• Title Length:67

    وبلاگ واحد ادبی کانون آذربایجان شرقی
  • <meta> Keywords Count:10

    وبلاگ واحد ادبی کانون آذربایجان شرقی,kpfaa, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs
  • <meta> DescriptionLength:162

    وبلاگ واحد ادبی کانون آذربایجان شرقی - فعالیت های ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  • <h1> tag

    Warning:No <h1> tag
  • <h2> tag

    Warning:No <h2> tag
  • <strong> tag

      به نام خدا
    آیسا محمودی                                          مرکز سه تبریز                                        چهارده ساله
     
    مجبور بودم که روزهایم را در اینجا بگذرانم و شب هایم را در میان زباله ها. در این دنیا کسی را نداشتم، جز آقا که چند ساعتی در حرمش بنشینم تا روزم سپری شود. پاهایم تاول زده بود و داشت می سوخت. یک هفته ای بود که کفش نداشتم. در این چند شب هرچه سطل آشغال ها را گشتم؛ نتوانستم یک جفت کفش پیدا کنم. الان فقط آرزو داشتم یک جفت کفش داشته باشم. سرم را رو به ضریح برگرداندم. انگار امام رضا هم جواب بیچاره هایی مثل من را نمی داد. یکبار دیگر حاجتم را از آقا خواستم؛ یک جفت کفش، پاره هم باشد اشکالی ندارد، فقط کفش باشد. سرم را به دیوار حرم تکیه دادم. داشتم تاول های روی پایم را می شمردم. تا پنج شمردم. ولی دیگر بیشتر از آن بلد نبودم. شاید اگر به مدرسه می رفتم؛ می توانستم بیشتر از آن هم بشمرم. اگر به مدرسه می رفتم الان... الان کلاس پنجم بودم.
    چشمانم را بستم و باز کردم. مردی با کت و شلوار سیاه براق به سمت ضریح حرکت می کرد. چند خادم هم کنارش ایستاده بودند و راه را برای او باز می کردند. پوز خندی زدم. واقعاً که همه چیز دست این آدم پولدار هاست. ببین چند تا خادم اجیر خود کرده بود. مرد پولدار یک لحظه ایستاد. تعادلش بهم خورد. می خواست بیفتد که خادم زیر بغلش را گرفت. مرد، دستش را محکم به سرش فشار می داد. دیگر از آن جلوتر نرفت. مرد برگشت. پای چپش بدجور می لنگید. خادم، صندلی چرخدار را آورد و مرد را روی آن نشاند. صورت مرد به طرز عجیبی قرمز بود. مثل اینکه سوخته بود. مرد که روی صندلی نشست؛ داشت پای چپش را با دستش می مالید. چند لحظه بعد، پاچه شلوارش را بالا زد. از صحنه ای که دیدم تعجب کردم. او پای چپش را در آورد و کنار صندلی گذاشت. پس به خاطر همین پای مصنوعی اش بود که می لنگید. خام صندلی چرخدار را از پشت هل داد. همین طور با دهان باز خیره مانده بودم. مرد به من که رسید سنگینی نگاهم را حس کرد و گفت:«کمی از تو بزرگتر که بودم، یک بمب هم اندازه تو، در چند متری ام ترکید. همین چند لحظه پیش هم خاطرات جنگ آنقدر سردردم را تشدید کرد که نتوانستم از نزدیک آقا را زیارت کنم».
    چند لحظه نتوانستم حرفی بزنم. مرد اشک از چشمانش جاری شد. دوباره داشت پایش را می مالید. به خودم که آمدم، مرد روی صندلی چرخدار، خیلی از من دور شده بود. رو به ضریح آقا برگشتم. می خواستم گریه کنم، اما مثل این که اشک در چشمانم خشک شده بود. آقایم امام رضا چه درس بزرگی و چه جواب خوبی به من داد. من آرزو می کردم که کفش داشته باشم، اما یکی را دیدم که پا ندارد...
    غلامرضا بکتاش، شاعر نامی کودک و نوجوان و مربی کانون استان همدان، روز یکشنبه مصادف با ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر در مرکز مجتمع حضور یافت.
    در این ویژه برنامه اعضای دختر مراکز مجتمع و 5 تبریز در نشستی با این شاعر توانا به طرح سوالات خود پرداختند و از مباحث ایشان در زمینه چیستی شعر،تخیل و ... که به زبان بسیار ساده بیان می شد بهره مند شدند. این نشست در سایه تجربه ، دانش  و بیان فصیح آقای بکتاش به یک کارگاه کاربردی و بسیار مفید برای اعضا مبدل شد.
    برای آقای بکتاش عزیز آرزوی سلامتی می کنیم و امیدواریم همیشه موفق باشند و قلم شان پویا.
    همکاران عزیز
    با توجه به این که اکثر همکاران به منابع تخصصی شعر برای برگزاری کارگاهها دسترسی نداشتند و ضمنا دانش افزایی در این زمینه ضروری به نظر می رسید، امسال کتاب« بیان دکتر سیروس شمیسا» برای این منظور انتخاب شده است که به امید خدا به زودی به دست همکاران خواهد رسید. نحوه اجرای برنامه طی نامه ای به اطلاع همکاران خواهد رسید.
    امیدواریم مطالعه عمیق این کتاب و اجرای کاربردی آن بتواند راهگشای همکاران در کارگاههای شعر باشد.
    همکاران عزیز:
    داستان های رضوی داوری شدند و دو اثر از مرکز سه و چهار تبریز به مرحله کشوری راه یافتند. از همکاران عزیزم که در این مسابقه با اعضا کار کردند و برای این جشنواره اثر فرستادند تشکر می کنم:
    خانم مسلم نیا- خانم منصوری- خانم شعبانی- کارشناس خوب ادبی استان، آقای مقنی- همکاران خوب مراکز شماره 4 تبریز، عجب شیر و شبستر- خانم قلیزاده - خانم بهپور
    سولماز منصوری
    مربی مکاتبه ای
  • <b> tag

    Warning:No <b> tag
  • Images without Alt Tag

    http://www.blogfa.com/photo/k/kpfaa.gif
    http://www.blogfa.com/images/smileys/01.gif
    http://kanoonnews.ir/Images/News/Larg_Pic/26-8-1394/IMAGE635833699966115531.jpg
    http://kanoonnews.ir/Images/News/Larg_Pic/26-8-1394/IMAGE635833698886893804.jpg
    http://images.hamshahrionline.ir//images/2013/7/13-7-31-164650p2.jpg
    http://new.kanoonnews.ir/Images/News/Larg_Pic/30-6-1392/IMAGE635154426759559422.PNG
    http://www.blogfa.com/images/smileys/24.gif
  • Traffic

    This report show rough estimate of kpfaa.blogfa.com's popularity
    See the traffic for sputnik20.deviantart.com
  • HTTP Header Analysis

    HTTP/1.1 200 OK
    Cache-Control: private
    Content-Length: 11395
    Content-Type: text/html; charset=utf-8
    Content-Encoding: gzip
    Vary: Accept-Encoding
    Server: Microsoft-IIS/8.5
    X-Frame-Options: SAMEORIGIN
    X-AspNet-Version: 4.0.30319
    X-Powered-By: ASP.NET
    Date: Wed, 31 Aug 2016 07:52:44 GMT
    Connection: close
  • Dns Recode

    HostTypeTarget / IP(ipv6)TTLOther
    kpfaa.blogfa.comA149.56.201.253300class:IN
  • Whois

    IP Address: 2600:3c00:0:0:f03c:91ff:fe50:a186
    Maximum Daily connection limit reached. Lookup refused.