Outbound Links (282)

  • Title Length:12

    پلاک 110
  • <meta> Keywords Count:10

    پلاک 110,hasanbolboli, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs
  • <meta> DescriptionLength:79

    پلاک 110 - بسم الله الرحمن الرحیم یا امام هادی
  • <h1> tag

    1-مراحلتبدیل شدن تربت قتلگاه امام حسین (علیه السلام) در کربلا و سرازیر شدن خوناز رأس الحسین (علیه السلام) در سوریه در ظهر عاشورا + تصویر و فیلم
  • <h2> tag

  • <strong> tag

    آیا شود که دست در ایمان مان کنی
    با یک نظر ، شبیه به سلمان مان کنی
     
    کفر است این دیانت ما ، بعد از این مگر
    لطفی کنی دوباره مسلمان مان کنی
     
    از این همه ظواهر و آداب خسته ایم
    کی می شود که بی سر و سامان مان کنی
     
    چنگی بزن به تار دل و جان مان که تا
    مانند زلف خویش پریشان مان کنی
     
    خواهیم مثل حضرت سلمان تان شویم
    آیا شود که دست در ایمان مان کنی
     
     
    این سر دگر برای خودم سر نمی شود
    با سر ، حکایت دل ما ، سر نمی شود
    مولای من اگر تویی ، ای سر فراز عشق
    جمع میان این سر و پیکر نمی شود
    آن کهکشان که پشت سرت برده ای به شام
    با ، صد جهان ستاره برابر نمی شود
    از آن زمان که تشنه تو را سر بریده اند
    از هیچ کوزه ای ، لب من تر نمی شود
    بر روی نیزه جام بلا داده ای به من
    این گونه ، بزم و ساقی و ساغر نمی شود
    نذر تو کرده ام سر خود را به نیزه ها
    این سر ، دگر برای خودم ، سر نمی شود
    "به ذره گر نظر لطف بوتراب کند"1
    "به آسمان رود و کار آفتاب کند"2
     
    بر آن دلی که فروغ محبت اش افتد
    چو شمع سوخته در آتش اش مذاب کند
    شهی که طلعت او گر به آفتاب افتد
    ز شرم روی علی روی در نقاب کند
    به پیش او نتوان قامت از غرور افراخت
    که دست غیب یدالهی اش خراب کند
    کریم بنده نوازی که در حیات و ممات
    به چاکران درش لطف بی حساب کند
    +++
    خدا کند که پس از استغاثه های دلم
    مرا برای غلامیش انتخاب کند
    خدا کند که از این دوزخ پریشانی
    مرا به لهجه یک مهربان خطاب کند
    خدا کند که مرا از حصار این بن بست
    رها ز پنجه تاریک اضطراب کند
    خدا کند که وجود غرق آه ام را
    فقط در آتش آه خودش کباب کند
    خدا کند همه لکنت گلویم را
    درون چاه ، رهاتر ز ماهتاب کند
    خدا کند که در این بغض های بی فریاد
    چو ناله های نفس سوزش انقلاب کند
    خدا کند که در این دست های خالی من
    برای خاطر لب های تشنه ، آب کند
    خدا کند که برای خدا وجودم را
    شهید کوثر و آئینه و گلاب کند
    خدا کند که در این روز های حیرانی
    برای خاطر بشکسته ام ثواب کند
    +++
    1-مصرع اول مال یک راجه هندی است
    2-مصرع دوم مال خود مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی(ع)است که در ادامه مصرع راجه هندی فرموده اند جریان مفصلی دارد که برای مطالعه آن مراجعه شود به کتاب کرامات حضرت علی(ع)
    البته من چند شعرم را که در وبلاک قبلی من بوده تکراری آورده ام اونم به دلیل اینه که وبلاک قبلی خودم رو یه بار حذف کرده بودم که همه شون حذف شده بودند برای همین خاطر دوباره اونا رو می آورم
    سر بر کشیده جلوه حسن پیمبری
    از بارگاه زاده موسی بن جعفری
    این آفتاب صالح آل محمد است
    نور دو عین فاطمه و نور حیدری
    شاهان گدای درگه والای حضرتش
    جمله عنان نهاده به پابوس و نوکری
    باب اله است درگه قدسی نشان او
    هرگز مزن به غیر درش حلقه دری
    خاک درش شفای مریضان ناعلاج
    بهر شفای خویش مرو جای دیگری
    آواره دیار وطن شد چو خواهرش
    تا در دیار طوس ببیند برادری
    افسوس دست اجل مهلتی نداد
    جان داد در غریبی و بی یار و یاوری
    جان ها فدای صالح و معصومه و رضا
    چشم جهان ندیده چنین باغ پرپری
    تا بارگاه حضرت صالح مقام ماست
    تجریش هم نهاده به سر تاج افسری
    ***
    از قید مهر عالمیان کنده ایم دل
    دل داده ایم بر نظر چون تو دلبری
    روی نیاز و قبله حاجات ما تویی
    آورده ایم بر حرم ات دیده تری
    ***
    سال 80/4/28 سفری که به تجریش داشتم با مداح حرم مطهر حضرت صالح بن موسی بن جعفر برادر امام رضا و حضرت معصومه علیهم السلام جناب آقای حاج محمد مهدی امامی صالح آشنا شدم به در خواست ایشان این شعر را در مدح حضرت صالح سلام الله علیه نوشتم
    ای آشنای زینب ، در خاک و خون چرایی؟
    بگذار بینم ات سیر ، هنگامه جدایی
    با من بگو برادر ، این گونه از چه دیگر
    پنهان ز چشم خواهر ، در بین نیزه هایی
    من از تو شرمسارم ، تا مرحم ات گذارم
    جز اشک خود ندارم ، بر زخم تو دوایی
    با قامتی چنین خم ، من مانده ام در این دم
    چون از تو دور گردم ، در من نمانده پایی
    من می روم شکسته ، با دست و پای بسته
    تو روی نی نشسته ، ای نور کبرییایی
    لنگی به کاروان زن ، مهر سکوت بشکن
    ای شهریار بی تن ، آه از غم جدایی
    شوری فکن بر آرد ، ابری که خون ببارد
    این انجمن ندارد ، بی روی تو صفایی
    گر چه سرت بریده ، روی نی آرمیده
    داود هم ندیده ، این صوت کبرییایی
    ای زخم پر ستاره ، با من بگو دوباره
    با آن گلوی پاره ، در خاک و خون چرایی؟
    تا زخم های کاری تو ناب می شود
    در لاله زار چشم تو خون قاب می شود
    چون یوسفی که از قمر عارض تو ماه
    در سایه سار طلعت تو خواب می شود
    دیگر چه جای سرو شدن در حضور تو
    آنجا که سرو پیش قدت آب می شود
    باور کن از نجابت چشمان پاک تو
    آئینه هم به روی تو بی تاب می شود
    کوه از طنین نام رشید ات تناور است
    عشق از زلال نام تو سیراب می شود
    هر صبح از عمودی پیشانی تو باز
    خورشید می تراود و خوناب می شود
    آب از رفیع شانه تو آبرو گرفت
    ور نه میان مزبله مرداب می شود
    سرت سلامت اگر نیست بر سرت تاجی
    تو چون کمیتی و دیگر به دار محتاجی
    به روی نیزه هم آری تو می روی ای مرد
    نمی دهی تو ، به ابن زیاد ها باجی
    به روی نیزه هم آری اگر روی فردا
    به سنگ طعنه و زخم زمانه آماجی
    به سرو قد تو سوگند می خورم دیگر
    به قامت ات نرسد سرو قد هر کاجی
    آلیشیر جانیمدا بیر اود ، خبریم اولونجا یانام
    دیمه طاقتونده اولماز ، کول اولونجا من دایانام
    سنون عشقیوی ایناندیم ، ئوزیمه سنی قازاندیم
    هامی وار یوخیمی داندیم ، گون اولار داحی تالانام
    آدیوی ایدندن ازبر ، منه اودلار اولدی بستر
    چکسه سن مژونله خنجر ، دایانوب قانا بویانام
    نقدر سنون آدون وار ، بو سوزوم چوخ اولماز انکار
    باخیشیمدا ایلور اقرار ، سنی گورممیش اینانام
    منه ایله بیر نظاره ، اورگیمده واردی یاره
    سنه عاشقم نه چاره ، سنی گورمسم تالانام
    قفسه اولاندا مایل ، منی فرض ایدوبسن عاقل
    غرض ای گوزل شمایل ، قفسونده ده دایانام
    خوشام آتش بلادن ، حذر ایتمیشم دوادن
    اود ایچینده ده حیادن ، سنه باخماقا اوتانام
    استقبال و دل گویه با مصرع اول این شعر که نمی دونم مال کیست ولی ورد زبان خیلی هاست از جمله من روسیاه
     
    "منم گدای فاطمه"
    نوحه سرای فاطمه
    نوکر خانه زادی اش
    مست ولای فاطمه
    می کشدم به هر طرف
    دل به هوای فاطمه
    بود و نبود و هستی ام
    جمله فدای فاطمه
    سر به درش نهاده ام
    بحر عطای فاطمه
    تر نکنم دیده خود
    جز به عزای فاطمه
    شد در آستانه اش
    کرببلای فاطمه
    تقدیم به حضرت ولی عصر
    نایی ندارد این دل محنت پذیر ما
    این کهنه زخم های جراحت پذیر ما
    بگذار در شریعه خون بار افکند
    این شانه های زخمی طاقت پذیر ما
    عمری است در سکوت و سکون چال می شوند
    آئینه های روشن خلوت پذیر ما
    بازآ ، که بی تو آتش و خونابه می چکد
    از آسمان نارس آفت پذیر ما
    باشد که با حضور تو زین آه آتشین
    آتش بگیرد این شب شهوت پذیر ما
    شاید که در قنوت صدامان رها شود
    روزی طنین ناله عزلت پذیر ما
    ترجیع بند ترکی
    در رثای شاه ولایت حضرت علی(ع)
     
    بارک الله دیون خلقتینه
    نوریدن خلق اولونان طینتینه
    او گوزل صورتی هم سیرتینه
    خلقی مدهوش ایلین نکهتینه
    تیتردن ، نه فلکی هیبتینه
    فوق ایدیهم اولان قدرتینه
    لافتی دن بیچیلن خلعتینه
    پهلوان لاری یخان ضربتینه
    ید بیضاسی اولان قدرتینه
    هم اونون غیرتی هم همتینه
    هم اونون رحمتی هم رافتینه
    هم اونون قنبری هم کلفتینه
    محو اولوب خلق اونون طلعتینه
    چاتمیوب بیر کس اونون رتبتینه
    عرش تعظیمه گلوب ساحتینه
    دیل آچوب هامی اونون مدحتینه
                    بیرده هیهات علی مثلی گلر
                    ها علی بشر کیف بشر
    لطفا به ادامه مطلب برويد
    این عاشقانه را برای حضرت ولی عصر نوشته امپایین کوچه تقدیرخونه ام رو به غروبهجاده ها آخر بن بستشهر من ، شهر رسوبهپایین شهر جزامیحال و روزم مث مرگهسهم من از آسمونابارش سنگ و تگرگهحال و روزم دیگه خوب نیستزخم من کهنه و کاری استزندگی فقط تو خواباممث روزای بهاری استخیلی وقته حال و روزممث یک چراغ نفتیسوسوی مرگ و سیاهی استاز همان روزی که رفتیدل تنگ و زخمی منغرق در زخم ستاره استدل تنگ و زخمی منخیلی وقته پاره پاره استدل من ، پر از جنونهپره از زخم ستارهچشمکی بزن تو شب هامیه نگام بکن دوبارهدل من زخمی دردهنفسم پر از جنونهدر و دیوارای این شهربی تو چون قفس می مونهیکی مثل تو می تونهبغضمو وا کنه هر روزچشای منتظرم روغرق دریا کنه هر روزیکی مثل تو می تونهحالمو خوب کنه ، آریدستامو پر کنه از گلمث روزای بهارییکی مثل تو می تونهحالمو خوب کنه ، برگردتوی این دلی که مرده استبازم آشوب کنه برگرد+شعر من شبیه مرگههیچ کس مشتری اش نیستمردم شهر جزامیمی گن این ، دیوونه کیست ؟؟؟
    تقدیم به بانوی بی نشان مادر همه خوبی ها حضرت زهرا (س) و دل داغدار مولای متقیان(ع)
    نصف شب این کیست روی شانه های بوتراب
    می رود تا آسمان با های های بوتراب
    این چه بغض سر گرانی هست در بیم و سکوت
    می فشارد وسعت سنگین نای بوتراب
    کیستند اینان چنین سر در گریبان می برند
    نعش جان خویشتن را پا به پای بوتراب
    این چه شهر مرگ آبادی است در این وقت شب
    تنگ کرده لحظه ها را هم برای بوتراب
    می رود تا در غریبی خاک را منزل کند
    با دو پهلوی شکسته آشنای بوتراب
    *آه آهسته ، حسن گوید به زینب گریه کن
    تا نبیند هیچ کس کرببلای بوتراب
    مرثیه ترکی
    ذکر مصیبت شاهزاده علی اکبر 
    زبان حال حضرت سیدالشهدا با خواهر مکرمه اش ام المصائب زینب کبری سلام الله علیها
    گل باجي قلبيم اود دوتدي يانديعرصه ده قانه اكبر بويانديیغمیشام بیر عبایه ، گتیردیماكبري آل اليمدن اماندي*ياندي اود دوتدي قلب كبابيمنيليوم ؟ ليليه يوخ جوابيمقدیمی بوکدی بو داغ اکبرگيتدي الده اولان صبر و تابيم*
    اوغليمين قامتي پارچالانديقانينه قتلگه ده بويانديبولمییه یدی بوحالی رقیهدوغرانيب جسمي بير پارچا قاندي
    *آتلاري جسمي اوسته سورندهئولمیشیدیم او حالي گورندهمن يتونجه بالام گيتدي الدنساغ يري قالماميشدي بدنده*اوخلانوبدور بو شير درندهاوچيلار سالميشيدي كمندهسسلديم دور اياقه علي جانجان اوغول بو نه حالتدي سنده*سسليينده او حالینده دادهدوغرالاندي مارال تك منادهگلمدي اللريم اوسته جسميخيميه ساري گتديم عباده*وير اجازه قورولسيون خيمدهبزم ماتم ، گلوبدور ننمدهقيزلاريم ئوز آناسيله باهماوخشيوب آغلاسين لار حرمده*عمريمين گيتدي الدن صفاسيباشيمين آشدي باشدان بلاسينيليرم من اوغولسوز بو عمريدوشميري ديلدن اكبر هواسي
    نوحه حضرت زهرا(س) براي سينه زني ترکی
    گل باشيمي آل ديزلرون اوسته ئولورم منديندير مني اي قلبي شكسته ئولورم من
    آلديم اجليمدنبير مهلت عم اوغليديندير مني بيردهوار فرصت عم اوغلي*سن مهر و وفا كعبه سي سن اي شه خوبانديندير مني آل گويليمي جانيم سنه قربانسن جان ده منه منده جوابونده دييم جان
              يورقون دي علي ، فاطمه خسته ئولورم من
    آلديم اجليمدنبير مهلت عم اوغليديندير مني بيردهوار فرصت عم اوغلي*چوخ گوردي فلك خوش گوني زهرايه علي جانياندي اوره گيم بير بيله سودايه علي جانگل باشيمين اوستونده اوخي آيه علي جان
              عفو ايت مني اي شاه خجسته ئولورم من
    آلديم اجليمدنبير مهلت عم اوغليديندير مني بيردهوار فرصت عم اوغلي*من تك قارا گون بختي ياتان بير آنا اولماززلفي آغاران تيز قوجالان بير آنا اولمازپهلوسي سنان قدي كمان بير آنا اولماز
              سينم يارا ، پهلوسی شكسته ئولورم من
    آلديم اجليمدنبير مهلت عم اوغليديندير مني بيردهوار فرصت عم اوغلي*گوردوقجا سنون حاليوي پوزقون يانويرام منسن آغلورسان حاليمه ، قان آغليورام منچوخ آغلاما سيزدن بو گيجه آيرلورام من
              چارم كسيلوب ، عهدي گسسته ئولورم من
    آلديم اجليمدنبير مهلت عم اوغليديندير مني بيردهوار فرصت عم اوغلي
    غزل ترکی
    تقدیم شاه انس و جان حیدر کرار علی المرتضی
     
    سایه سارونده آفتاب یاتار
    خاک سارونده ماهتاب یاتار
    کهکشان لاردا ، جلوه لن سون اگر
    شمع تک اود دوتوب مذاب یاتار
    نشئه وصلیوه یتیشسه بشر
    حشره جن قبرده خراب یاتار
    او شرر بار جلوه یه باخا کیم
    اود آراسیندا دل کباب یاتار
    سن اگر دوزخه نظر ایده سن
    غرق رحمت اولار ، عذاب یاتار
    باخا یوسف جمال انوریوه
    گوزلریندن ئولونجه خواب یاتار
    نوکرونده نقدری اولسادا غم
    بیر باخش ایتسون اضطراب ياتار
    ترکیب بند
    زبان حال ام المصائب
    حضرت
     
    بانو نشسته بود و نگاهش صبور بود
    چشم اش به خاطرات زمان های دور بود
    در فکر خانه ای که گلیمی حصیر داشت
    دیوار های روشن اش از جنس نور بود
    سقفی که پرتو اش به سماوات می رسید
    دربی که خاکبوس کریمان و حور بود
    آن خانه ای که شیر زن اش زینب آفرید
    آن خانه ای که عشق در آن خانه جور بود
    آن خاطرات روشن آن روز های دور
    از پیش چشم خاطر او در عبور بود
    آن خاطرات هر چه که بودند پیش از این
    یه جلوه از نجابت و عشق و شعور بود
                                  در چشم خاطرش همه غربال می شدند
                                  آئینه های روشن او چال می شدند
    لطفا به ادامه مطلب برويد
    ترکیب بند ترکی
    زبان حال حضرت سریه خاتون مادر مکرمه شاهزاده قاسم با راس مطهر آن جناب بر روی نیزه
     
    شعشعاتون قویدی حیرتده کلیمی قاسیمیم
    محو ایدیب انوارینه عقل سلیمی قاسیمیم
    هاجرین خوش حالینه اولسون منیم تک گورمدی
    عید اضحی بیر بیله ذبح عظیمی قاسیمیم
    زلفیوین عطری گلور باد صبالردن اوغول
    داح آیرما قانلی زلفوندن نسیمی قاسیمیم
    باشیوی کیم کسدی ویردی بیر اوجا نی اوستونه
    باغریمی قان ایلیوب حال وخیمی قاسمیم
                                     کاش ئولیدیم گورمیردیم بیله حالونده سنی
                                     یا ئوزون تک نیزه لر اوسته چیخاردیدون منی
    لطفا به ادامه مطلب برويد
    زبان حال حضرت امیرالمومنین در کنار بستر بیماری حضرت صدیقه شهیده
    صبر کن فاطمه جاننیست هنگام سفردیده ات را وا کنلطف این خانه مبر*بگذار از تو علیقصه ها ساز کندخواستی وقت سفربا تو پرواز کند*من به اندازه تواز همه سیر شدماز تو حتی از توزود تر پیر شدم*آه ، ای کوکب منخاطرت ناشاد استگر نتابی امشبعمر من بر باد است*کاش کاشانه مندر و دیوار نداشتیا اگر داشت ، درشزخم مسمار نداشت*کاش ای کاش علیجای تو سوخته بودبا دل سوخته اشپای تو سوخته بود*در و دیوار شکستهر دو پهلوی تو رادر و دیوار هنوزمی دهد بوی تو را*در تمام عمرمتکیه گاهم بودیگل پرپر شدهبی گناهم بودی***آه ای فاطمه امخاطرم ناشاد استگر نتابی امشبعمر من بر باد است
    زبان حال حضرت لیلا والده مکرمه شاهزاده علی اکبر با راس مطهر آن جناب بر روی نیزه
    بس که عمریم بسته دور عشقونده تار زلفیوه
    گوندوزوم اوخشور بوگون لر لیل تار زلفیوه
    گونده مین دفعه ئولور لیلا غموندن نیلسون ؟
    قویلا اودلی کونلیمی بیر گون مزار زلفیوه
    اولمیشام مجنونون ای وجه جمال ایزدی
    رحم ایله دام جنونده شکار زلفیوه
    قورمیشام زلفونده ماتم بزمی حال زاریمه
    ویر تسلی اولسا امکانونده زار زلفیوه
    اود وراندا قلب لیلادن او قانلی کاکلون
    یاندی فرش و عرش و مافیها شرار زلفیوه
    قویما صبریم کاسه سی هجرونده دیسون داشلارا
    بیر نظر ایله جدادن بی قرار زلفیوه
                         تل به تل باد صبا زلفونده قانه غرق اولوب
                         کاسه چشم خمارون قانلی اشکیله دولوب
    لطفا به ادامه مطلب برويد
    کربلا
       در گودی قتلگاهی
    که
          شانه های خدا را تکان داده بودی
             به بغض نشست
    و عشق
      در بوسه گاه خنجری
    که 
    خون خدا را
           از حنجرت
               به خون
    و شب
       از فراز نیزه هایی که
          در سیاهی چشمان
    خونین ات
    کبود شده بود
                  به ماتم
    و چنین بود که شعر من
    تا ابدیت چرخش خونین
    مردمک چشمان سیاهت
    به بغض و خون نشست
    و من
       تا همیشه
    کبود خواهم سرود
    تو ای تمام بغض های عاشقانه ام
    تو ای دلیل گریه های بی بهانه ام
    مرور کن شب سیاه بی کرانه ام
    که گم شده میان سایه ها ترانه ام
    من از جنونِ تازهِ دوباره خسته ام
    بیا که در هجوم سنگ ها شکسته ام
    بیا ببین که پشت من شکسته از غمت
    بیا ببین نشسته آسمان به ماتمت
    بیا ببین که این اسارت همیشگی
    دوباره بی تو می برد مرا به بردگی
    برایت این ترانه را همیشه خوانده ام
    فقط برای دیدن تو زنده مانده ام
    زمین برای من شده قفس بدون تو
    دوباره چنگ می شود نفس بدون تو
    بیا که در هجوم سنگ ها شکسته ام
    من از جنونِ تازهِ دوباره خسته ام
    غزلی قدیمی تقدیم حضرت مادر
    چیدنت فصل هیولایی انسان بوده است
    گرچه تلخ است ... ، از این قصه فراوان بوده است
    غیرت مرد به تاراج کسی رفت که او
    ننگ و نام همه غیرت انسان بوده است
    سرزمینی که تو را قدر شناسد افسوس
    بر تو و سلسله پاک تو زندان بوده است
    ولی آن خانه که تو گرم تجلی بودی
    بر حسین و حسن ان گوشه رضوان بوده است
    چه کسی گفت که قرآن نظری بر تو نکرد
    با تو هر آیه و هر سوره قرآن بوده است
    تو چنان غرق تجلی شده بودی که خدا
    محو این فصل شکوفایی انسان بوده است
    تقدیم به حضرت مادر صدیقه طاهره سلام الله علیها
    صبح از خواب پا شدی مادر
    مثل هر روز ذکر بر لب تو
    خانه از عطر عشق تو پر بود
    غرق بازی دوباره زینب تو
    صبح از خواب پا شدی ، این بار
    صبح تو شام آخرت بوده است
    صبح تو شب به خود ندید افسوس
    شام تو صبح پرپرت بوده است
    مهر و سجاده
    و قنوت
    و نماز
    سهم هر روز لحظه هایت بود
    آسمان های شعله ور در آه
    فصلی از ناله رهایت بود
    لحظه هایی که غرق ماتم شد
    بغض هایت رسید تا ملکوت
    خون پهلوی استخوان سوزت
    چکه چکه چکید تا ملکوت
    قصه بغض های تکراریت
    سهم هر روزت از زمان بوده است
    قامتی که ستون عصمت بود
    خسته و زخمی و کمان بوده است
    هیجده ساله بودی و اما
    قامتت خم ترین قامت بود
    برگ ریزان عمر تو بوده است
    جای جای تنت جراحت بود
    زخم هایت شروع بغض و جنون
    در و دیوار خانه شاهد آن
    محسنت سقط و بازوانت زخم
    ضربت تازیانه شاهد آن
    عصر یک فصل زرد پاییزی
    رفتی و خانه غرق ماتم شد
    رفتی و در هجوم زخم و جنون
    سایه مهربانی ات کم شد
    برای زلف خونین امام عشق حضرت سید الشهدا (ع)
    من پر از عشق سرکشی دیرین
    که رها کرده رو به ویرانیم
    مثل آن زلف غرق در خون ات
    برده تا آخر پریشانیم
    مددی کن که در طریقت عشق
    پای من لنگ و راه طولانی است
    خانه ای روی آب ها دارم
    نظری کن که رو به ویرانی است
    جاده ها را شمرده ام ، آری
    یک نفس عشق تا تو کم دارم
    از تو سرشارم و تهی از خویش
    من تو را دارم و چه غم دارم
    برای امام زمان (عج)
    برای دیدن تو لحظه لحظه ام کم بود
    بدون دیدن تو لحظه لحظه ماتم بود
    همان دمی که به یک لحظه دیدمت گفتم
    تمام عمر من آن لحظه و همان دم بود
    این هم تصویر گرافیکی اش که دوست خوبم آقا حمید زحمت شو کشیدند
    برای تمامی حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس
    من و تو فصل تازه ای بودیم
    که به آئینه تکیه می کردیم
    مثل یک آسمان به غربت خویش
    می نشستیم و گریه می کردیم
    هق هق بی بهانه من و تو
    رنگ تصنیف آسمانی داشت
    وسعت هر قنوت مان هر شب
    رنگ هایی ز بی کرانی داشت
    آسمان زخمی مسلسل بود
    بوی باروت و گاز می آمد
    در حضور هزار دشنه گرم
    عطر راز و نیاز می آمد
    گفته بودم ،... بیا که برگردیم
    راه مان سنگسار خواهد شد
    یاد من هست خوب می گفتی
    آن طرف ها بهار خواهد شد
    صبح فردا که شد تو را دیدم
    بی سر و پا که تا کجا رفتی
    عطر خون تو در هوا پیچید
    تکه تکه ز هم جدا رفتی
    بعد از آن این منم من تنها
    خیره در قاب عکس مبهم تو
    مست یک مشت خاطراتی سبز
    مانده از هر حسین جانم تو
    این دو لینک را حتما حتما حتما ببینید
    و
    2-جزئیات جدید از تربتی که روز عاشورا خون گریست
    آن روز
      چقدر بی تکلف
      گلویت را
      میهمان خنجری ساختی
      که شرم از گلوی اسماعیل داشت
    آه
    ای تلاوت سرخ
    ای قیام فصیح
      آن روز
            زبان ات
            فهم نارس مرداب را نچرخید
    و آب
    در زلال لب هایت ترکید
    و تیغ
    از خون خدا سیراب شد
                  
    كاروانت
        زمين رابر دوش مي كشيد
    و سرت
       عرش را
    آن قدرسفرت در اوج بود
    كه انسان مي توانست
        عرش را
               در حضيض تنور بر خاكستر ببيند
    ما مانده ايم و كثرت گفت و شنيد ها
    از اشتياق روي تو در بازديد ها
    در عصر مرگ و قافله بي شهيد ها
    ما را دلي است چون تن لرزان بيد ها
    اي سرو قد بيا و بياور نويد ها
    در حسرت نگاه سراپا خماري ات
    مائيم و دوري تو و چشم انتظاري ات
    زد خيمه بر حريم دلم شهرياري ات
    باز آ و با نسيم نگاه بهاري ات
    جاني دوباره بخش به اين نااميدها
    خون جگر نهفته دلم در سبوي خويش
    در وادي جنون نهاده سر آرزوي خويش
    تا بگذرد به پاي تو از آبروي خويش
    باز آ كه خلق را نكشاند به سوي خويش
    بازار پر فريب مراد و مريد ها
    ما زخم هاي كهنه به زنبيل كرده ايم
    شرح جنون خويش به تفضيل كرده ايم
    جان را به فرش راه تو تبديل كرده ايم
    ما جمعه را به شوق تو تعطيل كرده ايم
    اي روز بازگشت تو آغاز عيدها
    ترسم كه تا حضور تو انسان خطا كند
    از خويشتن شميم خدا را جدا كند
    خود را به پاي حرمله ها هم فدا كند
    برگرد تا زمين و زمان را رها كند
    چپ ها و راست ها و سياه و سپيد ها
  • <b> tag

    Warning:No <b> tag
  • Images without Alt Tag

    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/ar.gif
    http://www.blogfa.com/photo/h/hasanbolboli.jpg
    http://s3.picofile.com/file/7729087953/sedighe_ir.gif
    http://hiddensun.ir/hiddensun-theme/logo-aftab.jpg
    http://www.radiomaaref.ir/images/ads.gif
    http://safiranenour.ir/wp-content/uploads/2013/06/banner-righte-mam-zaman-copy.png
    http://safiranenour.ir/wp-content/uploads/2013/03/banner-left.png
    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/rss.gif
    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/folder.png
    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/calendar.png
    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/clock.png
    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/document_edit.png
    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/message.png
    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/edame.png
    http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2013/6/vesale_19012726.jpg
    http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2013/6/vesale_19001329.jpg
    http://shiatheme.persiangig.com/themes/behesht/edamelink.png
  • Traffic

    This report show rough estimate of hasanbolboli.blogfa.com's popularity
    See the traffic for sputnik20.deviantart.com
  • HTTP Header Analysis

    HTTP/1.1 200 OK
    Content-Type: text/html; charset=utf-8
    Server: Microsoft-IIS/7.5
    X-Powered-By: ASP.NET
    Date: Sun, 23 Nov 2014 16:15:36 GMT
    Content-Length: 216866
  • Dns Recode

    HostTypeTarget / IP(ipv6)TTLOther
    hasanbolboli.blogfa.comA38.74.1.501800class:IN
  • Whois

    IP Address: 173.255.194.52
    Maximum Daily connection limit reached. Lookup refused.