Outbound Links (227)

  • Title Length:12

    پلاک 110
  • <meta> Keywords Count:2

    پلاک 110,hasanbolboli
  • <meta> DescriptionLength:79

    پلاک 110 - بسم الله الرحمن الرحیم یا امام هادی
  • <h1> tag

    Warning:No <h1> tag
  • <h2> tag

    Warning:No <h2> tag
  • <strong> tag

    تو سوار نیزه و من سر ناقه رو به رویت
    دل من اسیر زخمی که نشسته بر گلویت 
    سر نیزه رأفتی کن آیه ای تلاوتی کن
    شد دوباره صحبتی کن من فدای گفتگویت
    دست بسته ام اگر چه زار و خسته ام اگر چه
    دل شکسته ام اگر چه می روم به شوق بویت
    گر چه غرق سوز و سازم از غم تو می گدازم
    ایستاده در نمازم سمت قبله گاه رویت
    رفته طاقت و شکیبم قد خمیده و غریبم
    می کند جنون نصیبم غم نشئه سبویت
    بنگر تو حال ما را سر ناقه ها خدا را
    به جنون کشیده ما را نفحات عطر مویت
    آیا شود که دست در ایمان مان کنی
    با یک نظر ، شبیه به سلمان مان کنی
     
    از این همه ظواهر و آداب خسته ایم
    کی می شود که بی سر و سامان مان کنی
     
    چنگی بزن به تار دل و جان مان که تا
    مانند زلف خویش پریشان مان کنی
     
    ایمان می آوریم به چشمان تان ، مگر
    لطفی کنی دوباره مسلمان مان کنی
    خواهیم مثل حضرت سلمان تان شویم
    آیا شود که دست در ایمان مان کنی
     
     
    این سر دگر برای خودم سر نمی شود
    با سر ، حکایت دل ما ، سر نمی شود
    مولای من اگر تویی ، ای سر فراز عشق
    جمع میان این سر و پیکر نمی شود
    از آن زمان که تشنه تو را سر بریده اند
    از هیچ کوزه ای ، لب من تر نمی شود
    بالای نیزه جام بلا داده ای به من
    این گونه ، بزم و ساقی و ساغر نمی شود
    نذر تو کرده ام سر خود را به نیزه ها
    این سر ، دگر برای خودم ، سر نمی شود
    "به ذره گر نظر لطف بوتراب کند"1
    "به آسمان رود و کار آفتاب کند"2
     
    بر آن دلی که فروغ محبت اش افتد
    چو شمع سوخته در آتش اش مذاب کند
    شهی که طلعت او گر به آفتاب افتد
    ز شرم روی علی روی در نقاب کند
    به پیش او نتوان قامت از غرور افراخت
    که دست غیب یدالهی اش خراب کند
    کریم بنده نوازی که در حیات و ممات
    به چاکران درش لطف بی حساب کند
    +++
    خدا کند که پس از استغاثه های دلم
    مرا برای غلامیش انتخاب کند
    خدا کند که از این دوزخ پریشانی
    مرا به لهجه یک مهربان خطاب کند
    خدا کند که مرا از حصار این بن بست
    رها ز پنجه تاریک اضطراب کند
    خدا کند که وجود غرق آه ام را
    فقط در آتش آه خودش کباب کند
    خدا کند همه لکنت گلویم را
    درون چاه ، رهاتر ز ماهتاب کند
    خدا کند که در این بغض های بی فریاد
    چو ناله های نفس سوزش انقلاب کند
    خدا کند که در این دست های خالی من
    برای خاطر لب های تشنه ، آب کند
    خدا کند که برای خدا وجودم را
    شهید کوثر و آئینه و گلاب کند
    خدا کند که در این روز های حیرانی
    برای خاطر بشکسته ام ثواب کند
    +++
    1-مصرع اول مال یک راجه هندی است
    2-مصرع دوم مال خود مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی(ع)است که در ادامه مصرع راجه هندی فرموده اند جریان مفصلی دارد که برای مطالعه آن مراجعه شود به کتاب کرامات حضرت علی(ع)
    البته من چند شعرم را که در وبلاک قبلی من بوده تکراری آورده ام اونم به دلیل اینه که وبلاک قبلی خودم رو یه بار حذف کرده بودم که همه شون حذف شده بودند برای همین خاطر دوباره اونا رو می آورم
    سر بر کشیده جلوه حسن پیمبری
    از بارگاه زاده موسی بن جعفری
    این آفتاب صالح آل محمد است
    نور دو عین فاطمه و نور حیدری
    شاهان گدای درگه والای حضرتش
    جمله عنان نهاده به پابوس و نوکری
    باب اله است درگه قدسی نشان او
    هرگز مزن به غیر درش حلقه دری
    خاک درش شفای مریضان ناعلاج
    بهر شفای خویش مرو جای دیگری
    آواره دیار وطن شد چو خواهرش
    تا در دیار طوس ببیند برادری
    افسوس دست اجل مهلتی نداد
    جان داد در غریبی و بی یار و یاوری
    جان ها فدای صالح و معصومه و رضا
    چشم جهان ندیده چنین باغ پرپری
    تا بارگاه حضرت صالح مقام ماست
    تجریش هم نهاده به سر تاج افسری
    ***
    از قید مهر عالمیان کنده ایم دل
    دل داده ایم بر نظر چون تو دلبری
    روی نیاز و قبله حاجات ما تویی
    آورده ایم بر حرم ات دیده تری
    ***
    سال 80/4/28 سفری که به تجریش داشتم با مداح حرم مطهر حضرت صالح بن موسی بن جعفر برادر امام رضا و حضرت معصومه علیهم السلام جناب آقای حاج محمد مهدی امامی صالح آشنا شدم به در خواست ایشان این شعر را در مدح حضرت صالح سلام الله علیه نوشتم
    ای آشنای زینب ، در خاک و خون چرایی؟
    بگذار بینم ات سیر ، هنگامه جدایی
    با من بگو برادر ، این گونه از چه دیگر
    پنهان ز چشم خواهر ، در بین نیزه هایی
    من از تو شرمسارم ، تا مرحم ات گذارم
    جز اشک خود ندارم ، بر زخم تو دوایی
    با قامتی چنین خم ، من مانده ام در این دم
    چون از تو دور گردم ، در من نمانده پایی
    من می روم شکسته ، با دست و پای بسته
    تو روی نی نشسته ، ای نور کبرییایی
    لنگی به کاروان زن ، مهر سکوت بشکن
    ای شهریار بی تن ، آه از غم جدایی
    شوری فکن بر آرد ، ابری که خون ببارد
    این انجمن ندارد ، بی روی تو صفایی
    گر چه سرت بریده ، روی نی آرمیده
    داود هم ندیده ، این صوت کبرییایی
    ای زخم پر ستاره ، با من بگو دوباره
    با آن گلوی پاره ، در خاک و خون چرایی؟
    تا زخم های کاری تو ناب می شود
    در لاله زار چشم تو خون قاب می شود
    چون یوسفی که از قمر عارض تو ماه
    در سایه سار طلعت تو خواب می شود
    دیگر چه جای سرو شدن در حضور تو
    آنجا که سرو پیش قدت آب می شود
    باور کن از نجابت چشمان پاک تو
    آئینه هم به روی تو بی تاب می شود
    کوه از طنین نام رشید ات تناور است
    عشق از زلال نام تو سیراب می شود
    هر صبح از عمودی پیشانی تو باز
    خورشید می تراود و خوناب می شود
    آب از رفیع شانه تو آبرو گرفت
    ور نه میان مزبله مرداب می شود
    سرت سلامت اگر نیست بر سرت تاجی
    تو چون کمیتی و دیگر به دار محتاجی
    به روی نیزه هم آری تو می روی ای مرد
    نمی دهی تو ، به ابن زیاد ها باجی
    به روی نیزه هم آری اگر روی فردا
    به سنگ طعنه و زخم زمانه آماجی
    به سرو قد تو سوگند می خورم دیگر
    به قامت ات نرسد سرو قد هر کاجی
    آلیشیر جانیمدا بیر اود ، خبریم اولونجا یانام
    دیمه طاقتونده اولماز ، کول اولونجا من دایانام
    سنون عشقیوی ایناندیم ، ئوزیمه سنی قازاندیم
    هامی وار یوخیمی داندیم ، گون اولار داحی تالانام
    آدیوی ایدندن ازبر ، منه اودلار اولدی بستر
    چکسه سن مژونله خنجر ، دایانوب قانا بویانام
    نقدر سنون آدون وار ، بو سوزوم چوخ اولماز انکار
    باخیشیمدا ایلور اقرار ، سنی گورممیش اینانام
    منه ایله بیر نظاره ، اورگیمده واردی یاره
    سنه عاشقم نه چاره ، سنی گورمسم تالانام
    قفسه اولاندا مایل ، منی فرض ایدوبسن عاقل
    غرض ای گوزل شمایل ، قفسونده ده دایانام
    خوشام آتش بلادن ، حذر ایتمیشم دوادن
    اود ایچینده ده حیادن ، سنه باخماقا اوتانام
    استقبال و دل گویه با مصرع اول این شعر که نمی دونم مال کیست ولی ورد زبان خیلی هاست از جمله من روسیاه
     
    "منم گدای فاطمه"
    نوحه سرای فاطمه
    نوکر خانه زادی اش
    مست ولای فاطمه
    می کشدم به هر طرف
    دل به هوای فاطمه
    بود و نبود و هستی ام
    جمله فدای فاطمه
    سر به درش نهاده ام
    بحر عطای فاطمه
    تر نکنم دیده خود
    جز به عزای فاطمه
    شد در آستانه اش
    کرببلای فاطمه
    تقدیم به حضرت ولی عصر
    نایی ندارد این دل محنت پذیر ما
    این کهنه زخم های جراحت پذیر ما
    بگذار در شریعه خون بار افکند
    این شانه های زخمی طاقت پذیر ما
    عمری است در سکوت و سکون چال می شوند
    آئینه های روشن خلوت پذیر ما
    بازآ ، که بی تو آتش و خونابه می چکد
    از آسمان نارس آفت پذیر ما
    باشد که با حضور تو زین آه آتشین
    آتش بگیرد این شب شهوت پذیر ما
    شاید که در قنوت صدامان رها شود
    روزی طنین ناله عزلت پذیر ما
    ترکیب بند ترکی
    زبان حال حضرت سریه خاتون مادر مکرمه شاهزاده قاسم با راس مطهر آن جناب بر روی نیزه
    شعشعاتون قوی حیرتده کلیمی قاسیمیم
    محو ایدیب انوارینه عقل سلیمی قاسیمیم
    هاجرین خوش حالینه اولسون منیم تک گورمدی
    عید اضحی بیر بیله ذبح عظیمی قاسیمیم
    زلفیوین عطری گلور باد صبالردن اوغول
    داح آیرما قانلی زلفوندن نسیمی قاسیمیم
    باشیوی کیم کسدی ویردی بیر اوجا نی اوستونه
    باغریمی قان ایلیوب حال وخیمی قاسمیم
                                     کاش ئولیدیم گورمیردیم بیله حالونده سنی
                                     یا ئوزون تک نیزه لر اوسته چیخاردیدون منی
    لطفا به ادامه مطلب برويد
    زبان حال حضرت امیرالمومنین در کنار بستر بیماری حضرت صدیقه شهیده
    صبر کن فاطمه جاننیست هنگام سفردیده ات را وا کنلطف این خانه مبر*بگذار از تو علیقصه ها ساز کندخواستی وقت سفربا تو پرواز کند*من به اندازه تواز همه سیر شدماز تو حتی از توزود تر پیر شدم*آه ، ای کوکب منخاطرت ناشاد استگر نتابی امشبعمر من بر باد است*کاش کاشانه مندر و دیوار نداشتیا اگر داشت ، درشزخم مسمار نداشت*کاش ای کاش علیجای تو سوخته بودبا دل سوخته اشپای تو سوخته بود*در و دیوار شکستهر دو پهلوی تو رادر و دیوار هنوزمی دهد بوی تو را*در تمام عمرمتکیه گاهم بودیگل پرپر شدهبی گناهم بودی***آه ای فاطمه امخاطرم ناشاد استگر نتابی امشبعمر من بر باد است
    بس که عمریم بسته دور عشقونده تار زلفیوه
    گوندوزوم اوخشور بوگون لر لیل تار زلفیوه
    گونده مین دفعه ئولور لیلا غموندن نیلسون ؟
    قویلا اودلی کونلیمی بیر گون مزار زلفیوه
    اولمیشام مجنونون ای وجه جمال ایزدی
    رحم ایله دام جنونده شکار زلفیوه
    قورمیشام زلفونده ماتم بزمی حال زاریمه
    ویر تسلی اولسا امکانونده زار زلفیوه
    اود وراندا قلب لیلادن او قانلی کاکلون
    یاندی فرش و عرش و مافیها شرار زلفیوه
    قویما صبریم کاسه سی هجرونده دیسون داشلارا
    بیر نظر ایله جدادن بی قرار زلفیوه
                         تل به تل باد صبا زلفونده قانه غرق اولوب
                         کاسه چشم خمارون قانلی اشکیله دولوب
    لطفا به ادامه مطلب برويد
    کربلا
       در گودی قتلگاهی
    که
          شانه های خدا را تکان داده بودی
             به بغض نشست
    و عشق
      در بوسه گاه خنجری
    که 
    خون خدا را
           از حنجرت
               به خون
    و شب
       از فراز نیزه هایی که
          در سیاهی چشمان
    خونین ات
    کبود شده بود
                  به ماتم
    و چنین بود که شعر من
    تا ابدیت چرخش خونین مردمک چشمان سیاهت
    به بغض و خون نشست
    و من
       تا همیشه
    کبود خواهم سرود
    تو ای تمام بغض های عاشقانه ام
    تو ای دلیل گریه های بی بهانه ام
    مرور کن شب سیاه بی کرانه ام
    که گم شده میان سایه ها ترانه ام
    من از جنونِ تازهِ دوباره خسته ام
    بیا که در هجوم سنگ ها شکسته ام
    بیا ببین که پشت من شکسته از غمت
    بیا ببین نشسته آسمان به ماتمت
    بیا ببین که این اسارت همیشگی
    دوباره بی تو می برد مرا به بردگی
    برایت این ترانه را همیشه خوانده ام
    فقط برای دیدن تو زنده مانده ام
    زمین برای من شده قفس بدون تو
    دوباره چنگ می شود نفس بدون تو
    بیا که در هجوم سنگ ها شکسته ام
    من از جنونِ تازهِ دوباره خسته ام
    غزلی قدیمی تقدیم حضرت مادر
    چیدنت فصل هیولایی انسان بوده است
    گرچه تلخ است ... ، از این قصه فراوان بوده است
    غیرت مرد به تاراج کسی رفت که او
    ننگ و نام همه غیرت انسان بوده است
    سرزمینی که تو را قدر شناسد افسوس
    بر تو و سلسله پاک تو زندان بوده است
    ولی آن خانه که تو گرم تجلی بودی
    بر حسین و حسن ان گوشه رضوان بوده است
    چه کسی گفت که قرآن نظری بر تو نکرد
    با تو هر آیه و هر سوره قرآن بوده است
    تو چنان غرق تجلی شده بودی که خدا
    محو این فصل شکوفایی انسان بوده است
    تقدیم به حضرت مادر صدیقه طاهره سلام الله علیها
    صبح از خواب پا شدی مادر
    مثل هر روز ذکر بر لب تو
    خانه از عطر عشق تو پر بود
    غرق بازی دوباره زینب تو
    صبح از خواب پا شدی ، این بار
    صبح تو شام آخرت بوده است
    صبح تو شب به خود ندید افسوس
    شام تو صبح پرپرت بوده است
    مهر و سجاده
    و قنوت
    و نماز
    سهم هر روز لحظه هایت بود
    آسمان های شعله ور در آه
    فصلی از ناله رهایت بود
    لحظه هایی که غرق ماتم شد
    بغض هایت رسید تا ملکوت
    خون پهلوی استخوان سوزت
    چکه چکه چکید تا ملکوت
    قصه بغض های تکراریت
    سهم هر روزت از زمان بوده است
    قامتی که ستون عصمت بود
    خسته و زخمی و کمان بوده است
    هیجده ساله بودی و اما
    قامتت خم ترین قامت بود
    برگ ریزان عمر تو بوده است
    جای جای تنت جراحت بود
    زخم هایت شروع بغض و جنون
    در و دیوار خانه شاهد آن
    محسنت سقط و بازوانت زخم
    ضربت تازیانه شاهد آن
    عصر یک فصل زرد پاییزی
    رفتی و خانه غرق ماتم شد
    رفتی و در هجوم زخم و جنون
    سایه مهربانی ات کم شد
  • <b> tag

    پلاک 110
    ایستاده در نماز
    شبیه به سلمان
    حکایت دل ما
    شهید کوثر
    صالح آل محمد
    کوچ از قتلگاه
    زخم های کاری
    سرو قد
    سنون عشقیوین اودی
    منم گدای فاطمه
    شریعه خون
    مجنون
    صبر کن فاطمه جان
    دام جنون (ترکی)
    اذکار برای رفع گرفتاری ها
    شعری تا ابدیت چرخش خونین مردمک چشمان سیاهت کبود
    معجزه امام زمان در جمکران
    من از جنونِ تازهِ دوباره خسته ام
    گرم تجلی
    عطر عشق
    درباره وبلاگ
    منو
    پیوند‌ها
    پیوند‌های روزانه
    آرشیو مطالب
    مطالب اخیر
    سایر امکانات
    لوگوی دوستان
  • Images without Alt Tag

    http://www.ashoora.biz/weblog/pixel_3580.gif
    http://www.blogfa.com/photo/h/hasanbolboli.jpg
    http://www.ashoora.ir/images/logos/logo1.gif
  • Traffic

    This report show rough estimate of hasanbolboli.blogfa.com's popularity
    See the traffic for sputnik20.deviantart.com
  • HTTP Header Analysis

    HTTP/1.1 200 OK
    Cache-Control: private
    Content-Length: 32959
    Content-Type: text/html; charset=utf-8
    Content-Encoding: gzip
    Vary: Accept-Encoding
    Server: Microsoft-IIS/8.5
    X-Frame-Options: SAMEORIGIN
    X-AspNet-Version: 4.0.30319
    X-Powered-By: ASP.NET
    Date: Fri, 29 Jul 2016 00:08:54 GMT
    Connection: close
  • Dns Recode

    HostTypeTarget / IP(ipv6)TTLOther
    hasanbolboli.blogfa.comA158.69.187.205300class:IN
  • Whois

    IP Address: 2600:3c00:0:0:f03c:91ff:fe50:a186
    Maximum Daily connection limit reached. Lookup refused.