهربان مزرعه
    و دادگاه هراسه های خیانت کار این همه به تاخیر نمی افتاد.
    با این نهر های خسیس
    ودهان گل گرفته ی داروگ ها
    آب از گلوی مزرعه پایین نمی رود
                                                       پدر!
    اوجا : نوعی درخت با چوب سخت و محکم
    داروگ:  قورباغه ی درختی
    هراسه:  مترسک
    راز نگفته ای و سرود نخوانده ای
    بر مزاردکتر علی شریعتی
      این مطلب با همین عنوان در شماره ی 109 «سوردا ر»در مرداد 1389 چاپ گردید.
    «سلام و ارادت ما را هم به دکتر برسان». این جمله ای بود که بیشتردوستان ،در سفر به« سوریه» بر ما تکلیف کرده بودند .علاقه شخصی و هم چنین پذیرش تکلیف دوستان ، شعله های آتش این دیدار را شعله ورتر کرده بود.
         عصر دومین روز اقامتمان در سوریه با همسر و دوستی دیگر برای دیدار شریعتی آماده می شویم .ازهتل تا پشت زینبیه  که مزار شریعتی  آن جاست ، پیاده به راه می افتیم، دلم قرار نداشت اشتیاق و حسرت کلافه ام کرده بودند ،تلاش می کنم، حالم را از همراهان پنهان کنم امّا ممکن نیست چرا که:
                       گر  بگویم  که مرا حال پریشانی نیست
                       رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ ضمیر
     
     
     
         عبارات و آموزه ها ی سرشارازحس وحرکتش که بامهندسی خردمندانه ای بر کتیبه ی روزگار ثبت و حک شده اند،در جلوی چشمم رژه می رفتند،حس غریبی در دل و بار سنگینی بر دوش دارم، نمی دانم طنین شوق دیدار است یا شرمندگی در برابر معلّم  بزرگی که در کلاس درسش ننشستیم  به کلام نافذش که حاصل «کشف» ، « ایمان» ، «عشق » و« یقین» بود ،گوش جان نسپردیم،معلّمی که در کلاس درسش آسیب شناسانه، پاشنه های آشیل را نشانمان داد،با نگاهی فرا زمانی، نیاز امروزمان را فریاد کشید و هر چیزی را که آن گونه بود به توصیف و تحلیل نشست، نه آن گونه که خود می خواست ویا دیگران.
        ونوشت «خدایا عقیده ام را از دست عقده هایم مصون بدار».
         ونگاشت « ملّت من! من برای تو کاری نکرده ام ،امّا می دانی که با دشمن نساختم».
          وخواسته اش این بود:« دلم می خواهد فقط فریاد بکشم و همه را از فاجعه خبر کنم».
         صدای گوش خراش فروشندگان و دوره گردها که در تمامی اماکن منتهی به زیارت گاه های سوریه مستقر هستند، آزارم می دهد، برای غلبه براین همه آلودگی صوتی، شعر«زندگی » اش را خامشانه زمزمه می کنم .
    در باغ« بی برگی» زادم
    ودر ثروت فقر، غنی گشتم.
    و از چشمه ی ایمان سیراب شدم
    ودر هوای دوست داشتن، دم زدم.
    و در آرزوی آزادی سر برداشتم.
    و در بالای غرور، قامت کشیدم.
    و از دانش، طعامم دادند.
    و از شعر، شرابم نوشاندند.
    و از مهر، نوازشم کردند.
    و«حقیقت»، دینم شد و راه رفتنم.
    و «خیر»، حیاتم شد و کار ماندنم.
    و« زیبایی»، عشقم شد و بهانه ی زیستنم!
         به دروازه ی قبرستان رسیدیم ،دوست داشتم بی تابانه، آن گونه که او بر سر دخمه ها درکنار« اهرام ثلاثه» رفت، بروم.در ابتدا به رسم معمول فاتحه ای نثار اهل قبرستان کردیم.
    تا لب باز کنم ، مرد سوری با اشاره ای ما را به سمت آرامگاه هدایت کرد.با بغض فاصله را پیمودم، نزدیک که می شوی، دست ادب بی درنگی به سینه می چسبد و کمر ارادت ناخواسته خم    می شود.
         نا خود آگاه شعر «سهراب» به یادم می آید. «به سراغ من اگر می آیید /  نرم و آهسته بیایید / مبادا که ترک بردارد /  چینی نازک تنهایی من ». قدم ها آهسته تر و بغض ها گلوگیر تر می شوند.سکوت مبهم اطراف با نجواها و زمزمه ها در هم می شکند ، گه گاه حسرت و هق هقی به گوش می رسد. پشت میله های اتاقکی که مرد و مزار را در بر گرفته ،ایستادیم امکان در بغل گرفتن دکتر وجود نداشت و این دیوار و این میله ها در این لحظه چقدر ملال انگیز و نفرت آورند!
        می خواستم جلو بروم، جلوتر، شاید بتوانم نگفته هایش را بشنوم، نگفته های نسل و دیار و تبارم را نجوا کنم وبگویم، انگاربین روزما و روزگار شما فرقی نیست.
    تو نوشته بودی:
    « گرسنگی فکر از گرسنگی نان، فاجعه انگیز تر است».
    « واستعمار غربی به اسکیموها هم یخچال می فروشد و...».
    ومن می بینم:
    تنهایی هم چنان مرض مهلک قرن ماست.
    استعمار پوست انداخته و هم چنان به تاراج فکرو فرهنگ و سرمایه ملل مشغول است.
    ودر جهان مدرن به تعداد گنجشک ، سنگ وجود دارد.
    و اسباب آسایش روزگار ما، به موازات خود آرامش را قتل عام کرده است.
    و هم چنان هیچ سیاووشی به مظلومی تبار ما نمی رسد.
    وهنوزهم ، کسی« کویر» سرسبزی چون تو نیا فرید.
          وهم چنان رسالت شگفت انسانی، مقهور« نان» و« مد »و
    « مصرف»می شود و...
         سرم را بلند می کنم ایرانیان ازهر شهرو دیاری این جایند وخدا بیامرزی و فاتحه ای نثار می کنند و بر می گردند. بعضی ها هم که خطّی از درد ، عشق ، تنهایی و اضطراب بر پیشانی دارند چیز می نویسند ، عکس می گیرند،  نجوامی کنند و...
    زمزمه ای حواسم را به خود مشغول می کند
          نه، من هرگز نمی نالم / قرن ها نالیدن بس است / می خواهم فریاد کنم /  اگر نتوانستم / سکوت کنم / خاموش مردن بهتر از نالیدن است.(2)
          آن اتاقک که مرد و مزار را در خود محبوس کرده است از دو دیوارش منتهی به دیوار بلند قبرستان است. از پشت شیشه ی پنجره و میله های آهنی، می توانی درون را ببینی. قرآن مجید، تعدادی عکس قاب گرفته در طرح های مختلف ، کتاب اسلام شناسی چهار پوستر نوشته، دسته گلی مصنوعی و دو تابلو که عموما مربوط به شریعتی است، در چشم اندازت خود نمایی می کند.
          لبخند ، آرامش ، غرور و تنهایی چیزهایی است که در تمامی عکس ها خود نمایی می کند. به یاد جملاتی می افتم از خودش در کتاب « دفتر های خاکستری»( 3) که به پایمردی « دکترمحمد رضا حاج بابایی » چاپ و منتشر شده است.
     « چقدر روح محتاج فرصت هایی است که در آن هیچ کسی نباشد ».
    « من شکست نمی خورم. ایمان و دوست داشتن رویین تنم
    کرده اند».
         واین دل نوشته ها «چهارده قرن است سرم را بر دیوار خانه ی خاموش و گلین محقّّری نهاده ام که از همه ی تاریخ بزرگ تر است و هرگز به زور هیچ قیصری، زر هیچ گنجی و تزویر هیچ معبدی، سرم را لحظه ای بر نگرفته ام و به سراغ خانه ی دیگری نرفته ام . که در این خانه :فاطمه هست نخستین قربانی غضب و فریاد اعتراض مظلوم. و علی هست، نخستین حقّ محکوم اشرافیّت و نفاق.که حسین هست آقای شهیدان بشریت.که زینب هست، پیام ابدی انقلاب و زبان گویای شهادت ».
           نمی دانم کارگاه اندیشه ی این معلم راستین در چه زمانی بنا نهاده شد، امّا در استحکام تار و پود و در نما و نازک کاری ها و طرح و رنگ هنر مندانه اش تردیدی نیست. و اصلا آیا هنر معلّمی جز اعجاز ارتباط، حرکت بخشیدن، دعوت به اندیشیدن، خوب دیدن، دوباره دیدن، فهمیدن و ...چیز دیگری است؟
         شریعتی که همه جا خود را یک معلم قلمداد می کند از«مزینان» تا« سوربن» و از روستاهای دور افتاده ی مشهد تا حسینیه ی ارشاد را با پای شدن، ایمان، آگاهی پیمود.او درکلاس ساده ی درسش، شمع آگاهی افروخت وپنجره های بیداری و بینایی گشود، بر تخته ی« سیاه » ، «سفید» نوشت. خطر جهل، خرافه و استعمار را فریاد کشید،سر ارادت برسجّاده ی علوی نهاد و رسالت« زینب »ی را برای باز ماندگان نهضت شور انگیز «حسین»ی تکلیف کرد. باغ انتظار را با مژده ی رسیدن بهار طراوت وتوان بخشید، قلم را« توتم » خود ساخت و باخطّی خوش و ایمان به خدا و تکیه بر ره توشه هایی  که از مکتب مولایش حضرت علی (ع)و امام حسین (ع) آموخت،خطاب به فرد و جامعه و تاریخ نوشت:
    « کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمّل  مکن».
    « دعا هرگز جانشین وظیفه نمی شود».
    « ظلم، تکّه آهنی است که در زیرچکش ستمگر و سندان ستم پذیر شکل می گیرد و...» .
         به یاد دارم در جایی نوشته بودم ،شریعتی تنها روشنفکر دینی ایرانی است که توانست به آرامی نسیم در اعماق جان اقشار مختلف نفوذ کند، دوید و دواند و هم چنان چون روزگارحیاتش می دود و می دواند و گذشت زمان و بی مهری های روزگار نه تنها نتوانست، گَرد مرگ و فراموشی برچهره اش  بپاشد، بلکه نمایان ترش کرد .
          گفتم باید کاری کرد، فرمانی از درون دریافت کردم . خوب نگاه کن. نوشته های اطراف ودیواره های اتاقک، مرا به خویش خواندند. عباراتی از آثار مختلف شریعتی و یا دیگران با خودکار یا ماژیک، در رنگ های مختلف و خطوطی متفاوت امّا خواندنی و تامّل بر انگیز.
          گفتم در حدّ امکان، عین همه ی آن ها را یادداشت نمایم  و در جایی چون این جا منعکس سازم، برای کسانی که وامدار روشنی چراغ معرفت اویند و درعمارت رفتار و آگاهی خود، ازسازه ی اندیشه ها و ره یافت های او  هم بهره ای دارند و با تازیانه ی کلامش از خواب و خلسه ی« کهف » ی برخاستند و در اقامه ی قنوت عشق و معرفت، مشی و مرامش را مراد خویش ساختند.
    و اینک تابلو نوشته های درون اتاقک:
    - خدایا !چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
    - زندگی چیست ؟ نان، آزادی، فرهنگ ، ایمان و دوست داشتن.
    - آگاهی گوهری است برتر از وجود.
    - اگر تنها ترین تنها یان شوم، باز خدا هست.
    - من هر دو را می خواهم ، هم عشق را وهم آزادی را. قبلم را فدای عشقم می کنم و عشقم را فدای آزادی.
    واین چهار بیت شعر:
    چون ندای ارجعی از رب شنید
                                              روح پاکش سوی خالق پر کشید
    روح پاکش در جوار زینب«س» است
                                             جامعه از دوریش اندر تب است
    سوز عشق اودرون سینه است
                                              سینه ای کو فاقد هر کینه است
    از فراقش دیده ام گریان بود
                                                شوق دیدارش مرا در جان بود.
     
    وبر روی دیواره های اتاقک  هم نوشته شده بود:
    - به راستی فرق است بین بشر و انسان ، بشر «بودن »است و انسان «شدن».
    - اگر تنها ترین تنها شوم، باز خدا هست ، خداوند جبران تمام نداشتن هاست.
    - زینب نگو بر تو چه گذشت، بگو ما چه کنیم؟
    - ما چون تو در کلبه ی فقیرانه ی خود خدایی داریم.
    - دکتر، آزادیت زیبا بود.
    - سلام بر تو ای معلم عشق و آزادی!
    - خداوندا ! من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریاییت نداری، من چون تویی دارم و تو چون خودت نداری.
    - دوست داریم کویری بشیم دکتر!
    - عشق می تواند جانشین همه ی نداشتن ها شود.
    - پیروزی قبل از آگاهی فاجعه است.
    - برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آن چه را که خدا را از تو می گیرد.
    - دکتر ...دریا توفانی است، آرام می گیرد امّا خاموش
     نمی شود.
    - ای تابنده ترین ستاره ی غربت! همیشه به یادت خواهم بود.
    - خدایا بگذار مردنم را خودم انتخاب کنم، امّا آن گونه که تو دوست داری.
    - ابوذر تنها زیست ، تنها مرد و تنها بر انگیخته می شود و شریعتی نیز چنین کرد.
    - پروردگارا ! به متعصبین ما فهم وبه فهمیدگان ما تعصّب عطا فرما.
    - ما چون تو در کلبه ی فقیرانه ی خود، فقط خدا را داریم.
    - خدایا مرا از کسانی قرار بده که از راه دنیا در می آورند و خرج دین می کنند، نه کسانی که از راه دین در می آورند و خرج دنیا می کنند.
    - آن جا که عشق فرمان می دهد، محال سر تسلیم فرود می آورد.
    - آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند.
         این ها تقریبا تمام نوشته هایی است که در چشم اندازم خود نمایی می کند به غیرازخطوط ناخوانا وکم رنگ و پامال شده.
       پس از یادداشت برداری قدری سبک شدم .پیام و پتانسیل نوشته ها قوّتم دادند، نوشته هایی که سرشار از زیبا ترین واژگان قاموس هستی (خدا ، عشق ، ایمان، زندگی ،پرستش، آزادی  دوست داشتن و...) و نازنینان عالم خلقت( محمد(ص)علی وحسین (ع) فاطمه وزینب (س)و...) است.
          فهمیدم خاموشی، فراموشی نیست و گم نامی را بر بد نامی ترجیح دادن، عین شهرت است. ومی نویسم نه جبر و جهل و تیغ و دار زمانه توانست ، منصور حلاج، عین القضات حسنک وزیرو امیر کبیررا بد نام و ناپدید سازد ونه تیر طعنه و توطئه توانست مولانا خواجه نصیر و بوعلی سینا را از پای در آورد و نه بی اعتنایی سلاطین غزنوی چیزی از اعتبار فردوسی و شاهکارش کاست ونه تحریف و تکفیر توانست، خیمه ی خیام را فرو بریزد ونه هجرت و غربت توانست در اراده ی شکوهمند شریعتی خدشه و خللی وارد کند  وکسی از همراهان همیشه، جمله ی بدیعی بر زبان می آورد «این معدن روزی کشف  و استخراج خواهد شد».
         هنگامه ی اذان نزدیک می شود و ما آماده ی رفتن به حرم حضرت زینب(س) می شویم .صدای پای غروب، خداحافظی وطنین سوتک (4 ) درسرسرای دل درهم می آویزند و این آخرین پلان حضور بر مزار دکتر علی شریعتی است.
    نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
    نمی خواهم بدانم
    کوزه گر از خاک اندامم
    چه خواهد ساخت؟
    ولی بسیار مشتاقم
    که از خاک گلویم سوتکی سازد
    گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
    و او یک ریز و پی در پی
    دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد
    و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
    بدین سان بشکند در من/سکوت مرگبارم را. 
    سکوت مرگبارم را .         دمشق- مهر ماه 1388      
    پانوشت:
    دیالوگی در 5   پیچ  مانده به 50
    پیش از این که
    سطر های بعدی برسند
    و یا چشمتان بخورد
    جای خالی هر چه هست و نیست
    لطفا کمی جابه جا شوید
     
    همین جا
    کودک کلوچه فروشی هست
    عکس
    خاطره
    جدول ...
    و کلاغی  که شاید پریده باشد
    و آدمهایی برفی
    که آفتابی شدند
    و دیوار و درختی که بتوانید
    تاب بخورید و
    تکان دهید
    و بادی که نمی دانم از کدام سو می وزد
    فال هم نمی گیرم
    شما را به این جا کشانده ام که
    اولا هوایی بخورید
    مگر چند شب شنبه ی دیگر با قیست ؟
    و بعد بگویم
    خشونت یعنی ؛
    پرنده چیدن از درخت
    کشتن « بره ی  روشن » سهراب
    گل گرفتن شاملو
    و بعد
    ببینید
    چه قدر فاصله دارند
    خروس               و                  بیداری
    فرشته                 و                 درخت
    گوش ها              و                گویش ها
    به اینجا که رسیدی
    گره  در کار گل افتاد ، وا کن
    و  زخم   ساق  آ هو را دوا کن
    کبوتر   را   بگو   پرواز گیرد
    پرستو را به حال خود رها کن
     
    عصر سه شنبه بود و جنگ بغض و سارا
    هی می نوشت و پاره می کرد مشق شب را
     
    در چشم هایش اضطرابی شعله ور بود
    یاد  آور    رنج    هبوط    تلخ    حوّا
     
    خورشید را در دفتر خود خط خطی کرد
    پایش   نوشت ای آسمان  قدری  مدارا
     
    برگ درخت دفترش را زرد می کرد
    آتش زده  برریشه های سبز  افرا
     
    طرحی زد از فواره و میدان، بقیّه
    خاکستری از خاطرات  کودکی ها
     
    فوّاره وار  از  ارتفاعات  تخیّل
    افتاده پیش کوسه ها در عمق دریا
     
    در حسرت لبخند مادر بود و روزی
    خود  را ببیند لحظه ای  آغوش بابا
     
    چیزی شبیه...نه نمی دانم چه چیزی
    او را  شبیه مار  می کرد و   معما
     
    اصلا به روی خود نمی آورد دختر
    سرگرم کارش بود ساعت ها و حالا
     
    برگی  نوشت.  چسباند. دیوار  اتاقش
    هر چار گوش صفحه با تاریخ و امضا
     
    امروز من، مثل شب یک هفته ی پیش
    حرف جدیدی هم ندارد  صبح  فردا
     
    هر کس در این خانه سرو سازی جدا داشت
    این جا، من و مادر، پدر، تنهای تنها
     
    حس  می کنم، تنهایی ام  پایان  ندارد
    حتی  اگر دنیا  بیاید  خواهرم  با...»
    با همه ی بانک ها تسویه خواهم کرد
    الّا...
    حتّی اگر همه ی روزی نامه ها ی « اقتصاسی»1
    هر روز بنویسند
       بده کار بزرگ چشم هایش
  • <b> tag

    پیج رنک وب
    .:
    VatanSkin
    :.
  • Images without Alt Tag

    http://www.blogfa.com/photo/n/noori-shivan.jpg
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/United%2520Kingdom.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Saudi%2520Arabia.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Albania.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Bulgaria.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Andorra.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Czech%2520Republic.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Denmark.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Philippines.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Germany.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Greece.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Hungary.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Italy.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/South%2520Korea.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Latvia.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Portugal.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Romania.png
    http://pichak.net/blogcod/translator/images/Viet%2520Nam.png
    http://ir2.iranupload.com/i/00006/znykwooylf7p.jpg
  • Traffic

    This report show rough estimate of noori-shivan.blogfa.com's popularity
    See the traffic for sputnik20.deviantart.com
  • HTTP Header Analysis

    HTTP/1.1 200 OK
    Cache-Control: private
    Content-Length: 307308
    Content-Type: text/html; charset=utf-8
    Server: Microsoft-IIS/8.5
    X-AspNet-Version: 4.0.30319
    X-Powered-By: ASP.NET
    Date: Wed, 01 Apr 2015 21:36:18 GMT
    Connection: close
  • Dns Recode

    HostTypeTarget / IP(ipv6)TTLOther
    noori-shivan.blogfa.comA38.74.1.51300class:IN
  • Whois

    Domain Name: BLOGFA.COM
    Registry Domain ID: 120988507_DOMAIN_COM-VRSN
    Registrar WHOIS Server: whois.tucows.com
    Registrar URL: http://tucowsdomains.com
    Updated Date: 2015-03-14T20:38:34Z
    Creation Date: 2004-05-25T11:53:48Z
    Registrar Registration Expiration Date: 2017-05-25T11:53:48Z
    Registrar: TUCOWS, INC.
    Registrar IANA ID: 69
    Registrar Abuse Contact Email: domainabuse@tucows.com
    Registrar Abuse Contact Phone: +1.4165350123
    Reseller: Ravand Cybertech Inc.
    Reseller: Support@ravand.com
    Reseller: +1.866.633.7717
    Reseller: http://ravand.com
    Domain Status: clientTransferProhibited
    Domain Status: clientUpdateProhibited
    Registry Registrant ID: 
    Registrant Name: Roozbeh Hashemiha
    Registrant Organization: Ravand Cybertech
    Registrant Street: 250 Ferrand Dr. Suite 408
    Registrant City: Toronto
    Registrant State/Province: ON
    Registrant Postal Code: M3C3G8
    Registrant Country: CA
    Registrant Phone: +1.4163830030
    Registrant Phone Ext: 
    Registrant Fax: +1.4163831798
    Registrant Fax Ext: 
    Registrant Email: roozbeh@ravand.com
    Registry Admin ID: 
    Admin Name: Roozbeh Hashemiha
    Admin Organization: Ravand Cybertech
    Admin Street: 250 Ferrand Dr. Suite 408
    Admin City: Toronto
    Admin State/Province: ON
    Admin Postal Code: M3C3G8
    Admin Country: CA
    Admin Phone: +1.4163830030
    Admin Phone Ext: 
    Admin Fax: +1.4163831798
    Admin Fax Ext: 
    Admin Email: roozbeh@ravand.com
    Registry Tech ID: 
    Tech Name: Roozbeh Hashemiha
    Tech Organization: Ravand Cybertech
    Tech Street: 250 Ferrand Dr. Suite 408
    Tech City: Toronto
    Tech State/Province: ON
    Tech Postal Code: M3C3G8
    Tech Country: CA
    Tech Phone: +1.4163830030
    Tech Phone Ext: 
    Tech Fax: +1.4163831798
    Tech Fax Ext: 
    Tech Email: roozbeh@ravand.com
    Name Server: COCO.NS.CLOUDFLARE.COM
    Name Server: IGOR.NS.CLOUDFLARE.COM
    DNSSEC: Unsigned
    URL of the ICANN WHOIS Data Problem Reporting System: http://wdprs.internic.net/
    &gt;&gt;&gt; Last update of WHOIS database: 2015-03-14T20:38:34Z &lt;&lt;&lt;
    
    Registration Service Provider:
        Ravand Cybertech Inc., Support@ravand.com
        +1.866.633.7717
        http://ravand.com
        This company may be contacted for domain login/passwords,
        DNS/Nameserver changes, and general domain support questions.
    
    The Data in the Tucows Registrar WHOIS database is provided to you by Tucows
    for information purposes only, and may be used to assist you in obtaining
    information about or related to a domain name's registration record.
    
    Tucows makes this information available &quot;as is,&quot; and does not guarantee its
    accuracy.
    
    By submitting a WHOIS query, you agree that you will use this data only for
    lawful purposes and that, under no circumstances will you use this data to:
    a) allow, enable, or otherwise support the transmission by e-mail,
    telephone, or facsimile of mass, unsolicited, commercial advertising or
    solicitations to entities other than the data recipient's own existing
    customers; or (b) enable high volume, automated, electronic processes that
    send queries or data to the systems of any Registry Operator or
    ICANN-Accredited registrar, except as reasonably necessary to register
    domain names or modify existing registrations.
    
    The compilation, repackaging, dissemination or other use of this Data is
    expressly prohibited without the prior written consent of Tucows.
    
    Tucows reserves the right to terminate your access to the Tucows WHOIS
    database in its sole discretion, including without limitation, for excessive
    querying of the WHOIS database or for failure to otherwise abide by this
    policy.
    
    Tucows reserves the right to modify these terms at any time.
    
    By submitting this query, you agree to abide by these terms.
    
    NOTE: THE WHOIS DATABASE IS A CONTACT DATABASE ONLY.  LACK OF A DOMAIN
    RECORD DOES NOT SIGNIFY DOMAIN AVAILABILITY.